دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
کارت دعوت عروسی جاوید شاه با فرح

جمعه هجدهم آبان 1386

افزایش حقوق بشر و قیمت نفت

امنیت ملی

روزنامه نگار ایرانی
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
جواهری در بازار

رد پای یانگوم را در فروشگاه های مانتو و اسباب بازی بچه ها هم می توانید پیدا کنید
بوی کهنگی البسه فروشگاه های «تاناکورا» که در خیابان های شهر پیچید، چشم های خیلی ها برق زد.
«ریوزو» و «اوشین» کار خودشان را کرده بودند و مردم که از قیمت پایین لباس ها و نام نوستالژیک مغازه های عرضه کننده آنها جوگیر شده بودند، به تاناکوراها هجوم آوردند تا «سال های دور از خانه» تاجران لباس، با دم دستی ترین شیوه ممکن، پایان خوشی داشته باشد.
این مسئله، رسم تکراری همه سریال های محبوب تلویزیون شد، آن هم با شیوه های متفاوت؛ «هانیکو» که با «زندگی منشوری است ...» هفته ای یک شب بیننده ها را پای تلویزیون میخکوب می کرد، پای «کیمونو» ها را به بازار پوشیدنی ها باز کرد؛ «کلاه قرمزی و پسرخاله» رفتند روی جلد دفترها و برچسب روی کتاب بچه مدرسه ای ها شدند؛ «فوتبالیست ها» با شخصیت های کارتونی اش رفت قاتی لوازم التحریر بچه ها و عروسک های «داش سیا» و «داوود خطر» پشت ویترین ها به بچه ها و بزرگترها چشمک زدند. حالا دیگر همه تلویزیون ها روی شبکه 2 تنظیم شده اند و در بازار هم یانگوم ترکانده است. می گویید نه، کافی است یک روز در مرکز خرید تهران بگردید تا نشانه های «یانگوم» را در بازار ببینید؛ مثل همین کاری که ما در میدان هفتم تیر تهران و چند بازار دیگر تهران کرده ایم:
میدان هفتم تیر تهران- عصر پنجشنبه
کاغذ آگهی را یک بار دیگر نگاه می اندازیم؛ «عرضه جدیدترین مانتوهای فصل با بهترین کیفیت و نازل ترین قیمت؛ مانتو ریون، سارافون، مانتو یانگوم و ...» نشانی را یک بار دیگر می خوانیم تا مطمئن شویم درست آمده ایم؛ یک فروشگاه بزرگ که در نگاه اول، از ظاهر مشتریان و قیافه فروشندگان اش اصلاً نمی شود حدس زد که بازار مانتوهای مزین به نام شخصیت های سریال های تلویزیونی به اینجا هم کشیده شده باشد؛ اما سوال از فروشنده، دیگر مطمئن مان می کند.
شما مانتو یانگوم دارید؟
بله، 3 مدل هست.
بعد، از جالباسی های دایره وار انتهای سالن مغازه، چند مدل را می کشد بیرون و یکی یکی توضیح می دهد؛ «این مدل پارچه ساتن دارد، کار فوق العاده جدید و شیکی هم هست. این یکی، مدل پاییزه یانگوم است؛ تازه همین دیروز آورده ایم. مدل یقه و سرآستین اش هم جدید است، رنگ بندی هم دارد...». قیمت ها را یکی یکی نگاه می کنیم؛ «37 هزار تومان، 48 هزار و 500 تومان، 50 هزار تومان و ...» درباره سایر مانتوها و اختلاف قیمت ها چند تا سوال می کنیم و بعد نوبت سوال های اصلی می رسد:
چند وقت است مانتوهای یانگوم وارد بازار شده اند؟
2 ماهی می شود که این مانتوها را آورده ایم.
مردم چقدر می آیند دنبالش؟ اصلاً کسی خبر دارد که مانتویی به اسم یانگوم هم وارد بازار شده؟
استقبال فوق العاده بوده. بیشتر مردم می دانند اما آنهایی هم که نمی دانند، وقتی می آیند و این مدل های جدید را می بینند، خوش شان می آید و می خرند.
