در آستانه انتخابات مجلس: بینی ات را بگیر و برو
رای بده!!!
دیشب که به دعوت بعضی دوستانم به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابان مجلس هشتم رفته
بودم ، دوباره تمام دودلی ها ، سرخوردگی ها ، نا امیدی ها و ... به سراغم آمد . به هیچ تعارفی
هیچ ایده ای برای تبلیغات و بوبژه استفاده از فضای مجازی و ... برای شکاندن فضای سرد
سیاسی این روزهای ایران که از سرمای هوا نیز دمایش پایین تر است به ذهنم نمی رسید .
معتقدم باز هم در آستای انتخابات تاره و در حالی که نزدیک به شصت روز تا انتخابات باقی
مانده است ، همه سوالهای پاسخ داده نشده ی تمامی این سالها باز هم کماکان در پیش روی آنهایی
که در طول هشت سال در سه تا چهار انتخابات نزدیک به هشتاد میلیون رای به جریان اصلاح
طلبی و یا جریان معروف به اصلاح طلبی داده اند باقی مانده است . جریان اصلاح طلبی امروز
در حالی باز هم به سراغ مردم می آید و آنها را تشویق به رای دادن می کند که خود به خوبی
می داند که دلسردی و بی تفاوتی ای که امروز در طبقات هدف جریان رفرمیستی در ایران
وجود دارد تا حدود زیادی ناشی از کاستی های آنان نیز بوده است .
به خاطر دارم که چند ماه قبل که به دلیلی مهمان جلسه کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت بودم
و بحث پیشنهاد شعار انتخاباتی و چگونه بودن شعار مورد نظر مطرح بود ، دکتر خانیکی
مواردی را در آن جلسه مطرح کرد که دقیقا بیانگر لزوم پاسخگویی جدی به سوالات مهم مردم
و بویژه طبقه مخاطب جریان اصلاح طلبی نسبت به نحوه کارکرد ها و کوتاهی های جریان
اصلاح طلبان حکومتی در قبال دوران حاکمیتی شان قبل از هر گام انتخاباتی و مهمتر از هر
شعاری بود .
و امروز بیشتر به آن فکر می کنم که جریان اصلاحات کماکان در سرگیجگی تحولات سیاسی
چند ساله اخیر ایران بسر می برد . آن هنگام که دغدغه ی بزرگترین حزب اصلاحات ایران آن
شد که نسخه دست چندم جریان اقتدارگرا را برای انتخابات که همان سازمان رای یا همان رای
سازمانی بود را برای هواداران خودش پیاده سازی کند مشخص بود که این سرگیجگی ادامه
دارد . استفاده از الگوی رای تلفنی و بسیجی برای حزب و جریانی که طبقه ی مخاطبینش طبقه
متوسط و اهل اندیشه ی جامعه است بیانگر این پارادوکس بزرگ بود .
امروز جریان اصلاح طلبی که شعار و پیدایشش با گفتمان طبقه متوسط بوده است و برای رای
آوردن از مکانیسم های چوپانی طبقه عامه مردم استفاده می کند مصداق بارز از آنجا مانده و از
اینحا رانده ی سیاسی شده است . تلاش برای حفظ اصل سیاست ورزی و تن دادن به تمامی رد
صلاحیت ها و کارشکنی ها و تقلب ها و در کنار آن شعار ساز مخالف زدن سبب شده است که
نه حاکمیت به اندازه دیگر فرزندانش دست محبت به سر این فرزند شیطانش بکشد و نه طبقه ی
متوسط و توده ی مردم دیگر حداقل اعتمادی به این جریان داشته باشند .
اما در این شرایط چه باید کرد ؟! مهمترین و مهترین شعار و سخن این است که باید با مردم
صادق بود ؛ باید کماکان از محبوبیت و شخصیت کاریزماتیک سید محمد خاتمی در بین مردم و
طبقه ی متوسط جامعه ایران استفاده کرد و به قولی ته دیگ محبوبیت خاتمی را نیز در آورد و
به آنها گفت با آنکه سخن خاصی نداریم و توان فوق العاده ای هم نداریم اما برای آنکه این جریان
پوپولیست و عوام گرا را کمی و حتی کمی کنترل کنیم بیایید و نه با افتخار و سر بلندی بلکه با
سر افکندی به کسانی رای بدهید که حداقل اگر توان حق گویی و پی گیری راستین رای تان را
ندارند ، حداقل آب نیز در آسیاب پوپولیست ها نمی ریزند .
بی شک لیستی که تایید صلاحیت می شود و از فیلتر های مختلف بازرسان و ناظران و مجریان
و ... می گذرند و آنها که این روزها در ستاد های اصلاح طلبان همانند تمامی این سالها همان
حرف ها ، همان شعار ها و ... را می زنند و همان جلسات تکراری را بدون هیچگونه سخن
تازه ای برگزار می کنند ، هیچ شور و نشاطی در نظر آنان که نه انتخابات را وظیفه ی شرعی
می دانند و نه به حاکمیت اعتقادی راستین دارند نمی آفریند ؛ پس تنها باید با مردم صادق بود و به
آنها گفت در حالی که تحریم و شرکت نکردن در انتخابات خواسته و آرمان جریان اقتدار گرا
هست و هیچ فایده ای برای آینده این مردم نداشته و نزدیک به دو سال قبل مهمترین ثمره اش را
دیده ایم ، پس بیایید و سر های خود را در گریبان کنید و بینی هایتان را بگیرید تا بوی تعفن
سازش کاری و ... عذابتان ندهد و تنها به امید آنکه بدی را از بین بدتری انتخاب کنید به جریان
اصلاح طلبان رای دهید .