تبليغاتX
اراک سیتی آرزومند آرزوهای نیک شماست **==برای بهره بردن از تمامی مطالب به آرشیو موضوعی بروید اراک سیتی-احمدی نژاد و عکسهای جنجالی +18

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

پیروزی چلسی با گل های بالاک / منچستر برای قهرمانی رقیب پیدا کرد

 

 

تیم فوتبال چلسی با گلزنی بالاک موفق شد در هفته سی و ششم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاههای انگلستان برابر منچستر یونایتد به پیروزی دست یابد.

هفته سی و ششم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاههای انگلستان عصر امروز با برگزاری یک دیدار آغاز شد که طی آن تیم فوتبال چلسی موفق شد با نتیجه 2 بر یک از سد منچستریونایتد عبور کند.

برپایه این گزارش، در این بازی پر برخورد که در ورزشگاه استمفوردبریج برگزار شد، بالاک (45 و 86- پنالتی) گل های چلسی را به ثمر رساند و وین رونی (56) تنها گل منچستر را وارد دروازه چلسی کرد. همچنین بالاک، میکل و دروگبا از تیم چلسی و براون، وان درسار، هارگریوز و فردیناند از تیم منچستر بازیکنان اخطاری این دیدار بودند.

با این پیروزی تیم چلسی 81 امتیازی شد و به خاطرتفاضل گل کمتر نسبت به تیم منچستریونایتد، جایگاه خود در رده دوم جدول رده بندی رقابت های لیگ برتر انگلستان را تثبیت کرد. این تیم همچنین مانع از قهرمانی زودهنگام منچستر در این رقابت ها شد.

در دو بازی پایانی رقابت های لیگ برتر انگلستان منچستر برابر وستهام و ویگان به میدان می رود و چلسی با نیوکاسل و بولتون دیدار می کند که این دیدارها قهرمان رقابت های فصل جاری لیگ برتر انگلستان را مشخص خواهد کرد.

 

 

نوشته شده توسط در 23:6 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

مصاحبه خبرنگار اراک سیتی باحسین کعبی

اول از بازى بگو.
- بازى و نتيجه هر دو خوب و راضى كننده بود البته با توجه به شرايطى كه ما داشتيم چنين نظرى دارم.


مگر شرايط شما چطور بود؟
- اول اينكه زمين مسابقه بسيار سفت بود و اين مسأله تأثير بسيار بدى روى بازى تيم ما گذاشت. ۲۰ دقيقه پايانى را هم كه همه ديدند به خاطر تصميم نادرست داور مجبور شديم ۱۰ نفره به بازى ادامه بدهيم. به نظر من، مس اصلاً تيم كوچكى نيست و در اين فصل مقابل تيم هاى بزرگ از جمله استقلال خيلى خوب نتيجه گرفته است. آنها در نيمه اول خيلى خوب بازى كردند و در نيمه دوم نيز برترى از آن پرسپوليس بود. در كل با توجه به اينكه در زمين حريف بازى مى كرديم از كسب يك امتياز نبايد ناراحت باشيم.


مى رسيم به اخراج تو، براى دومين بار طى ۳هفته از داور كارت قرمز گرفتى، اين موضوع براى بازيكن با تجربه اى مثل تو اصلاً خوب نيست، قبول دارى؟
- بله صددرصد اما اجازه دهيد تا تكليف اين كارت قرمز مشخص نشده، حرفى نزنم.


مگر قرار است چه اتفاقى رخ دهد؟
- من شديداً مخالف تصميم داور هستم و معتقدم خطاى پنالتى صددرصد روى من اتفاق افتاده است از اين رو از باشگاه خواسته ام از طريق كميته انضباطى يا كميته داوران پيگير آن باشند. من با مداركى كه دارم حتماً حق خود را خواهم گرفت.


از كدام مدارك حرف مى زنى؟
- يكى دو تا از عكاسان از صحنه خطاى بازيكن حريف روى من عكس گرفته اند و فكر نمى كنم مدركى از اين قويتر موجود باشد كه ثابت شود روى من خطاى پنالتى صورت گرفته و تمارضى در كار نبود. دست بازيكن حريف كاملاً روى شانه هاى من بود و همه همتيمى هايم اين موضوع را تأييد مى كنند.


فكر مى كنى شكايت تو اثرى داشته باشد؟
- به راحتى از كنار اين مسأله نمى گذرم و هم خودم و هم باشگاه تا آخر پيگير اين ماجرا خواهيم بود. هيچ وقت اجازه نخواهم داد حقم به همين راحتى پايمال شود.


با توجه به كارت قرمزى كه گرفتى و همچنين بازى بعدى تيمت را كه از دست دادى، به احتمال خيلى زياد ۲۰ ميليون از سوى باشگاه خود جريمه خواهى شد، حتماً از اين موضوع اطلاع دارى؟
- بله مطلع هستم و هيچ اعتراضى هم ندارم.


 از بازى خودت در كرمان راضى هستى؟
- برايم مهم نيست ديگران چه نظرى دارند. به اعتقاد خودم بهترين بازى ام را مقابل مس انجام دادم. همانطور كه قبلاً در خصوص ۴ بازى قبل خود نيز گفتم كه افتضاح بودم.

نوشته شده توسط در 22:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

اخبار فوتبال ایران

تلويزيون ورزشى عربستان:
باخت به سپاهان صعود الاتحاد را زير سؤال برد
تلويزيون ورزشى عربستان در پايان ديدار تيم هاى سپاهان ايران و الاتحاد عربستان در دور چهارم مرحله گروهى ليگ قهرمانان آسيا با انتقاد شديد از بازيكنان و كادرفنى الاتحاد گفت: باخت در مقابل سپاهان صعود الاتحاد را زير سؤال برد.
مفسر ورزشى تلويزيون عربستان با ابراز تعجب از كاهش قواى جسمانى بازيكنان الاتحاد افزود: سپاهان براى ديدار با الاتحاد استراتژى داشت و اين تيم را آنقدر خسته كرد تا در پايان در لحظه حساس و وقت مرگ، شكست را بر اين تيم تحميل كرد و حتى مى توانست در دقايق پايانى به گل هاى بيشترى نيز دست يابد. سپاهان به خوبى در مقابل حملات تيم الاتحاد در نيمه اول مقاومت كرد و با پر كردن فضاها و هماهنگى خط دفاعى اش هرگز اجازه نداد زردپوشان الاتحاد به دروازه اين تيم دست پيدا كنند. مفسر اين تلويزيون همچنين از ارائه بازى كند ياران الاتحاد نيز انتقاد كرد و افزود: ياران الاتحاد در زمان حمله بايد نه تنها به بازى سرعت مى دادند بلكه با نفرات بيشتر دفاع سپاهان را زير فشار قرار مى دادند. او شانس صعود الاتحاد را بسيار ضعيف دانست و با ابراز تعجب از پيروزى هاى پياپى نماينده  ازبكستان گفت: عدم نتيجه گيرى سپاهان در مقابل الاتحاد سوريه و پيروزى زردپوشان الاتحاد عربستان در مقابل نماينده ازبكستان تنها بخت صعود نماينده فوتبال سعودى ها خواهد بود.
مفسر تلويزيون ورزشى عربستان سعودى در پايان اعتماد به نفس بازيكنان سپاهان را ستود و از دو شكست اوليه سپاهان، نايب قهرمان باشگاه هاى آسيا در مسابقات فصل جارى فوتبال آسيا ابراز تعجب كرد.

تيم ملى فعلا بدون بازى تداركاتى
كفاشيان: مشكلى داريم به نام پول!
174315.jpg
خبر هيجان انگيز مسافرت پله و مارادونا به تهران همه فوتبال دوستان ايران را بر سر ذوق  آورده بود، سوژه داغ محافل ورزشى حول سفر دو اسطوره تاريخى دنياى فوتبال به تهران مى چرخيد، محمد هادى آيت اللهى با تاييد نسبى اين خبر هيجان حاكم بر اين سفر رويايى را افزايش بخشيد اما على كفاشيان رييس فدراسيون فوتبال واكنش متفاوتى در اين خصوص نشان مى دهد: «من خودم با ديدن خبر مسافرت پله و مارادونا به تهران شگفت زده شدم. وقتى خبر را خواندم و ديدم عضو هيات رييسه فدراسيون نيز ماهيت آن را به نوعى تاييد كرده با آيت اللهى تماس گرفتم كه وى اين ماجرا را تكذيب كرد!
با وجود منتفى شدن مسافرت پله و مارادونا به تهران از سوى رييس فدراسيون برخى محافل خبرى مدعى شدند با توجه به روابط دوستانه ايران و اين دو اسطوره فوتبال به احتمال فراوان زمينه سفر پله و مارادونا از طريق نهادهاى ديگر مهيا مى شود تا مردان نامى فوتبال جهان كه كارنامه اى به ياد ماندنى نزد ايرانى ها دارند در تهران حضور يابند. اين افراد براى اثبات فرضيه خود به پيام ديه گو آرماندو مارادونا در ماه هاى پايانى سال ۸۶ خطاب به رييس جمهورى و ملت ايران اشاره مى كنند و مى گويند با توجه به پاسخ دكتر احمدى نژاد به پيام مارادونا احتمال سفر قريب الوقوع اسطوره آرژانتينى به ايران زياد است . با اين حال حرف هاى على كفاشيان به بهانه اين ماجرا جالب توجه است.