اما این مدل های جدید که فروشنده جوان حرفشان را می زند، زیاد هم جدید نیستند؛ فقط چند تا تغییر کوچک در طراحی مانتو به چشم می خورد. بیشتر این مدل ها یقه و سرآستین 2 رنگ دارند؛ یعنی رنگ مانتو سیاه است و روی سرآستین و یقه، پارچه های راه راه و نقش دار سیاه و سفید دوخته شده است. چند تا طراح خوش ذوق دیگر هم ابتکار زده اند و یک کیف رودوشی خیلی کوچک، همرنگ مانتو آویزان کرده اند رویش که همین ابتکار کوچک، قیمت مانتو را کلی بالاتر برده است.
گفت و گوی ما با فروشنده جوان، این بار به طراحی مانتوها می کشد:
طرح این مانتوها که زیاد جدید نیست. الان اگر کسی بیاید توی مغازه و این مانتو را ببیند، اصلاً به ذهنش می رسد که مثلاً مدل این مانتو، مثل پوشش زنان سریال «جواهری در قصر» است؟
خب، اینها زیاد مهم نیست. اصولاً هر مانتویی که 4 تا نقش و نگار اضافه داشته باشد را مشتری می پسندد و می گوید جدید است؛ حالا اسم یانگوم رویش باشد یا هر چیز دیگر.
اصلاً این مانتوها را از کجا می آورید؟ کار تولیدی خودتان است یا برایتان می آورند؟
بیشتر مانتوهای مغازه کار خودمان است. اما مانتوهای یانگوم را از یکی دو تا تولیدی می خریم، سفارش می دهیم و برایمان می آورند.
روزی چند نفر می آیند سراغ این مانتوها؟
معمولاً برای هر مدل یانگوم، حدود 20 تایی در روز فروش داریم.
غیر از شما مغازه های دیگر هم مدل یانگوم می فروشند؟
بله، هستند؛ مانتو سرخپوشان، مانتو عاج، مانتو ایپک و ... اینها همه شان خیلی وقت است مدل یانگوم را دارند و می فروشند.
قابلمه یانگوم نشان
خیابان جمهوری اسلامی – پنجشنبه شب
پاساژ پر است از لوازم بچگانه و اسباب بازی های رنگارنگ؛ «مرد عنکبوتی» هنوز توی بورس است و نشانه های «تام و جری»، «پلنگ صورتی» و «پت و مت» را می شود هنوز توی فهرست محبوب ترین های بچه ها هم می شود مشاهده کرد.
سرویس های اسباب بازی چینی را دیده اید؛ همان ها که توی یک جعبه کوچک، ابزار کار یک حرفه را می ریزند و می گذارند پشت ویترین تا اسبابی باشد برای بازی و سرگرمی بچه ها؟ همین سرویس های نجاری و آشپزی پلاستیکی و قابلمه های کوچک و سبک را می گوییم.
آقای فروشنده خوش ذوق پشت ویترین مغازه اش، کالایش را این طور معرفی کرده است:
«سرویس کامل آشپزی یانگوم (جواهری در قصر) فقط 3500 تومان».
ظاهر اسباب بازی را که نگاه می کنی، هیچ نشانی از یانگوم ندارد، عین همان قدیمی هاست؛ چند تا بشقاب کوچک، کفگیر، ملاقه و قاشق و چنگال پلاستیکی مخصوص دختربچه های 4-3 ساله که بعید است بتوانند حدود یک ساعت بنشینند پای یک سریال خارجی تا ببینند داستان «افسر مین جانگو» و «یانگوم» چه سرانجامی خواهد داشت. اما به قول فروشنده «بچه ها نمی دانند، پدر و مادرها که می دانند!». حالا فکرش را بکنید که بابا و مامان یک دخترک 4-3 ساله، به عنوان کادوی تولد برایش «سرویس آشپزخانه یانگوم» بگیرند و تصور کنید چهره مبهوت دخترک را وقتی از اسم «یانگوم» چیزی نمی داند و بی خیال اینکه الان کفگیر یانگوم توی دستش است، دارد برای خودش و بچه هایش در «خاله بازی» ناهار درست می کند.
یانگوم جون سلام!
همان خیابان- همان روز
دامنه این کارها به این طرف بازار هم کشیده شده است. تنها چند تا مغازه آن طرف تر، یک فروشنده خوش ذوق تر و البته به روزتر، همگام با تغییرات سریال، دست از آشپزخانه دربار برداشته و رفته توی کار «دکتر جون سلام» های ایرانی، همان گوشی و آمپول و دستگاه فشارسنج پلاستیکی تولید داخل. حالا که یانگوم شده پزشک مخصوص دربار، باید هم لوازم دکتری اش این جوری برود توی بورس دیگر:
«سری کامل لوازم پزشکی یانگوم رسید».
داخل مغازه، پسرک 8-7 ساله ای یکی از این «دکتر جون سلام» های یانگومیزه شده را با افتخار توی دستش گرفته و خنده کشدار روی لبش، لبخند را روی لب های بابا و مامان و البته فروشنده هم نشانده است. می رویم سراغ فروشنده.
این اسباب بازی های یانگومی ابتکار خودتان بوده؟
نه، در واقع تجربه موفق بعضی همکاران بوده و ما هم داریم تکرارش می کنیم.
یعنی واقعاً این قدر روی فروشتان تاثیر می گذارد؟
چرا که نه! همان موقع هم که فوتبالیست ها را از تلویزیون نشان می دادند، توپ های فوتبال معمولی مان فروش اش چند برابر شد.
کسی هم می آید دنبال این اسباب بازی های قدیمی؟
به طور خاص کسی دنبالش نیست اما وقتی می آیند و این نوشته های تبلیغاتی را می بینند، خوش شان می آید. بچه ها احساس همذات پنداری و الگوپذیری شان خیلی زیاد است.
از جاسوئیچی تا سینی
بازار تهران- صبح شنبه
کمی آن طرف تر از سبزه میدان، آنجایی که بساط دستفروش ها پهن شده، یکی دارد داد می زند: «سینی یانگوم بیا». یک سینی کوچک قهوه ای رنگ را هم بالا گرفته که عکس یانگوم- در حالی که لبخند می زند- روی آن نقش بسته است.
1500 تومان هم قیمتش است. کمی آن طرف تر، توی سبد یک مغازه (از همان مغازه هایی که همه چیز از شیر فلکه حمام تا بالش خواب را می شود توش پیدا کرد)، کفگیر چوبی آشپزخانه با نقش چاپ شده یانگوم گذاشته اند؛ کنارش هم چند جاسوئیچی ساده و بی ربط که تنها شباهت شان همان عکس تکراری بازیگر کره ای جمعه شب های شبکه 2 است.
چند نفری نشانی داده اند که «جواهری در قصر» توی بازار بین الحرمین هم بازار داغی دارد. راه بورس لوازم التحریر تهران را که پیش می گیریم، چشم مان به جمال یانگوم روی تی شرت های کوچک و بزرگ 500 تومانی و 1000 تومانی روشن می شود. بین الحرمین امسال در قبضه جواهری در قصر است؛ پاک کن، جامدادی، کیف های پارچه ای و طلقی و ... همه با یک طرح مشابه، یانگوم بازاری است اینجا که نگو و نپرس!
کاری به اینکه شخصیت های محبوب تلویزیونی چه نقشی در بازار مواد مصرفی ما دارند، نداریم؛ حتی به اینکه مردم چقدر، چه موقع و چطور تحت تاثیر این تبلیغ ها قرار می گیرند. فقط داریم به این فکر می کنیم که یک سال بعد- نه، حتی 6 ماه بعد- چه کسی می خواهد این تب فرونشانده شده را دوباره با یک چهره دیگر بالا ببرد یا حتی تکلیف این همه اجناس «یانگومی» که بعد از این مدت، فروش نرفته و روی دست فروشندگان اش مانده، چه خواهد شد؟ شاید چهره ای دیگر ظهور کند و دوباره همان آش و همان کاسه!
منبع: همشهری جوان
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
دکتر مصطفی معین