انگار قرار است به زودى شاهد حضور چهره هاى شاخص فوتبال جهان مثل مارادونا و پله در تهران باشيم.
< حقيقت امر اين است كه من خودم با ديدن اين خبر شگفت زده شدم وقتى متن خبر را خواندم با آقاى آيت اللهى تماس گرفتم كه ايشان ماهيت اين خبر را به اين شكل رد كردند.
يعنى اصلا چنين ماجرايى مطرح نيست.
< تنها در حد حرف است، چند وقت پيش اعضاى هيات رييسه با سفير برزيل در تهران نشست مشتركى داشتند. در حاشيه آن مراسم بحث سفر پله به تهران مطرح شد اما تا اين لحظه كه با شما حرف مى زنم هيچ برنامه اى براى سفر پله به تهران در كار نيست.
چند درصد فكر مى كنيد اين سفر به تهران انجام شود.
< ما برنامه خاصى براى اين موضوع نداريم، اگر آنها تمايل داشته باشند ما درخواست سفر به تهران را بررسى مى كنيم، اما به جرات مى گويم تا هم اكنون هيچ تماسى با طرف برزيلى برقرار نشده كه از آنها درخواست شود به ايران بيايند.
گويا قرار شده تيم ملى در روز سوم خرداد به مصاف بلغارستان برود.
< اصلا اين خبر صحت ندارد. درخصوص بازيهاى تداركاتى تنها موضوعى كه موثق است اين مطلب است كه فعلا هيچ بازى تداركاتى قطعى نشده و تيم ملى فعلا حريف تداركاتى ندارد.
اما در خبرها آمده بود بازى تداركاتى با تيم ملى كنگو قطعى شده است.
< فعلا كه هنوز هيچ ديدار تداركاتى قطعى نشده است. بازى بلغارستان يا كنگو بايد از تاريخ ۶ خرداد به بعد انجام شود چون تا ۵ خرداد تيم ملى در اردبيل اردوى تداركاتى خواهد داشت و روز سوم خرداد يك بازى دوستانه در اردبيل انجام مى دهد. با اين حساب به دنبال تيم هايى هستيم كه بعد از اين اردو امكان حضور در تهران را داشته باشند.
پس با اين حساب تيم ملى همچنان بدون حريف تداركاتى است.
< مشكلى نيست، ما از طريق روابط امور بين الملل فدراسيون به دنبال عقد قرارداد با كشورهاى مورد نظر هستيم تا تيم ملى بتواند بازيهاى مورد قبولى انجام دهد.
ماجراى تشكيل تيم (ب) به دست فراموشى سپرده شد، پيش از اين مهدى تاج از انتخاب كادر فنى اين تيم خبر داده بود ولى انگار اين موضوع كاملا فراموش شده است.
< تيم (ب) يكى از واجبات است، فدراسيون فوتبال به تشكيل اين تيم عقيده راسخى دارد اما شرايط فعلى به گونه اى نيست كه ما بخواهيم تيم ملى بزرگسالان و تيم ملى (ب) را همزمان هدايت كنيم، ما منتظر پايان مسابقات ليگ برتر هستيم تا سرمربى تيم ملى وقت بيشترى پيدا كند سپس با تشكيل جلسه اى ويژه سرنوشت اين تيم را مشخص مى كنيم تا با نظر على دايى سرمربى اين تيم انتخاب شود. تيم (ب) بايد رقيب اصلى تيم بزرگسالان باشد پس سرمربى آن بايد ويژگى هاى مدنظر على دايى را داشته باشد.
وضعيت تيم اميد چه مى شود؟
< ما فعلا تيمى به نام تيم اميد نداريم، در واقع تيم جوانان ما در شرايط فعلى با جديت كار خود را ادامه مى دهد تا جايگزين تيم اميد شود. فدراسيون فوتبال قصد دارد با تدابير لازم مجموعه كادر فنى تيم جوانان را تقويت كند تا اين تيم بتواند در مسابقات پيش رو به خوبى عمل كند و از نام ايران دفاع كند.
تقويت كادر فنى تيم ملى جوانان به اين معناست كه نيكوليچ در آستانه بركنارى از سمت سرمربيگرى است.
< به هيچ وجه، ما تنها پتانسيل فنى اين تيم را ترميم خواهيم كرد. به عنوان مثال ما در وهله اول از جلال چراغپور خواسته ايم نظارت كافى بر عملكرد اين تيم داشته باشد تا تيم در آستانه مسابقات با مشكل مواجه نشود.
درباره نفراتى كه در اين تيم مشغول فعاليت هستند على دايى نظر مى دهد.
< نه، تيم ملى جوانان كاملا مستقل عمل مى كند، سرمربى تيم ملى بزرگسالان تنها در انتخاب سرمربى تيم (ب) دخيل است.
با توجه به اينكه فدراسيون فوتبال قصد دارد تيم جوانان را جايگزين تيم اميد كند گمان نمى كنيد وجود تيم اميد به صورت مجزا در فوتبال ايران ضرورت دارد.
174291.jpg
< صددرصد همين طور است. وجود تيم اميد همانطور كه پيش از اين جزو الزامات بوده هم اكنون نيز جزو ملزومات پيشرفت فوتبال است اما مشكلات مالى فراوانى كه هم اكنون فدراسيون با آن دست و پنجه نرم مى كند به ما اين اجازه را نمى دهد كه با يك دست چند هندوانه را از زمين بلند كنيم.

بودجه فعلى به هيچ وجه همخوانى لازم با برنامه هاى ما را ندارد. از اين رو با انتخاب اعضاى كميته اقتصادى زمينه جذب سرمايه را فراهم كرديم تا شايد مشكلات مالى كاهش يابد. امروز تيم هاى ملى ما در رده هاى مختلف سنى با مشكلات فراوان مالى روبه رو است كه بايد اين مشكل هر چه سريع تر حل شود چون ما در آستانه چند اتفاق مهم بين المللى هستيم كه هر يك از اهميت خاصى برخوردار است. ما نبايد فراموش كنيم موفقيت در پيكارهاى مقدماتى جام جهانى ،۲۰۱۰ بازيهاى آسيايى گوانگ جو و بازيهاى المپيك لندن جزو وظايف اصلى فدراسيون است.
با نبود بودجه لازم بيشتر كارهاى فدراسيون در حالت تعليق قرار مى گيرد. براى حل اين موضوع از سازمان كمك نخواسته ايد.
< بودجه ما مشخص است، فوتبال يكى از فدراسيون هايى است كه سازمان بايد به آن كمك كند. ما بايد خودمان آستين ها را بالا بزنيم تا مشكل بى پولى را حل كنيم.

خارج از مصاحبه
از طلب عابدزاده بى خبرم

رييس فدراسيون فوتبال در خصوص طلب عابدزاده گفت: از طلب عابدزاده بى اطلاعم و بايد در اين خصوص بيشتر اطلاعات كسب كنم.

بايد به دايى فرصت داد

دايى و احمدزاده بايد سريعا پس از اتمام ليگ از تيم هاى باشگاهى خود جدا شوند و تمام وقت خود را به تيم ملى بدهند. تيم ملى ما مربى را مى خواهد كه تمام افكارش را به اين تيم اختصاص دهد و طبعا مربى دو شغله از پس اين كار بر نخواهد آمد.
شخصا معتقد هستم كه بايد به يك مربى زمان حرفه اى داد تا بتواند توانايى هاى خود را به اثبات برساند. به همين دليل قصد داريم به دايى فرصت زيادى براى ساختن تيم ملى دهيم و مطمئنا او تا پايان جام جهانى سرمربى تيم ملى خواهد بود.

به زودى بانوان مى آيند

فيفا خواستار حضور بانوان در ورزشگاه ها شده است و ما هم در حال حاضر در حال بررسى اين موضوع هستيم. قصد داريم به زودى جايگاه ويژه اى را براى حضور بانوان در ورزشگاه ها در نظر بگيريم و به زودى شاهد حضور اين قشر جامعه در ورزشگاه ها خواهيم بود.


مجبور شديم ليگ را فشرده كنيم

متاسفانه ساكت در خصوص فشرده شدن ليگ خيلى اعتراض كرد ولى او از خيلى از مشكلات ما بى خبر است و نمى داند كه اگر بخواهيم ليگ را فشرده برگزار نكنيم براى پايان اين دوره از ليگ با مشكل روبه رو مى شويم.


در جريان خواسته فوتسالى ها نيستم

اگر باشگاه هاى فوتسال بخواهند ليگ را به صورت مستقل برگزار كنند در ابتدا بايد يك برنامه دقيق را به ما بدهند و پس از آن اگر اين برنامه مورد قبول ما بود مطمئنا به آنها اجازه خواهيم داد تا طرح خود را اجرا كنند البته شخصا در جريان اين خواسته فوتسالى ها نيستم.

ايران با امريكا بازى كند بهتر است
مسؤولان گالكسى: با ايران بازى نمى كنيم
 پس از اعلام خبر احتمال ديدار دوستانه تيم ملى ايران و لس آنجلس گالكسى امريكا و انتشار اين خبر در مطبوعات ايران يكى از مسؤولان گالكسى با تكذيب اين خبر گفت: «گالكسى هيچ برنامه اى براى برگزارى بازى دوستانه با ايران ندارد. اين خبر از سوى باشگاه ما تأييد نشده است و فقط آن را بر روى چند سايت خبرى ديديم.»اين مقام مسؤول درباره نامه اى كه كميته بين الملل فدراسيون فوتبال ايران منتظر دريافت آن بوده گفت: «ما اصلا قرار نبود مذاكره اى با فدراسيون ايران داشته باشيم. خيلى بعيد است كه براى گالكسى يك تيم ملى را به عنوان حريف تداركاتى انتخاب كنيم. سياست باشگاه اين است كه تيم هاى باشگاهى برتر را به عنوان حريفان تداركاتى خود انتخاب كنيم و اجازه دهيم تيم هاى ملى ديگر با تيم  ملى كشورمان بازى كنند.فكر مى كنم اگر مقدمات بازى ايران - امريكا فراهم شود خيلى بهتر است تا اينكه ما با ايرانى ها بازى كنيم.»
دكتر غفارى عضو هيات رييسه فدراسيون فوتبال چند روز پيش اعلام كرده بود كه در صورت دريافت دعوت نامه كتبى باشگاه گالكسى بازى تداركاتى ايران - گالكسى تابستان امسال در لس آنجلس برگزار مى شود.

فدراسيون منتظر تماس پله و مارادونا
خبرگزارى آكى ايتاليا:
تقابل پله و مارادونا شايد در ايران!
آكى- «توافق نامه اى بين سفارت برزيل در تهران و فدراسيون فوتبال ايران به امضا رسيده است كه طبق آن قرار است پله اسطوره فوتبال برزيل طى ماه هاى آتى به ايران سفر كند.»
اين خبر كه از قول محمد هادى آيت اللهى عضو هيات اجرايى فدراسيون فوتبال ايران نقل شده طى چند روز گذشته در سايت هاى خبرى ايران بازتاب داشته است و اين درحالى است كه چند ماه پيش ديه گو مارادونا با اهداى پيراهنى امضا شده به سفارت ايران در بوينوس آيرس علاقه خود را به مردم و رييس جمهور ايران ابراز كرده بود و اين حركت او با تحسين احمدى نژاد رييس جمهور ايران همراه شد.درصورتى كه مقدمات سفر پله و مارادونا هر دو در ماه مه فراهم گردد بدون شك تقابل اين دو اسطوره بزرگ فوتبال دنيا در ايران به خبرسازترين موضوع ماه مه تبديل مى شود.
پله و مارادونا هميشه در مصاحبه هاى خود عليه يكديگر صحبت كرده اند و روابط خوبى با هم ندارند.
ستاره برزيلى در آخرين مصاحبه اى كه چند روز پيش عليه مارادونا انجام داده همتاى آرژانتينى خود را يك معتاد و تقلب كار بزرگ خوانده است و از فيفا درخواست كرده تمام مدال هايى را كه مارادونا كسب كرده از او پس بگيرد.

هاشميان در گفت وگو با دويچه وله
فوتبال ايران براى جهانى شدن خيلى كار دارد
174312.jpg
وحيد هاشميان، ملى پوش ايرانى هانوفر، از فصل آينده بوندس ليگا براى باشگاه بوخوم به ميدان مى رود. او در بين سال هاى ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ در مجموع ۸۷ بازى براى بوخوم، در ليگ هاى دسته اول و دوم آلمان ۳۴ گل به ثمر رسانده بود.
به گزارش دويچه وله آلمان، قرارداد هاشميان با باشگاه سابقش، بوخوم، ۲سال اعتبار خواهد داشت و در صورت توافق دوطرف مى تواند به مدت يك سال ديگر تمديد شود. هاشميان در وب سايت شخصى اش از «بازگشت به خانه» سخن گفته است و «خوشحالى» را از اين گام ابراز داشته است. وحيد هاشميان از سال ۱۹۹۹ در بوندس ليگا فعال است و از آن زمان تا كنون براى باشگا ه هاى هامبورگ، بوخوم، بايرن مونيخ و هانوفر به ميدان رفته است اما موفق ترين سال هاى خود را بدون شك در بوخوم تجربه كرده است، تيمى كه به گونه اى به خانواده او بدل شده بود. هاشميان پيش از پيوستن به بوخوم در گفت وگويى با دويچه وله اظهار داشته بود كه از تيم هاى ليگ آلمان، اتريش و همچنين آسيا به وى پيشنهادهاى همكارى شده است اما او ادامه فعاليت در بوندس ليگا را ترجيح مى دهد، مشروط بر آن كه اين فعاليت بتواند هم از لحاظ مالى هم كارى او را ارضا كند.