البته این عکس برای زمانیه که هنوز سن بلوغ را رد نکرده بود![]()
گرفتن رب انار به شیوه کاملا بهداشتی![]()

بدون شرح!

زنگوله پای طابوت رییس جمهور افغانستان

بچه دار شدن در این سن نشان از امید به زندگیه
اشتباه نکنید امام نیست

جمشید هاشم پور در نقش امام
جالبترین سرمربی ایران

جاوید شاه در مراسم سالگرد تاج گذاری

در حال فوت کردن شمع ها
دو همکار جدید در یک عکس

البته بر خلاف عکس باید فیروز پر رنگ تر بشه
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
دکتر حداد عادل

تاحالا موی دماغ حداد رو از نزدیک دیده بودین؟!
مهمانی شام در ترکیه با حضور متکی

فرمانده ارتش از كارگاه آموزش زندگي در شرايط سخت بازديد كردند.

چه زندگي سختي بشه با جوجهكباب و منقل و...!
اين تصوير هم پاسخ دندانشكني براي افرادي كه گذشته رئيسجمهور
رو زير سؤال ميبرن.

تصوير شركت احمدينژاد در جبهههاي حق عليه باطل
راستي، آقاي صاحبي فرد هم پيروزمندانه از ماه عسل بازگشتند.

چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
وایییییییییی

چاوز ، دوست صمیمی محمود در حال بوسه زدن بر دستان مانکن انگلیسی

چاوز با همان پیراهن در کنار دوست و همتای ایرانی خود
پارادوکس
دو عکس بالا خود بدون شک گواه بر این است که سیاست های رییس جمهور وقت ایران
محمود احمدی نژاد که گویا از دل مردم برخاسته تا فقر و تنگدستی مردم را از بین برده و
همچون رابین هود زمانه از غنی گرفته و به فقیر بدهد راهی جز به ترکستان ندارد.
۲ سال و نیم از ریاست رجایی دوم یا همان اسپایدر من آرییایی گذشته و در این ۲۹ماه و
چند روز گذشته وضع رفاهی اقتصادی مذهبی سیاسی و اجتماعی مردم بهتر نشده که
گویا بدتر نیز شده. نارضایتی مردم از وضع معیشتی خود در این ۲۹ ماه انچنان سرعتی به
خود گرفته که در این ۲۹ سال گذشته از انقلاب بی سابقه بوده است! از سهمیه بندی
بنزینی که قرار بود پول نفت خامش بر سر سفره مردم بیاید و به اشتباه بر سر میز های
ناهار خوری دولتمردان رفت بگیر تا اعتصاب بی سابقه معلمان و دستگیری و کتک زدن
دختران بد حجاب. در این میان نباید از تعطیلی و پلمپ بیش از ۳۴ نشریه و خبرگزاری
چشم پوشی کرد ، نباید از دستگیری ۱۱۵ معلم استاد دانشگاه و فعال دانشجو به سادگی
گذشت. تصویر زشتی که محمود احمدی نژاد با سیاست های غلط خود از مردم ایران در
برابر جهانیان به نمایش گذاشت ، هیچگاه از ذهن و خاطره من ایرانی پاک نخواهد شد.
سخنان عامیانه و لفظ بی تکلف احمدی نژاد قبل از ان انتخابات ننگین ، انچنان مردم را
خام خود کرد که گویا اعوذ بالله فرستاده ای از جانب پروردگار باری تعالی امده است تا
ظلم و ستم و فقر و بدبختی را نه تنها از ایران بلکه از تمام این کره خاکی پاک کند تا از
ان به بعد فرزندان ما به این آرییایی افتخار کنند و در کتاب فارسی سوم دبستان خود به
جای دهقان فداکار نام محمود فداکار را بخوانند و اما حال این محمود با همان لفظ عامیانه
که به هیچ وجه شایسته یک رییس جمهور نیست در مجامع بین المللی سخن میراند و
سخنرانی هایی از قبیل اینکه اسراییل را ( با ان همه نیروگاه هسته ای ) باید از نقشه حذف
کرد و یا این که ایران ظرفیت بیش از ۱۲۰ میلیون نفر را دارد و خانواده ها باید در امر بچه
دار شدن تعدد بیشتری به خرج دهند و زاد و لد بیش تری داشته باشند واز این قبیل...
در مقابل خبرنگار فرانسوی و ۷۰ میلیون چشم به راحتی و با همان لفظ بی تکلف از
ازادی مطلق در ایران سخن میگوید! از ازادی ملتی که جوانانش را به زور و از پیاده رو
ها جمع میکنن تا به خدمت سربازی بفرستند ، دختران و زنانش را به زور کتک در
مقابل مردانشان ارشاد می کنند تا دزدان و قاتلان به راحتی به کار خود ادامه دهند ،
ازادی که در ان روزنامه نگاران را به جرم چاپ اخبار بدون سانسور زندانی می کنند.
محمود در مقابل خبرنگار فرانسوی به راحتی از ازادی استفاده از ماهواره در ایران
سخن میگوید. ( شرح در عکس)