آقاى هاشميان، نزديك به ۹ سال است كه از حضور شما در صحنه فوتبال بوندس ليگاى آلمان مى گذرد و اكنون در پايان سومين فصل فعاليت  شما در تيم فوتبال هانوفر هستيم. وضعيت كلى تان در حال حاضر چگونه است؟
< فراز و نشيب هاى زيادى با تيم هانوفر داشتيم. بعضى موقع ها به رده پنجم خودمان را رسانديم، بعضى موقع ها دوباره به رده هجدهم سقوط كرديم و وضعيت من هم در تيم هانوفر به همين شكل بود. ما بعد از تغيير و تحولاتى كه در تيم مان بوجود آمد و بعد از مربى هايى كه داشتيم، لينن، پيتر نويرور و بعد هكينگ آمد. هكينگ موقعى كه آمد به من اعتقاد داشت.
سال پيش بازيهاى زيادى براى ايشان انجام دادم، ولى امسال ايشان تاكتيك يك مهاجمه را چيد و بازيكن تيم ملى آلمان هانكه را خريد و بيشتر شانس را به ايشان داد. اين باعث شد كه من نتوانم توانايى هايم را نشان بدهم و كمتر به من بازى رسيد. ولى بازيهايى كه كردم، مثل بازى مقابل بوخوم موقعى كه آمدم توى زمين، گل زدم و باعث پيروزى و سه امتياز شدم. در يكى از بازيهاى اخير مقابل فرانكفورت با پاس گلى كه دادم، تيم مان توانست ببرد و سه امتياز هم از اين بازى بگيريم در بازى روستوك كه آمدم توى زمين، بازى صفر- صفر بود، ۳- صفر شد.
يعنى در بازيهايى كه توى زمين آمدم، هميشه با امتياز براى تيم مان همراه بوده است. ولى كمتر مورد استفاده قرار گرفتم اما خوشحال هستم كه آماده هستم هنوز، سرحال هستم، سلامت هستم و سال آينده هم سالى  است كه براى من باز است هنوز و مى توانم سال هاى ديگر باز هم بازى كنم در بوندس ليگا و توانايى هايم را نشان بدهم.
قرارداد سه ساله شما با باشگاه هانوفر در تابستان امسال به پايان مى رسد. برنامه آينده شما چيست؟
< همان طوركه مى دانيد، اين ها صحبت هايى  است كه بين مشاور ورزشى من و هانوفر انجام شده بود. ولى با توجه به اينكه من ديدم اينجا بازى به آن صورت نمى رسد و مربى من روى تاكتيك خودش اصرار دارد و بازيكن هايى كه خودش آورده است، بخاطر اين تصميم بر جدايى از تيم هانوفر گرفتم و تقريباً قطعى است.
پيشنهاداتى هست كه از تيم هاى اتريش و آلمان و از خارج آلمان و آسيا دارم. ولى تمام تمركز و فكر من بودن در آلمان است و دوست دارم در آن سطح بالاى ليگ دنيا و آلمان كار بكنم. بخاطر همين براى من اولويت در تيم هاى آلمانى است.
خدا را شكر پيشنهاداتى از آلمان دارم، ولى سعى مى كنم بهترين پيشنهاد را كه هم از لحاظ بازيگرى و هم از لحاظ مالى برايم خوب باشد انتخاب كنم و از دو جهت بتوانم راضى باشم و اميدوارم كه به زودى بتوانم تيم جديدم را مشخص كنم.
باشگاه بوخوم كه در گذشته دوران موفقى را در آن پشت سرگذاشته ايد، به جذب شما تمايل دارد. آيا اين باشگاه براى شما گزينه  مهمى محسوب مى شود؟
< بله. تيم بوخوم هم يكى از اين تيم هاست كه از سال گذشته علاقه داشت من را بگيرد. تابستان علاقه داشت بگيرد، در تعطيلات نيم فصل علاقه داشته من را جذب كند، ولى همه چيز را كشاندم به پايان فصل، چون من در پايان فصل بازيكن آزاد مى شوم و هنگامى كه بازيكن آزاد بشوى، تصميم گيرى برايت راحت تر است و خودت فقط مى توانى تصميم بگيرى، نه باشگاه البته معمولا در اين يك سال گذشته در تيم هانوفر بود كه اعتقاد داشتم مى توانم با بروز توانايى هايم خودم را دوباره توى تيم قرار بدهم. ولى متاسفانه همه چيز در فوتبال بستگى به توانايى ندارد. ولى الان با خيال راحت براى تابستان انتخاب تيم مى كنم.
به نظر خودتان تا چند سالگى مى توانيد در بوندس ليگا توپ بزنيد؟
< فوتبال هميشه پر از حاشيه، پر از اتفاقات، پر از مصدوميت است و هيچ كس نمى تواند پيش بينى كند. ولى اميدوار هستم تا سن ۳۵ سالگى داخل آلمان بمانم.
صحبت از ايران شد. وضعيت فوتبال ملى ايران را دو سال پس از جام جهانى آلمان و پس از نزديك به يك سال سردرگمى در سمت سرمربيگرى تيم ملى چگونه مى بينيد؟
174294.jpg
< متاسفانه من بايد بگويم كه فوتبال ايران نه از بازيهاى آسيايى، بلكه از بازيهاى جام جهانى دچار مشكل شد. بعد ما مدت زيادى رييس فدراسيون نداشتيم و نظم نداشتيم و مربى نداشتيم. همه اينها باعث شد فوتبال ما در يك وضعيت بيمار قرار بگيرد. ولى به نظر من توانايى فوتبال ايران بالاست و با برنامه ريزى منظم و مربى هاى خوب مى توانيم ما دوباره در آسيا حرف اول را بزنيم. ولى براى جهانى شدن هنوز خيلى كار داريم.
شما پس از كنارگيرى موقت و چندساله تان در سال ۲۰۰۴ مجدداً به تيم ملى فوتبال ايران بازگشتيد. حالا تيم ايران پس از دو بازى خودش در مرحله مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ با مشكل برخورد كرده است. آيا شما احساس نمى كنيد كه وجودتان در تيم ملى لازم است؟
< من يك ايرانى ام، به ايرانى بودنم هم افتخار مى كنم و آرزويم اين است كه هر زمانى بتوانم براى تيم كشورم و ايران كارى انجام بدهم و نيازى نيست كه از من خواهش بشود يا از من بخواهند كه من دوباره برگردم. چنين صحبتى وجود ندارد و متاسفانه آدم هاى كمى اين صحبت هايى كه شما الان كرده ايد يادشان مانده است. از تمام بازيكن ها بايد قدرشناسى كرد كه تيم را به جام جهانى بردند. فقط گل هاى من نبود. ولى متاسفانه ما بعد از هر شكست و ناكامى به بازيكن هايمان تهمت مى زنيم، كم كار، بى اعتنا، بى تعصب كه متاسفانه از طريق برخى نشريات انجام مى شود كه خودشان براى فوتبال ايران جز مشكل هيچ كار ديگرى انجام نداده اند. متاسفانه نمى توانم در دور اول در خدمت تيم ملى باشم. از لحاظ اين كه به استراحت نياز دارم. چند سال است كه استراحتى نكرده ام و از لحاظ فكرى بسيار خسته ام. اگر در دور دوم دعوتم كنند، در كنار تيم ملى خواهم بود، و اگر هم دعوت نشوم، باز هم براى تيم ملى آرزوى موفقيت مى كنم.

پس از برترى مقابل الاتحاد عربستان
ويرا: اكنون احساس سلامتى مى كنم
سرمربى تيم فوتبال سپاهان پس از برترى مقابل الاتحاد عربستان گفت: حالا احساس سلامتى مى كنم.تيم فوتبال سپاهان ايران در ديدار حساسى كه در جده مقابل الاتحاد عربستان به نمايش گذاشت، موفق شد يك - صفر حريف را شكست داده و ۳ امتياز مهم را به دست آورد.
ژوروان ويرا قبل از ديدار با الاتحاد و در كنفرانس مطبوعاتى پيش از مسابقه به دليل مشكل جسمانى نتوانست مصاحبه كند و زير نظر پزشك مورد معالجه قرار گرفت.
ويرا در پايان مسابقه و پس از برترى سپاهان اظهار داشت: اكنون با اين پيروزى احساس سلامتى كامل مى كنم زيرا آنچه كه برايم رخ داد، به دليل گرما و استرس بيش از حد ديدار با الاتحاد بود. سرمربى سابق تيم ملى عراق تأكيد كرد: الاتحاد تيم بزرگى است و با وجود آنكه در هفته هاى اخير در گلزنى موفق نبوده اما مقابل ما بازى خوبى را به نمايش گذاشت. فقط نتوانست دروازه ما را باز كند.
اين تيم به دليل عدم گلزنى بازيكنانش نتايج خوبى نداشته است. سرمربى الاتحاد به تازگى به اين تيم ملحق شده و مگنو آلوز، مهاجم گلزن الاتحاد نيز به دليل مصدوميت نمى تواند نماينده عربستان را همراهى كند. همه اين عوامل به ما كمك كرد كه در ديدار برگشت نيز بر اين تيم غلبه كنيم. سرمربى برزيلى همچنين افزود: علاوه بر موارد ياد شده، بازيكنان سپاهان بازى خوبى را به نمايش گذاشتند. قبل از مسابقه، زمانى كه با بازيكنان صحبت مى كردم، اعتماد زيادى از كسب نتيجه داشتم. سپاهان در گروه A ليگ قهرمانان آسيا با مجموع ۶ امتياز بعد از تيم هاى كوروچى ازبكستان و الاتحاد عربستان در رتبه سوم قرار دارد و الاتحاد سوريه نيز در انتهاى جدول جاى گرفته است.

بائوم گارتن:
هاشميان بهترين تصميم را گرفت
مدير برنامه هاى مهاجم ايرانى تيم هانوفر در گفت وگويى اظهار داشت:  وحيد هاشميان با انتخاب بوخوم به عنوان تيم جديدش بهترين تصميم ممكن را گرفت.
لارس ويلهلم بائوم گارتن در گفت و گويى بيان كرد: از ابتداى هفته جارى بحث انتقال وحيد هاشميان به تيم بوخوم جدى شد. هر چند كه او حتى از دسته دوم بوندس ليگا،  ليگ كويت و امارات پيشنهاد داشت. وقتى پيشنهاد بوخوم را دريافت كرديم،  همراه با وحيد آن را بررسى كرديم اما تصميم گيرى در مورد آن  مثل هر پيشنهاد ديگرى بستگى به نظر خود وى داشت. گارتن افزود: به نظر من از بين همه پيشنهاداتى كه داشت،  بهترين گزينه ممكن را براى كار انتخاب كرد زيرا قبلاً فصل هاى خوب و موفقيت آميزى را همراه اين تيم پشت سر گذاشته بود. لذا با درنظر گرفتن اين نكته مهم،  قبول كرد به بوخوم برود.
بائوم گارتن ادامه داد:  هاشميان در بوخوم محبوبيت زيادى دارد. مى تواند از اين محبوبيت به عنوان پلى براى دستيابى به افتخاراتى تازه همراه اين تيم استفاده كند.
او همچنين گفت:  براساس قراردادى كه منعقد شد وحيد به مدت دو سال بازيكن بوخوم محسوب مى شود. در پايان اين مدت اگر وضعيت بدنى او رضايت بخش باشد،  تبصره هايى در متن قرارداد گنجانده شده كه امكان تمديد خود به خود قرارداد به مدت سه سال را فراهم مى كند. قرارداد هاشميان با بوخوم از ابتداى ماه ژوئن آغاز مى شود.
نوشته شده توسط در 22:50 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

داستان زندگی شگفت انگیز اولین مردی که حامله است


داستان زندگی شگفت انگیز اولین مردی که حامله است




ادامه مطلب...

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 21:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

عارف: خاتمی نیاید، می‌آیم

 

عارف: خاعارف: خاتمی نیاید، می‌آیم

www.arak-city.blogfa.com

محمدرضا عارف، معاون اول رییس جمهور در دولت اصلاحات با اشاره به مشکلات موجود در کشور و ضرورت اصلاح امور جامعه و بازگرداندن امور در مسیر صحیح خود که همان اجرای سیاست‌های بالادستی تصویب و تأیید شده مجموعه نظام می‌باشد با تأکید بر اصلح بودن آقای خاتمی برای حضور در صحنه انتخابات آتی ریاست جمهوری گفت: «از نظر من آقای خاتمی بهترین شخص برای اداره امور کشور است اما اگر ایشان بنا به هر دلیلی نخواهند در صحنه حضور یابند با توجه به مشکلات و تهدیدات موجود پیش روی کشور برای حضور در صحنه انتخابات آتی ریاست جمهوری آمادگی دارم».
معاون اول دولت اصلاحات در ادامه با اشاره به اینکه نزدیک‌ترین و اصیل‌ترین جناح سیاسی کشور به خط امام و آرمان‌های بنیانگذار انقلاب اسلامی را اصلاح‌طلبان می‌داند افزود: «ما همه سرباز این نظام و این کشور هستیم و در هر صحنه‌ای که حضور ما نیاز باشد حاضریم وارد شویم و به نظام و مردم خدمت کنیم».
وی با اشاره به انصراف خود از حضور در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: «با توجه به روندی که بر انتخابات مجلس هشتم حاکم شد و ردصلاحیت گسترده نیروهای اصلاح‌طلب معنادارترین کاری که می‌توانستیم در آن برهه انجام دهم انصراف بود و انصراف من دارای یک پیام جدی بود».
وی در ادامه با توجه به در پیش بودن مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم در تهران و سایر حوزه‌ها ضمن تأکید بر حضور گسترده مردم در این مرحله از انتخابات افزود: «خوشبختانه 10 نفر نامزد راه‌یافته به مرحله دوم همه از نیروهای باتجربه، خدوم و متعهد هستند و می‌توانند در مجلس هشتم تأثیرگذار باشند. چرا که مجلس آتی مجلسی  
 مهم است و باید قوانین لازم برای اجرای سیاست‌های کلان و مهمی چون سند چشم‌انداز 20 ساله، برنامه پنج ساله پنجم و نیز سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی تصویب کند؛ بنابراین حضور اصلاح‌طلبان راه‌یافته به مرحله دوم که همه آنها افراد صاحب تجربه و توانا هستند می‌تواند چه در بعد نظارتی و چه در بعد قانونگذاری مهم و مؤثر باشد».
عارف در پاسخ به سوالی در مورد میزان همکاری مجلس هشتم با ترکیب اصولگرایان با دولت دهم در صورتی که اصلاح‌طلبان بتوانند در انتخابات آتی ریاست جمهوری پیروز شوند اظهار داشت: «اصلاح‌طلبان خوشبختانه ثابت کرده‌اند که نیروهایی انحصارطلب نیستند و مایل و قادرند با تمامی جناح‌های سیاسی کشور تعامل و همکاری داشته باشند. از سوی دیگر تجربه همکاری تقریبا موفق دولت اول اصلاحات با مجلس پنجم خود اثبات‌گر این مدعاست. ما معتقدیم که در جناح مقابل نیز نیروهای مؤمن و منطقی کم نیستند و می‌توانیم با آنها همکاری کنیم».
 وی در پایان با دعوت مجدد از مردم به حضور گسترده در مرحله دوم انتخابات افزود: «مردم عزیز ما باید بدانند که عدم حضور در انتخابات به مفهوم انتخاب شدن نیروی مخالف است. بنابراین مردم باید با حضور گسترده در صحنه و انتخاب نامزدهای مورد نظر خود بر سرنوشت خود و کشور حاکم باشند».

 
نوشته شده توسط در 21:31 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

اجراي سنگسار در غيبت امام معصوم جايز نيس

آيت الله صانعي: اجراي سنگسار در غيبت امام معصوم جايز نيست

پوشيدن چكمه تبرج نيست

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 21:13 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

داروی معجزه آفرین برای ترمیم پرده بکارت دختران ابداع شد

داروی معجزه آفرین برای ترمیم پرده بکارت دختران ابداع شد

 

 

کافی است زنانی که اصطلاحا پرده بکارت خود را از دست داده اند، نیم ساعت قبل از رابطه جنسی در شب عروسی، این دارو را به صورت شیاف استعمال کنند تا اثرات معجزه آفرین آن را ببینند. این شیاف، در دمای درونی بدن، پوسته ژلاتینی خود را پاره می کند و محتوی آن به صورت مایع قرمز رنگی از واژن خارج می شود.۷۸۶۷۸۹.jpg

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” ، ”اینه که فان سومرن” ، متخصص بیماری های زنا ن در آدکامی پزشکی در شهراوترخت (هلند) سازنده این دارو است. و در گفتگو با مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” می گوید : “در سال حدود ۲۰نفر به من مراجعه می کنند که خواهان ترمیم پرده بکارت خود هستند. همکاران من در سایر شهرها نیز مراجعین زیادی دارند. متناسب با این که وضعیت مراجعین چه باشد، در مورد ترمیم پرده بکارت تصمیم می گیرم. برخی را ترمیم و حدود نیمی از موارد را نیز رد می کنم. مثلا اگر دختری مورد تجاوز واقع شده باشد و آینده اش به خاطر این مساله به خطر افتد، عمل ترمیم پرده بکارت را انجام می دهم. اما زمانی که زنی مراجعه می کند و می گوید که پس از طلاق و برای ازدواج دوم می خواهد پرده بکارت خود را ترمیم کند، با تقاضایش مخالفت می کنم.”برای این دسته از زنان نیز راه حل دیگری در نظر گرفته شده است که همان استعمال داروی معجزه آفرین باکرگی است. از دیرباز و در سنن گوناگون، ظهور قطرات سرخ رنگ بر ملحفه ها، در شب عروسی شادی آفرین بوده است. نمایش پارچه ای با لکه های خون، با هلهله و “کل کشیدن” زنان خانواده همراه می شده است. این در حالی است که تنها در ۶۰درصد موارد، در اولین رابطه جنسی ، جداره واژن خراش بر می دارد و چند قطره ای خون می آید. با این وجود، در برخی موارد همان چند قطره، ناجی جان عروس است.

 

امروزه رد پای این گونه سنن به کشورهای اروپائی نیز کشیده شده است. حاملین این سنن نیز عمدتا مهاجرین اند. “اینه که فان سومرن” در این مورد می گوید: ” بیشتر مراجعه کنندگان من را دختران مراکشی و ترک تشکیل می دهند. اما گاهی اوقات زنان هلندی نیز به من مراجعه می کنند. اما این دسته، زنانی هستند که به اسلام گرویده اند و برای ازدواج و یا روابط جدیدشان، خواهان ترمیم بکارت اند.”

 

به گفته “اینه که فان سومرن”، جامعه علمی و پزشکی هلند، انجام این عمل را بیهوده می داند چرا که هیچ ضرورت پزشکی و علمی در آن نیست. این عمل جراحی در کلینیک ها ی خصوصی صورت می گیرد.ممنوعیت ترمیم پرده بکارت تا کنون چندین بار در هلند مورد بحث واقع شده است. نخست “آیان هیرسی علی” نماینده سومالیائی تبار حزب لیبرال هلند بود که خواستار ممنوعیت آن شد. چرا که این اقدام را گامی جهت تثبیت سنن و تداوم آنها در جامعه و علیه زنان می دانست. چندی پیش “خییرت ویلدرز” نماینده حزب دست راستی “برای ازادی” نیز خواهان ممنوعیت ترمیم پرده بکارت شده بود.گرچه هنوز در عرصه سیاسی راه حلی برای این معضل روبه رشد پیدا نشده، اما جامعه پزشکی آلترناتیوهای موقتی برای زنان جوانی که با آن دست و پنجه نرم می کنند، یافته است.

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 21:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

مگان فاکس از طرف مجله “اف اچ ام” بعنوان س*ک*سیترین

مگان فاکس از طرف مجله “اف اچ ام” بعنوان س*ک*سیترین

فرد جهان انتخاب شد



بقیه در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 21:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

اهنگ جدید سرسام گروه رپ اراک

 آهنگ جدید و زیبا از گروه سرسام(ZeOs & AFSHIN) بنام 4خونه و خدا

 

 



Save Target As

KhoDa

4Khune

 

 


 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 20:47 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

موزیک ویدیو جدید و بسیار زیبای مهدي مدرس به نام پاپ فشن...

موزیک ویدیو جدید و بسیار زیبای مهدي مدرس به نام پاپ فشن ...(پخش شدیدا اختصاصی از اراک سیتس)

(با حضور رضايا ، آرمين ، حسين استيري ، آرش بهمني ، محمود فكري و ...)

دانلود موزیک ویدیو      سرور1    سرور 2

لینک اصلاح شد!!!

نوشته شده توسط در 19:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

عکس نانسی عجرم

این هم عکس های نانسی عجرم به درخواست آقا حامد عزیز.........اتبته شما هم نظر یادتون نره!!!

15

سایر تصاویر در ادامه مطلب...!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 18:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

جدید ترین عکس ها از تاتو(لنا کاتینا،جولیا والکاوا)

برای دیدن عکس ها در سایز اصلی روی آنها کلیک کنید:

www.arak-city.blogfa.com

سایر تصاویر در ادامه مطلب...!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 18:39 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

Enrique Iglesias و Snoop Dogg

این پست رو هم به خواست بابک gf سياه عزيزم گذاشتم...!!!

آلبوم فوق العاده شنیدنی Insomniac کاری از خواننده ی محبوب Enrique Iglesias



و

پخش اختصاصی از اراک سیتی Snoop Dogg-Fatherhood Mixtape | 
               

www.arak-city.blogfa.com 

 

برای دانلود آلبوم ها برید به ادامه مطلب...


 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 18:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

حضور غرور انگیز محمد آدوکو

سلام قربون همتون برم با توهستما خانوم خوشگله یا آقا گله!!!

یه در خواست ازتون دارم شما اگه اراک سیتی و محمد آدوکو رو دوست دارید  و خواهان پیشرفت بیش از پیش ما هستید باید در رایتای سه مورد عمل کنید !!!

۱-حتما با نظراتتون به ما دلگرمی بدید!!!

۲-هر روز از اراک سیتی بازدید کنید!!!(نه فقط روزهایی که محمد آدوکو پست می ذاره...)

۳-با کلیک کردن روی تبلیغات امتیاز وبلاگ رو بالا ببرید!!!

قربون همتون...محمد آدوکو

نوشته شده توسط در 17:50 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

مراسم توديع دانش جعفري و معارفه صمصامي برگزار شد

گزارش تصویری از :

 

مراسم توديع دانش جعفري و معارفه صمصامي برگزار شد
 

 
الهام: زياد خودتو ناراحت نكن، به آقا محمود مي‌گم هم مشاورت كنه
 
و هم يكي از پست‌هاي منو بده به تو!
 

 
قبل از شروع جلسه
 


مظاهري: آقاي الهام خلاصه يه كاري بكنيد ديگه! نگرانم!
الهام: باشه من با رئيس جمهور صحبت مي‌كنم بگه منظورش تو اون
 
سخنراني، رئيس بانك مركزي بعدي بوده!

 
 
با حضور مقامات اين مراسم آغاز شد


اين هم نمايي كلي از آغاز اين مراسم
 
 
 

 
در ادامه دانش جعفري در اقدامي پيش بيني نشده، ناگفته هاي 30 ماه
 
وزارت در دولت نهم را بيان كرد
 
 

در ميانه سخنراني، دانش صبر كرده، گلويي تازه و دوباره تخت گاز رفت

 
 

 
اين سخنان دانش با واكنش هايي همراه بود
 


ــ  آقاي داوودي، اگه وضعيت اينجوريه كه ايشون گفت، من از خدمتتون
 
مرخص مي‌شم!
 


الهام: واي حالا جواب رئيس جمهور رو چي بدم؟، اي كاش نيومده
 
بودم!
 

 
دانش پس از سخنراني تند خود نيز، يك ليوان آب خورد
 


صمصامي: هِي، يعني مي‌شه منم يه زماني بعد از اين پست، اينجوري
 
راحت يه ليوان آب بخورم؟
 

 
پس از صحبت هایی که دانش کرد، داووی بیش از یک ساعت به وی
 
پاسخ داد


داوودی: چی فکر کردی؟، الان می رم یه حواب توپ بهت می دم!