حال نقطه زیرکانه ای که در این میان به چشم افراد عام جامعه نمی اید ، سفر های استانی
رییس جمهور ایران به شهرستان ها و نقاط دور افتاده ای که تا به حال نه تنها رییس
جمهور، بلکه شهرداری نیز از انجا بازدید نکرده است ، است .

احمدی نژاد با این
سفر ها و سخنرانی های کذب خود در دل مردم ان شهر ها نور امید را روشن میکند
تا ان مردم ساده که تا به حال رییس جمهوری به این خوبی نداشته اند که به ان ها سر بزند
مدتی را خوشحال باشند اما غافل از این که تمامی این سفر ها که به منظور تبلیغات دولت
نهم است ، سودی که ندارد هیچ از بودجه بیت المال صرف میشود تا فرشته نجات مردم
به تبلیغات خود ادامه دهد و مردم ساده دل غافل از همه جا را به نوعی اغفال کند.
۱۲۰ میلیارد دلار صرف سفر های استانی رقم کمی نیست. حداقل با این بودجه
میتوان به پروژه ساخت مسکن در ونزوئلا که ایران عهده دار ان شده است
سرعت بخشید و تعداد بیشتری خانه و مدرسه در ونزوئلا ساخت ، هرچه باشد
کشور ونزوئلا که رییس جمهور به این با صفایی ( اشاره به عکس بوسه) دارد
از مردم فقیر و بی خانمان ما که هر سال در جشن رمضان خانه دار میشوند و دوباره
سال بعد بی خانمان میشوند واجب تر اند. در هر حال مسیری که در این دوسال و
چند ماه طی شده است کماکان نیز ادامه دارد و دولت با دادن باج به کشورهای ضعیف
جهان همچون ونزوئلا ، نیکارا گوئه ، لبنان و ... و همچنین ایجاد رابطه و دوستی
با کشور های ضعیف منطقه از جمله تاجیکستان ، افغانستان ، عراق ، جمهوری اذربایجان
، ارمنستان ، پاکستان ، ترکمنستان و...... اقتصاد و اینده ایران زمین را به سرعت به اعماق
گودال های نا امنی و زوال هدایت میکند تا زمانی که آرییایی و ایران زمین تنها به
خاطره ای در ذهن ها تبدیل شود. امید است که هرچه زود تر با ظهور تنها پرستوی
جزیره عشق ، منجی عالم بشریت امام عصر (عج) ، حق علیه باطل پیروز و جهان
از این تاریکی مطلقی که به خود گرفته رهایی یابد.
یا حق