 

 
در نهايت بعد اظهارات دانش و دفاعيات داوودي، صمصامي پيروز
 
ميدان را اعلام كرد

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:44 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

رضا ایرانمنش به کما رفت

 
  رضا ایرانمنش به کما رفت
 
 
رضا ايرانمنش روز شنبه به علت شدت گرفتن عارضه شيميايي به كما رفت.

 
به گزارش فارس، رضا ايرانمنش، از كارگردانان و بازيگران متعهد كشورمان كه از جانبازان
 
دوران دفاع مقدس است، به علت شدت گرفتن عارضه شيميايي از اواخر هفته گذشته در بخش
 
آي.سي.يو بيمارستان آتيه بستري شده و از روز شنبه به علت شدت يافتن بيماري به كما فرو
 
رفته است.

 
بنابر اين گزارش، او در دوران دفاع مقدس به دليل قرارگرفتن درمعرض آثار مخرب بمباران
 
شيميايي رژيم بعث عراق از ناحيه ريه و شش دچار آسيب‌هاي جدي شده و سال‌هاست كه از اين
 
مشكل رنج مي‌برد.

 
«رضا ايرانمنش» تاكنون در بيش از 60 فيلم تلويزيوني و سينمايي به ايفاي نقش پرداخته و
 
در چند سال اخير به دليل وضعيت جسماني به نگارش فيلمنامه و كارگرداني روي آورده است.

او در فيلم‌هايي چون تلفن، ترور، كمين، دكل، آخرين شناسايي، سجاده آتش و... به عنوان
 
بازيگر حضور داشته و سفر عشق به سرزمين وحي، روژان و اورامان نيز از آثار او در زمينه
 
كارگرداني هستند.
 
                                           برایش دعا کنید

هیئت تحیریه اراک سیتی به نوبه ی خود برای سلامتی این هنرمند عزیز دعا می کند


 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:40 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

کامرون دياز در صحنه فيلمبرداری فيلم جديدش

کامرون دياز در صحنه فيلمبرداری فيلم جديدش

“My Sister’s Keeper”




بقیه در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

Britney Spears Foots Huge Legal Bills

Britney Spears Foots Huge Legal Bills



بقیه در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

قابل توجه ...

قانونهاي طلايي براي ازدواجي موفق



در مـراسم ازدواجی که اخیـراً شـرکت کـرده بـودیـم، بـا زوج
خـوشبـخـتی آشـنـا شــدیم که به تازگی پنجاه و چهارمین
سـالـــگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند. حدوداً هشتاد
سـاله بـودند. مـمـکن اســت مضحك بنظر برسد، ولـی باید
بگویم که واقعاً زوج جذابی بودند. طریقه لبخند زدنشان بـه
هـمـدیـگر کـوچکـترین شباهتی به یک زوج مسن نداشت،
بیشتر شبیه تازه عروس و داماد ها بودند.

اگر می خواهید ازدوجی پر دوام و سعادتمند داشته باشید، به اطرافتان کمی نگاه کنید تا با زوج هایی با سن و سال بیشتر از شما که ازدواجی موفق داشته اند آشنا شوید. و زمانی که زوج هایی موفق که 50 سال از ازدواجشان می گذرد صحبت می کنند، فقط گوش کنید.

عزیزی با ارائه لیستی که شامل 10 دستور العمل برای داشتن یک زندگی شاد است و توسط زوج خوشبختی که پنجاهمین سالگرد ازدواجشان را از سر می گذرانند نوشته شده است، ما را در این راه کمک کرده است. ببینید شما چه تعدادی از این قانون ها را در زندگیتان اجرا می کنید.


1- هیچوقت هر دو در یک زمان عصبانی نشوید.

2- هیچوقت سر همدیگر فریاد نزنید مگر وقتی که خانه تان آتش گرفته باشد.

3- اگر قرار است یکی از شما در یک بحث پیروز شود، بگذارید که آن برنده همسرتان باشد.

4- اگر می خواهید انتقاد کنید، این کار را با عشق انجام دهید.

5- هیچوقت اشتباهات گذشته را دوباره وسط نکشید.

6- از همه دنیا به خاطر همسرتان بگذرید.

7- تا بحثی را به سرانجام نرسانده اید، به خواب نروید.

8- سعی کنید حداقل روزی یکبار حرفهای محبت آمیز به شریک زندگیتان بزنید.

9- اگر خطایی مرتکب شده اید، آن را بپذیرید و عذر خواهي کنید.

10- به یاد داشته باشید که برای منازعه همیشه دو نفر لازم است.

کسی می گفت تفاوت یک ازدواج موفق با یک ازدواج ناموفق در این است کــــه در مورد دوم بـعضی حرفها ناگفته می ماند. بنابراین این راهنمای ازدواج را با کلمات حکیـمـانــه اُدگن نَش به پایان می رسانیم:

"بـرای اینکه جام شراب زندگیتان همیشه لبریز ازعشق باقی بماند، میـبــایست زمانی که حق با شما نیست، خطایتان را بپذیرید و زمانی که حق با شماست، سکوت اختیار کنید
 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:45 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

Nicole Kidman Holds News Conference At The UN


Nicole Kidman Holds News Conference At The UN




در ضمن دوستان چرا به  من نظر نمیدین

مگه من دل ندارم؟؟؟

اکه این دفعه برای حاج محمد نظر دادین که هیج اگه ندادین

دیگه عکس بی عکس...

حالا خود مختارید
 
ادامه مطلب رو یه نگاه بنداز


 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:43 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

تصاویر جدید از پاریس هیلتون

تصاویر جدید از پاریس هیلتون



بقیه در ادامه مطلب
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:25 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

یاد قدیمی ها !! (فردین- فخری خوروش- انتظامی -ملک مطیعی و...)

تصاویر قشنگ از قدیمی ها (ارائه مستقیم از اراک سیتی )


بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:20 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

تصاویر جدید پوریا پور سرخ به درخواست مهرداد عزیز


تصاویر جدید پوریا پور سرخ

بقیه در ادامه ی مطلب

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

محسن نامجو خواننده ی نسل تلفیق (دانلود)

موختن موسیقی و تحصیلات

وی آموزش موسیقی را از نوجوانی با نت‌خوانی و آواز آغاز کرده، و سپس ردیف موسیقی ایرانی را ابتدا نزد استاد شاکری و سپس نصرالله خان ناصح‌پور که یکی از برجسته‌ترین ردیف‌دانان ایران است آموخت.

نامجو پس از دوران دبیرستان در رشتهٔ موسیقی در دانشکدهٔ هنرهای زیبا پذیرفته شد ولی پس از مدتی، در بهمن ۷۶ دانشگاه را نیمه‌کاره رها کرد و فعالیت خود را به شکل تجربی و غیر آکادمیک ادامه داد.

سبک موسیقی

مشخصهٔ آثار نامجو «تلفیق» است: تلفیق سبک‌های مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تلفیق اشعار کلاسیک با شعرهایی که خود می‌سراید. در موسیقی‌های او گوشه‌هایی از سبک‌های راک، سنتی، بلوز، جاز و محلی به گوش می‌رسد. از شعرهای مولوی، حافظ و جامی گرفته تا شاملو و براهنی در آثار او به گوش می‌رسد که گاهی عباراتی کوچه‌بازاری در میان ابیات آنها اضافه شده. او در این باره می‌گوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه‌است. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلاً قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلاً کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»

نامجو در خوانندگی از صداهای نامتعارف نیز استفاده می‌کند. به گفتهٔ خودش این مسأله حاصل این است که به حنجره به عنوان یک ابزار صوتی نگاه می‌کند، و در نتیجه بی آن که در بند سبک‌های خوانندگی باشد، هر صدایی از خود درمی‌آورد.

یکی از دلایلی که به گفته خود نامجو باعث خلاقیت بیشتر او در زمینه موسیقی تلفیقی شده‌است ساز زدن با گروه‌های موسیقی زیر زمینی در مشهد و سپس تهران می‌باشد. از جمله می‌توان به گروه‌ ماد (عبدی بهروانفر- نوید اربابیان-علی باغ فر)و گروه پرساووس (مازیار محمدی-محمد قاسمی-شهرام لشگری) اشاره نمود.

یکی از آهنگ‌های او با نام بگو بگو در جشنوارهٔ موسیقی وب‌گاه تهران اونیو در سال ۲۰۰۴ دوم شد.

 آلبوم

وی در طول مدت فعالیت حرفه‌ای خود بیش از هفتاد قطعه ساخته که بسیاری از این قطعات در قالب آلبوم‌هایی با نام‌هایی نظیر عقاید نئوکانتی ،گیس و جبر جغرافیایی و... به صورت زیرزمینی و غیر رسمی منتشر شده ولی اولین آلبوم رسمی محسن نامجو در ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ (۸ سپتامبر ۲۰۰۷) با نام ترنج منتشر شد. آلبوم ترنج اولین آلبوم رسمی محسن نامجوست که شامل ۹ قطعه است و موسسه فرهنگی هنری آوای باربد آن را منتشر کرده.

 

آهنگ اول-حضرت علی(ع) با حجم 2 مگابایت

آهنگ دوم-لیلی با حجم 2.2 مگابایت

آهنگ سوم-جبرجغرافیایی با حجم 4 مگابایت(قشنگترین آهنگ نامجو!)

 

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:3 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

تصاویر جدید از شکیرا خواننده ی محبوب

تصاویر جدید از شکیرا خواننده ی محبوب



بقیه در ادامه مطلب
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

تصميم خودم را براى فصل بعد گرفته ام
نيكبخت : ۹۹ درصد پرسپوليس ، يك درصد استقلال
064020.jpg
• از قرار معلوم از بحران خارج شده ايد.
- مقابل ملوان بيشتر از هر زمان ديگرى نياز به برد داشتيم و خدا را شكر اين اتفاق رخ داد. در بازى هاى آينده نيز شرايط به همين شكل است و بايد تمام بازى  هاى باقيمانده خود را ببريم.
• اما بردن ملوان در تهران خيلى راحت تر از بردن مس در كرمان است!
- حرف شما را قبول دارم. مس تيم خوب و گردن كلفتى است. كلاً بازى در كرمان خيلى مشكل است. پارسال هم ما در آنجا على رغم اينكه شرايط خيلى خوبى داشتيم به مشكل برخورديم.
خوب بودن مس ربطى به قلعه نويى ندارد
• مس به اين خاطر قوى است كه سرمربى چون امير قلعه نويى دارد؟
- نه من چنين اعتقادى ندارم. مس سال گذشته هم تيم قدرتمندى بود. فراموش نكنيد زمين چمن آنها مصنوعى است و تماشاگرانشان نيز بسيار با تعصب و دوآتيشه هستند. اين ۲ عامل نقش زيادى در موفقيت نسبى مس داشته است.
• با توجه به اين موضوعاتى كه اشاره كردى بعيد است پرسپوليس بتواند مس را شكست دهد!
- برد مقابل ملوان از نظر روحى و روانى تأثير خيلى خوبى روى بچه ها گذاشته است. شرايطمان آنقدر خوب است كه بتوانيم مس را در كرمان شكست دهيم. به نظر من اين بازى سخت ترين ديدار از ۷ مسابقه باقيمانده است. چنانچه مس را ببريم راه زيادى از قهرمانى را طى كرده ايم.
خدا نكند ببازيم
• و باخت به مس هم يعنى خداحافظ قهرمانى؟!
- خدا كند چنين اتفاقى رخ ندهد.
• شنيديم با محسن خليلى آشتى كردى؟
- ما با هم قهر نبوديم كه بخواهيم آشتى كنيم.
وقتى مى توانم آمار گلزنى ام را بالا ببرم، چرا خليلى پنالتى بزند
• اما خيلى ها ديدند خليلى در بازى مقابل ملوان دوست داشت پنالتى بزند و تو مخالف اين مسأله بودى و خودت پنالتى را زدى!
- هر تيمى براى خودش پنالتى زن دارد و در تيم ما هم من پنالتى زن اول تيم هستم. روز جمعه نيز مثل دفعات قبل وقتى داور اعلام ضربه پنالتى كرد طبق معمول من رفتم پشت ضربه. اگر قرار بود يكى ديگر اين كار را بكند مربيان بايد دستور آن را صادر مى كردند.
• اگر محسن خليلى آن پنالتى را مى زد و گل مى شد آن وقت او در صدر جدول گلزنان ليگ قرار مى گرفت.
- وقتى خودم مى توانم پنالتى بزنم تا آمار گل هايم را افزايش دهم چرا بدهم بازيكنى ديگر بزند؟!
• و اين يعنى اينكه تو قصد دارى آقاى گل ليگ شوى؟
- فعلاً كه بيشترين پاس گل را داده ام و بدم نمى آيد آقاى گل هم بشوم. فاصله ام نيز با بهترين گلزن زياد نيست.
كدام ليست اخراج؟
• مى گويند از وقتى كه شيث رضايى اخراج شده، نيكبخت و يكى، دو بازيكن ديگر خيلى عوض شده اند!
- منظورتان را فهميدم. بايد بگويم من همان نيكبخت سابقم وهيچ تفاوتى نكرده ام.
راست است كه تو و يكى،دو بازيكن ديگر به همراه شيث در ليست اخراجى ها قرار داشتيد؟
- كدام ليست اخراج را مى گوييد؟
• همان ليستى كه بعد از بازى تيمتان مقابل استقلال اهواز در روزنامه ها مطرح شد.
- خودتان مى گوييد فقط در روزنامه ها مطرح شد. قرار نيست هر چه در مطبوعات نوشتند به واقعيت بپيوندد.
• باشگاه در خصوص اخراج تو و يكى، دو نفر ديگر با قطبى جلسه گذاشت و در آخر فقط شيث اخراج شد، اين موضوع واقعيت داشت و تو نمى توانى آن را انكار كنى؟
- وقتى از باشگاه چيزى به من نگفته اند چرا بايد فكر كنم در ليست اخراجى ها بودم؟!
نمى دانم چرا شيث را كنار گذاشتند
• نظرت در مورد اخراج شيث چيست؟
- باورتان مى شود نمى دانم او به چه خاطر اخراج شد؟! فقط مى دانم دليلش فنى نبود. اميدوارم هر چه زودتر مقدمات بازگشت شيث به پرسپوليس فراهم شود.
• هنوز براى فصل بعدت تصميم نگرفته اى؟
- شرايط تيم آنقدر حساس است كه نمى شود به چيزى غير از آن فكر كرد.
• در خصوص تمديد قرارداد با تو صحبتى نشده است؟
- به موقع اش در اين رابطه پاى ميز مذاكره مى نشينيم. فحش كه خوردم، از رفتن به استقلال پيشمان شدم
• امكانش هست فصل آينده نيكبخت را دوباره با پيراهن استقلال ببينيم؟
- به احتمال ۹۹ درصد در پرسپوليس خواهم ماند. يك درصد هم قصد رفتن به استقلال را داشتم اما روز دربى آنقدر فحش شنيدم كه از اين تصميم پشمان شدم.
• حتى اگر استقلالى ها پيشنهاد نجومى دهند قبول نمى كنى؟
-در پرسپوليس بهترين روزها را داشتم. پس بايد ديوانه باشم اين تيم را ترك كنم. مخصوصاً اينكه هواداران اين تيم در اين ۲ سال خيلى به من لطف داشتند.
• صحبت از رفتن به اروپا بود پس چه شد؟
- من الان ۲۸ سال سن دارم و سخت مى شود تيم هاى اروپايى بازيكن ايرانى با اين سن بخواهند. اگر پيشنهاد رسيد به آن فكر مى كنم، در غير اين صورت در پرسپوليس خواهم ماند.
نوشته شده توسط در 22:51 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

 
دعوا دعوا دعوا سر یک کیلو مربا
 
 
احمدى نژاد در نامه شديد اللحن به حداد عادل:
چگونه بايد به تخلف شما رسيدگى شود؟
رئيس جمهور در نامه اى به رئيس مجلس از وى به خاطر نسبت دادن اتهام نادرست عدم ابلاغ سه قانون مصوب مجلس انتقاد كرد. خبرگزارى ها از ابلاغ سه قانون از سوى رئيس مجلس در پى استنكاف اين وظيفه توسط رئيس جمهور خبر داده بودند.به گزارش ايسنا متن كامل نامه محمود احمدى نژاد به حداد عادل به اين شرح است:
جناب آقاى حداد عادل
رئيس محترم مجلس شوراى اسلامى
متأسفانه بار ديگر با اقدام غيرقابل تفسير جنابعالى و به بهانه عدم ابلاغ قوانين مجلس شوراى اسلامى فرصت جديدى براى تداوم فشار و ايراد اتهامات بى اساس به دولت توسط بدخواهان فراهم و موجب تعجب همگان شد. اينك مطابق اصل ۱۱۳ قانون اساسى موارد زير را متذكر مى گردد:
۱- طبق اصل ۱۲۳ قانون اساسى امضاء و ابلاغ قوانين از وظايف اختصاصى رئيس جمهور است و رئيس جمهور طبق اصل مزبور پس از ابلاغ قوانين از سوى مجلس در مورد توشيح و ابلاغ قوانين مورد نظر نيز اقدام نموده است كه معاونت حقوقى رئيس جمهور سوابق موضوع را براى شما ارسال كرده است. بنابراين اقدام شما در اين خصوص نقض آشكار اصل ۱۲۳ قانون اساسى است.
۲- اين اقدام شما مستلزم نسبت دادن استنكاف و خوددارى رئيس جمهور از ابلاغ قوانين است كه مطابق مستندات ارائه شده به جنابعالى، نسبتى كاملا نارواست. كافى بود با مراجعه به سوابق و بايگانى مجلس شوراى اسلامى، رونوشت ابلاغ قوانين را ملاحظه مى نموديد.
اينك چند سؤال مطرح است:
۱- علت تعجيل در اين اقدام خلاف قانون چيست؟ به فرض كه مطلع شديد كه قانونى از ۹ ماه قبل ابلاغ نشده است؛ آيا شايسته نبود كه سه دقيقه وقت نيز براى يك مكالمه ساده تلفنى و سؤال از مسئول مربوطه در معاونت حقوقى رئيس جمهور اختصاص مى يافت و اين بدعت ناروا در روابط قانونى و حقوقى كشور پايه گذارى نمى شد. راستى اين همه عجله براى چيست؟
۲- مسئوليت افتراء (استنكاف و خوددارى از اجراى قانون اساسى) به رئيس جمهور و زمينه سازى براى هجمه به او به عهده چه كسى است و چگونه بايد به تخلف شما رسيدگى شود و اين آسيب چگونه قابل جبران است؟
۳- بى اعتنايى به قانون اساسى و تخلف از آن به وسيله رئيس مجلس قانونگذارى چگونه قابل تفسير و توجيه است و آيا ضربه به اركان قانونگذارى كشور محسوب نمى شود؟
۴- آيا رواست دولتى را كه به گناه عدالتخواهى و استيفاى حقوق و عزت ملت از ناحيه همه مستكبران و مفسدان تحت شديدترين هجمه ها قرار دارد به بهانه هاى واهى مورد هجوم قرار داد.
برادرانه و متواضعانه عرض مى كنم كه اين فرصت ها توسط ملت بزرگ فقط و فقط براى خدمت به مردم و صيانت از عزت ايران عزيز اعطا شده است. بايد مراقبت كنيم كه بدخواهان اين فرصت را كه نعمتى الهى است به نقمت بدل نكنند. اگر نبود، بدعت تخلف آشكار از قانون اساسى اينجانب هرگز اقدام به اين مكاتبه نمى نمودم لكن اين را براى پاسداشت از قانون اساسى و ثبت در تاريخ ضرورى مى دانم. از خداوند متعال توفيق همگان را در خدمتگزارى صادقانه به ملت و صيانت از قانون اساسى به عنوان ميثاق ملى مسألت دارم.
محمود احمدى نژاد
نوشته شده توسط در 22:49 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

بازم سلام آقا دکتر

يكي مي گفت به خدا همين بسش بود!!!

به نظر شما دكتر داره به چی فکر می کنه؟

فکر می کنید دكتر داره چی می گه؟

بقيه در ادامه مطلب............


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 22:41 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

پيشرفت حيرت انگيز غول ليتوانى
شرباتيس بيخ گوش هركول
173928.jpg


اين عادتى همگانى شده براى ما ايرانيان: وقتى رضازاده در مسابقات جهانى يا المپيك روى تخته مى رود، شيشه آمونياك را بو مى كند و پودر منيزيم را با آرامشى رشك انگيز كف دستش مى ريزد، مختصرى رقابت در يكضرب را ببينيم و سپس به وجد بياييم از جلز و ولزى كه در دوضرب، حريفانش مى زنند براى گم و گور نشدن در گردپاى قوى ترين مرد جهان.
شان هامان امريكايى، پاول ناژدك لهستانى و حتى همين هايى كه در ايتاليا رجزخوانى كرده اند، در دوضرب به ۲۴۰ كه مى رسيدند، رگ هاى گردن يغور همگى شان به كلفتى مچ دست شان مى شد. همگى كه از حال مى رفتند، تازه حسين از تونل بيرون مى آمد و بدون اين كه پلك بزند، ۲۵۰ را مى فرستاد به سقف سالن و با لبخند و سر تكان دادن هاى دوست داشتنى اش، از تشويق هاى بى امان تماشاگران تقدير مى كرد.
چنين تصاويرى از دلاورى هاى پهلوان حسين رضازاده براى همه ما كليشه شده. پس لطفاً اين گزارش را تا آخر بخوانيد و با جديدترين وضعيت رقباى رضازاده آشنا شويد.
مسابقات قهرمانى اروپا به اتمام رسيد و پس از جمع بندى نتايج، كشورهاى آلبانى، اسلواكى، مجارستان، لتونى و اسپانيا نيز سهيمه حضور در المپيك را كسب كردند. در اين بين آلبانى و اسلواكى هر كدام دو سهميه خواهند داشت. رقابت هاى جهانى ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ در دو كشور دومنيكن و تايلند ملاك كسب سهميه بود. اما فدراسيون جهانى وزنه بردارى براى كشورهايى كه در اين دو رويداد موفق به كسب سهميه نشده بودند، رقابت هاى قاره اى را ملاك مجددى براى اخذ سهميه قرار داد. بر همين اساس رقابت هاى قهرمانى آسيا در ژاپن نيز براى كشورهايى كه سهميه نگرفته اند، جنبه گزينشى خواهد داشت. البته تيم ما همان طور كه در شمار روز شنبه نيز اشاره شد، سه سهميه كسب كرده و ديگر راهى براى افزايش آن وجود ندارد.
اما در رقابت هاى دسته ۷۷ كيلوگرم قهرمانى اروپا، اولگ پرپچينوف از روسيه قهرمان شد. او در دوضرب با ۲۱۰ كيلوگرم ركورد دنيا را چند سالى است كه به خود اختصاص داده. در ايتاليا، ۱۲ وزنه بردار در اين دسته به مصاف هم رفتند. تانر ساگير قهرمان بازيهاى المپيك ۲۰۰ ۴ آتن كه عنوان ستاره بازيها را نيز به خود اختصاص داده بود و همچنين در مسابقات جهانى دومنيكن نيز طلا گرفته بود، در رقابت هاى اروپايى در هر شش حركت موفق به مهار وزنه ها نشد و اوت كرد! البته آمادگى اين مانكن تركيه اى را بايد در پكن سنجيد. جايى كه احتمالاً به ركوردهاى جهانى يورش خواهد برد.

۷۵ كيلو

۱- اولگ پرپچينوف (روسيه) يكضرب ۱۶۴ كيلو، دوضرب ۱۹۸كيلو، مجموع ۳۶۲ كيلو
۲- آرا خاچاتوريان (ارمنستان) يكضرب ۱۶۵ كيلو، دوضرب ۱۹۶كيلو، مجموع۳۶۱ كيلو
۳- الكسى يوفكين (روسيه) يكضرب۱۵۵ كيلو، دوضرب ۲۰۰كيلو، مجموع ۳۵۵ كيلو
اما رقابت هاى دسته ۸۵ كيلوگرم وزنه بردارى قهرمانى اروپا به قهرمانى يك ارمنستانى ديگرمنجر شد.
در چهارمين روز از اين رقابت ها وزنه برداران دسته ۸۵ كيلوگرم به مصاف هم رفتند كه در پايان مارتيروسيان از ارمنستان توانست با مجموع ۳۷۷ كيلوگرم عنوان قهرمانى را به خود اختصاص دهد. نكته بسيار جالب اين مسابقات كه در نوع خودش كم نظير است، قهرمانى دو وزنه بردار از ارمنستان در دو دسته متفاوت است كه هر دو نيز تيگران مارتيروسيان نام دارند! اين تيگران كه در ۸۵ كيلو اول شده متولد ۱۹۸۳ است اما آن تيگران كه در دسته ۶۹ كيلوگرم اول شده فقط ۲۰ سال دارد! هر دو تيگران، در المپيك هم وزنه خواهند زد و با توجه به گستردگى پوشش خبرى آن بازيها، جذابيت ها و البته دردسرهاى شباهت اسمى دو نفر در يك رشته و يك تيم، دستمايه اى براى رسانه ها خواهد شد.
اما با مرورى به ركوردهاى مسابقات قهرمانى اروپا در اين دسته، بايد بنويسيم يادش به خير شاهين نصيرى نيا. كاپيتان سابق تيم ملى وزنه بردارى در ركوردهاى تمرينى اش به حدنصاب ۱۸۵ و ۲۲۰ رسيده بود.

۸۵ كيلو

۱- تيگران مارتيروسيان (ارمنستان) يكضرب ۱۷۲ كيلو، دوضرب ۲۰۵ كيلو، مجموع ۳۷۷ كيلو
۲- واسيلى پولونيكوف (روسيه) يكضرب ۱۶۸ كيلو، دوضرب ۲۰۵ كيلو، مجموع۳۷۳ كيلو
۳- گئورگى ماركوف (بلغارستان) يكضرب ۱۶۷ كيلو، دوضرب ۱۹۵ كيلو، مجموع ۳۶۲ كيلو
در اين دسته انتقام زايروف از آذربايجان كه همين چندى پيش در جام نامجو حضور يافته و با اختلافى چشمگير ضمن غلبه بر شهروز قربانى قهرمان شده بود، عليرغم اين كه در اروپايى ها هفت كيلوگرم هم بيشتر از كاپ نامجو وزنه زد، اما به رتبه اى بهتر از هفتمى دست نيافت كه اين خود نشان از سطح كيفى بالاى رقابت هاى اروپايى دارد.
در اين وزن ۲۴ وزنه بردار حضور داشتند كه وزنه بردار دوم ارمنستان و وزنه برداران تيم هاى لهستان و اتريش اوت كردند. ضمنا آندرى ريباكو از بلاروس كه و وزنه بردار برتر سال ۲۰۰۷ جهان شناخته شد و با حدنصاب ۱۸۷ كيلوگرم ركورد يكضرب جهان را در اختيار دارد، غايب بزرگ اين پيكارها بود. بى شك او را روى تخته سرنوشت ساز پكن در حين زورآزمايى با صفحات فلزى خواهيم ديد. نكته جالب در خصوص ۸۵ كيلوگرم اين است كه بعد از تغيير اوزان وزنه بردارى، براى اين دسته نيز همانند ساير دسته ها، ركوردهاى استانداردى تعيين گرديد اما هنوز هيچ وزنه بردارى موفق به فروپاشى ركورد مجموع استاندارد كه ۳۹۵ كيلوگرم است نشده.

۹۴ كيلو

۱- سيمون كولسكى (لهستان) يكضرب ۱۷۷ كيلو، دوضرب ۲۲۰ كيلو، مجموع ۳۹۷كيلو
۲- آندرى ديمانوف (روسيه) يكضرب :۱۷۲ كيلو، دوضرب۲۱۳ كيلو، مجموع ۳۸۵كيلو
۳- محمد سوجايف (روسيه) يكضرب :۱۷۴ كيلو، دوضرب ۲۱۰ كيلو، مجموع ۳۸۴ كيلو
اما دسته ۹۴ كيلوگرم رقابت هاى وزنه بردارى قهرمانى اروپا با قهرمانى سيمون كولسكى وزنه بردار دوضرب زن لهستانى به اتمام رسيد. اين چهره نام آشنا در شهر ليگانو سابيادوراى ايتاليا با مجموع ۳۹۷ كيلوگرم عنوان نخست اين پيكارها را به خود اختصاص داد و آندرى ديمانوف از روسيه با مجموع ۳۸۵ كيلوگرم بر سكوى دوم ايستاد. كولسكى كه فيزيك بدنى اش بى شباهت به برادران كليچكو در بوكس حرفه اى نيست، با ركورد اعجاب انگيز ۲۳۲ كيلوگرم، حدنصاب دوضرب جهان را در اختيار دارد و بعيد است چنين ركوردى طى دهه آينده فرو بريزد.

۱۰۵ كيلو

۱- دميترى بروشتف (روسيه) يكضرب ۱۹۰كيلو، دوضرب ۲۲۰ كيلو، مجموع ۴۱۰كيلو
۲- راموناس ويسنايوسكاس (ليتوانى) يكضرب ۱۸۵كيلو، دوضرب۲۲۰ كيلو، مجموع ۴۰۵كيلو
۳- روبرت دوله گا (لهستان) يكضرب ۱۷۷كيلو، دوضرب ۲۱۸ كيلو، مجموع ۳۹۵كيلو
دسته ۱۰۵ كيلوگرم نيز قلمروى روسيه بود. روس ها در گذشته نيز اين وزن را با نخبگانى مثل تيمور تايمازوف(برادر آرتور تايمازوف كشتى گير) قبضه كرده بودند. ركورد يكضرب جهان در اين دسته در اختيار مارچين دوله گا از لهستان است كه برادرش رابرت در همين مسابقات سوم شده. اما ركوردهاى دوضرب و مجموع همچنان استاندارد است و كسى موفق به عبور از مرزهاى آن نشده. ركورد دوضرب در رده جوانان ۹ سال است كه در اختيار سيمون كولسكى قرار دارد و حدنصاب مجموع جوانان نيز متعلق به آندرى آرام نائو از روسيه است كه او را نيز در المپيك روى تخته خواهيد ديد.
سرانجام رسيديم به شب آخر مسابقات و دسته فوق سنگين، رقابت هايى كه شبكه يورو اسپورتز به طور مستقيم پخش كرد. دسته فوق سنگين وزنه بردارى، بخش اعظمى از اميدهاى كاروان ورزش ايران در المپيك پكن را در بر مى گيرد. جايى كه دو طلا از المپيك هاى سيدنى و آتن را در اختيار داريم و چشم دوخته ايم به طلاى سوم. ويكتور شرباتيس از ليتوانى، بازنده هميشگى حسين رضازاده، اين بار در حركت يكضرب فقط خودش را گرم كرد تا استيل خيره كننده اش در دوضرب را به رخ رقيبان آسيايى كه تعدادشان هم كم نيست بكشد. چينى ها در اين دو دسته احتمالاً دو نفر را به روى تخته خواهند فرستاد. هاى بو سان و لى دونگ، كه هر دو در تمرينات حدود ۲۱۰ كيلو را در يكضرب مهار كرده اند، سالم جابر قطرى هم براى خداحافظى از وادى قهرمانى به پكن خواهد آمد. اين سه به اتفاق رضازاده، چنته آسيا را در وزن آخر كاملاً پر كرده اند.
ويكتور شرباتيس كه بارها ۲۰۵ را در يكضرب بالاى سر برده و در دوضرب به شش فرسخى رضازاده هم نمى رسيد، اين بار ۲۵۲ كيلوگرم را تسليم اراده خود كرد! چنين وزنه اى حدود دو سال است كه توسط رضازاده محك نخورده. رضازاده مدت هاست در رقابت ها حضور نمى يابد و بعد از نه گفتن به جام باشگاه هاى آسيا در دمشق، المپيك كوچك در چين، جام نامجو و ...، حالا در قهرمانى آسيا به ميزبانى ژاپن نيز حضور نخواهد يافت. ميزان آمادگى رضازاده به خاطر غيبت هاى مكرر در مسابقات برون مرزى بر همگان پوشيده است. البته رضازاده در اوج تجربه قرار دارد و يقيناً در صورت حضور او در او بازيهاى المپيك ،۲۰۰۸ رضازاده اى آماده را نظاره خواهيم كرد كه ۲۰۵ در يكضرب و دوضرب دست كم ۲۵۵ كيلوگرم را بى دغدغه، سردست بلند خواهد كرد.
در رقابت هاى قهرمانى اروپا، ۸ وزنه بردار در اين دسته حضور داشتند.

۱۰۵ كيلو
173799.jpg
۱- ويكتور شرباتيس (ليتوانى) يكضرب ۱۹۶كيلو، دوضرب ۲۵۲ كيلو، مجموع ۴۴۸ كيلو
۲- ماتياس اشتاينر (آلمان) يكضرب ۲۰۰كيلو، دوضرب ۲۴۶ كيلو، مجموع ۴۴۶ كيلو
۳- يوگنى چيگيشف (روسيه) يكضرب ۱۹۵كيلو، دوضرب ۲۴۷ كيلوگرم، مجموع ۴۴۲ كيلو
۴- وليچكو چولاكوف (بلغارستان) يكضرب ۱۹۲ كيلو، دوضرب ۲۴۲ كيلو، مجموع ۴۳۴ كيلو
۵- گريگور كلژ (لهستان) يكضرب۱۸۵ كيلو، دوضرب ۲۳۰ كيلو، مجموع۴۱۵ كيلو
۶- ايگور شيميچكو (اوكراين) يكضرب ۱۹۶ كيلو، دوضرب ۲۱۸ كيلو، مجموع ۴۱۴ كيلو
ماتياس اشتاينر وزنه بردار جوان آلمانى ها كه حضور در رقابت هاى قهرمانى اروپا دومين تجربه بين المللى اش است، در اين رقابت ها طلاى يكضرب را نصيب خود كرد. بى شك اين ژرمن نيرومند جانشين شايسته اى براى رونى وللر نايب قهرمان المپيك سيدنى خواهد شد. او دو ماه پيش در رقابت هاى المپيك كوچك به ميزبانى پكن، توانست با مهار وزنه هاى ۱۹۳ و ۲۳۰ كيلوگرم عنوان قهرمانى را به خود اختصاص دهد.
اشتاينر در عرض ۲ ماه توانسته ۱۵ كيلوگرم به ركورد مجموع خود بيفزايد. تصور كنيد طى چهار ماه آينده و هنگام برگزارى المپيك در چه شرايطى قرار خواهد داشت؟
شرباتيس هم اگر در المپيك فقط پنج درصد آماده تر شود، به مرز ۲۶۰ كيلوگرم خواهد رسيد. اين يادداشت را نه براى بزرگنمايى حريفان، بلكه صرفاً براى هوشيارى بيش از پيش قوى ترين مرد جهان نوشتيم. حسين رضازاده البته بهتر از هر كسى مى داند كه اين المپيك براى او، به مراتب سخت تر از المپيك هاى سيدنى و آتن است. همان طور كه براى واسيلى آلكسيف افسانه اى نيز المپيك ۱۹۸۰ مسكو، به غايت دشوارتر از المپيك خاطره انگيز ۱۹۷۶ مونترال بود.
نوشته شده توسط در 22:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

این هم واسه این که بگیم همه چی تمومیم!!!

خاطرات مستر همفر(۳)

وهابیت چگونه شکل گرفت؟

كودك شيعه اهل كربلا كه در آتش كينه تروريست هاي وهابي سوخت واقعا چه بي رحمانه.... 

مطلب بسیار بسیار جالبیه حتما بچه شیعه های مذهبی به ادامه مطلب یه سری بزنن!!!حتی شما دوست با غیرت عزیز.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 22:0 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

بیوگرافی آنجلینا جولی

 

بیوگرافی آنجلینا جولی در ادامه مطلب.............

http://www.arak-city.blogfa.com

من امروز قول داده بودم که بترکونم حالا چه با تبلیغات چتیم چه با پست هایی که می ذارم حالا هم به نظر خودم موفق شدم نظر شما چیه؟

اون هایی که محمد آدوکو رو دوست دارن نظر بدن!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 21:4 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

فری استایل فوق العاده آهنگ خانواده از پیشرو و هیچکس که دمو این کار بیشتر از ۱ سال پخش شده به همراه عکس با کیفیت بالا ، پخش برای اولین بار از اراک سیتی ( با تشکر از محمد آدوکو )

با دو کیفیت بالا ۵ و پایین ۲ مگابایت و فرمت 3gp و دانلود از ۲ سرور ، برید به ادامه مطلب....

www.arak-city.blogfa.com


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 20:1 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

فریاد طالب لو طالب لو ستون های ورزشگاه آزادی را لرزاند

فریاد طالب لو طالب لو ستون های ورزشگاه آزادی را لرزاند!!!

دروازه بان ملَی همینه همینه.....

سایر تصاویر در ادامه مطلب...........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 19:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

هتلهای جالب و متفاوت در دنیا

n00073386-r-b-000.jpg
ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 19:16 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

عکس های شادمهر عقیلی

اینم عکس های شادمهر به در خواست بهترین دوستانم امیر چراغی گل و بابک سعیدی عزیز!!!

سایر تصاویر باز هم در ادامه مطلب!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 19:11 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

عکسی از همسران بازیکنان تیم لیورپول

عکسی از همسران بازیکنان لیورپول

www.arak-city.blogfa.com

سایر تصاویر در ادامه مطلب!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 19:0 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

یادداشت های یک دختر ترشیده

www.arak-city.blogfa.com

لابد شما هم چیزهایی درباره آگهی های ازدواج شنیده اید که بیشتر درکشورهای غربی مرسوم است: طرف، خصوصیات خودش و فرد مورد علاقه اش را می دهد چاپ کنند بلکه او را پیدا کرد!

یکی ازدوستانم گفت چندشب پیش در اخبار۲۰:۳۰ شنیده که در آلمان طرحی پیشنهاد شده که بر اساس آن، هرازدواج، یک تاریخ انقضای هفت ساله داشته باشد!

 با این حساب بعید نیست درآینده درستون آگهی های ازدواج نشریات آلمانی، با چنین چیزی  مواجه شویم:
مردی ۲۹ ساله، با اندازه های استاندارد و کیفیت عالی، دارای گواهی ایزو ۹۰۰۲، محکم و بادوام، خواهان ازدواج با دختری هستم حدود ۲۰ ساله، ترجیحا آکبند! با view دلپذیر(زیبا، جادار، مطمئن!) دارای ضمانت نامه معتبر هفت ساله و خدمات پس از ازدواج... درصورت رضایت طرفین، قرارداد هفت ساله قابل تمدید است!!    

 

دوشیزه یا جوان ناکام؟!
 
 

امروز با یکی از همکارانم به گورستان زیبای ظهیرالدوله رفته بودیم. لابد می دانید که خانه آخر خیلی از بزرگان تاریخ ما درخیابان دربند تهران و دراین گورستان قرار دارد: فروغ فرخزاد، ایرج میرزا، ملک الشعرای بهار، رهی معیری، روح ا... خالقی و یک عالمه شخصیت تاریخی دیگر... درختان سرسبزو محیط با صفا وسنگ قبرهای دیدنی ودرنوع خود بی نظیر وهمجواری با آدمهای بزرگ ، آدم را به این هوس می اندازد که بمیرد و اینجا دفن شود!

به محض دیدن این سنگ قبر، به یاد وبلاگم افتادم. به "دوشیزه پریچهر ریاضی" فکر کردم که نیم قرن زودتر ازمن به دنیا آمده و چهل سال پیش هم از دنیا رفته است. به رویاها و آرزوهای ناکام مانده اش فکر کردم. آیا اوهیچ وقت کسی را دوست داشته؟ آیا کسی به اوسرکوفت زده که درچهل سالگی هنوز نتوانسته شوهرکند؟ آیا کار و سرگرمی خاصی داشته که خلا خیلی چیزها را برایش پرکند؟
 این روزها میانگین سن ازدواج دختران در تهران به بیست و نه سال رسیده (بازنپرسید منبعت کجاست؟ من این آمار را ازروزنامه های ایران و همشهری می گیرم)اما درآن زمان او حتما به خاطر مجرد ماندن، تحت فشارخانواده و اطرافیانش بوده و کلی متلک شنیده...

به این نتیجه رسیدم که به طورکلی من خیلی خوشبخت تر ازاوهستم والبته ازلفظ "دوشیزه"هم خیلی خوشم می آید!
راستی اگرمن همین روزها بمیرم، می شود روی سنگ قبرم به جای "جوان ناکام"، نوشت "دوشیزه..."؟!

 

لذت تجرد!
 
"دیوباری" گفته است:" مردها با یک بیماری وراثتی متولد می شوند. روانشناسان در تعریف این بیماری گفته اند:
ترس ازاین که اگر به زنی وابسته شوی، ممکن است مرد مجردی در جای دیگری، از زندگی بیشتر از تو لذت ببرد!"

ازآنجا که لزوم ابتلا به این بیماری، ازدواج است، زین پس به جای دعاهای دیگر، بگوییم:خدایا مردان ما را به این بیماری مبتلا بگردان!

 

کبوتر بچه بودم، شوهرم مرد!
 

عجیب است که اینجا وبلاگ"یادداشت های یک دختر ترشیده" باشد و این بیت معروف را درآن نیاورده باشیم که:
گربمیرد پسری دختری ترشیده شود
گربمیرند پسران کل جهان لیته شود!

اگرچه این شعر،"وزن"را به همراه ترشی لیته(!) قورت داده رفته پی کارش و قافیه را هم بدجوری باخته، اما یک نکته را به وضوح ثابت کرده وآن این که :"اگرمن ترشیده شده ام فقط به خاطر این است که شوهرم پیش از ملاقات با من مرده!!"

ای آقای شوهر بی معرفت! چرا مردی و مرا تنها گذاشتی؟!
لابد آن قدر جوان نازنین و دوست داشتنی بودی که مادرت روزی سه وعده در حقت دعا می کرده که:"الهی سر تخته تورا بشویند!"و"مرده شور ریختت را ببرد!"
حالا که این اتفاق افتاده و مرده شوی تورا برده(!) اقلا بگذار تصور کنم تو آن جوانی نبودی که معتاد بود و ماموران شهرداری ازتوی جوی آب جمعش کردند! بلکه یک مهندس خوش تیپ بوده ای که آدم رباها برای اخاذی از پدر میلیاردرت، تورا گروگان گرفتند و بعد هم کشتند!!

آه ای جوان ناکام! ای مهندس مملکت! قربان آن هیکلت بروم که رفت زیر خاک! اقلا یک بار به خوابم بیا که بدانم شوهرم کی بوده!!

 

"اغما"در اغما!
 

دیشب آخرین قسمت سریال"اغما" را دیدم. نفهمیدم چطور ممکن است زن تنهایی(مثل خانم بردیا) به خواستگاری کسی مثل دکترجودت جواب منفی بدهد، به خصوص بعد ازسوء قصد شبانه به جانش که زنان را بیش ازپیش، ازآینده و تنها زندگی کردن می ترساند. شاید هم من واقعا با معنای عشق(آن هم به شوهری ازدست رفته) بیگانه ام و آن را درک نمی کنم!

***
دراولین قسمت اغما، دکترپژوهان از انجام عمل جراحی همسرش سربازمی زد، چون در دنیای پزشکی این اعتقاد وجود دارد که جراح نباید عمل جراحی بستگان درجه یکش را خودش انجام بدهد،طبیعی است که انجام این جور جراحی ها به خاطر وابستگی عاطفی او به بیمار،دارای حساسیت ویژه و برایش سخت باشد.
 اما درآخرین قسمت همین سریال متوجه شدیم که یک جراح می تواند پس ازانجام عملی سنگین و پیچیده (مثل جراحی پیربابا)، خبرتصادف سخت تنها بازمانده خانواده اش ،دختر عزیزش، را بشنود و بعد هم با  کنترل کامل روی اعصابش و حفظ خونسردی و انرژی لازم، برود او را جراحی کند و ازفلج شدن، نجاتش بدهد!!

***
 درعین حال ما طی این قسمت فهمیدیم که افسر نیروی انتظامی که به صحنه تصادف اعزام می شود، به زنگ خوردن های موبایل فرد مصدوم جواب می دهد و بدون این که ازطرف سوال کند شما چه نسبتی با این بنده خدا دارید تمام اطلاعات لازم را به او می دهد،بدون آن که فکرکند ممکن است او طاقت یا آمادگی شنیدن این خبر را، آن هم به صورت تلفنی، نداشته باشد!

***
یک نکته را هم هویجوری(!) خطاب به عزیزان همیشه در وبلاگی می گویم که فکر می کنند معلوم نیست من بالاخره دوست دارم ازدواج کنم یا نه!
من آدم متناقضی نیستم. کدام دختر نرمالی را سراغ دارید که دوست نداشته باشد ازدواج کند؟ (همان صفت دخترانه ای که لج خیلی ازپسرها را درمی آورد!)
من گفتم "آرزو ندارم" ازدواج کنم، یعنی حاضر نیستم ازدواج کنم فقط به خاطرآن که ازدواج کرده باشم.
خودتان سعی کنید بفهمید!

 

دعا
 

خدایا!
برای خودم هیچ چیز نمی خواهم.
اما به پدر و مادرم یک داماد خوب عطا بفرما!

 

خواستگارون!

جمعه همین هفته، خواستگارهای آخرین خواهرم قراراست بیایند خانه مان. او برای اولین بار و به خاطرقد بلند آقای داماد، یک صندل پاشنه بلند خریده که بلد نیست با آن راه برود. ادای سینی به دست داشتن و پیچ خوردن پا و زمین خوردن را درمی آورد و کلی می خندیم!
برای همین خیالم راحت بود که اگر خدا یک داماد به پدر و مادرم عطا کند دیگر حتما دامادی مربوط به من خواهد بود!

من کماکان ازمحل کارم مطلب می نویسم!


عجله!
 
شناسنامه یکی از بچه ها را در نگهبانی دم در سازمان گرو گذاشته بودیم که راهش بدهند.
وقتی آمد بالا، پرسید:" شناسنامه ام را پس ندادند؟"
گفتیم نه. با نگرانی پرسید:" پس حالا من چطور ازدواج کنم؟!"
نوشته شده توسط در 18:45 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

پنتاگرام در متالیکا

 

پنتاگرام در دنیای باستان:

پنتاگرام یکی از قابل توجه ترین، قویترین و پایدارترین نمادها در تاریخ بشر است. پنتاگرام در لغت به معنای ستاره ی پنج رأس یا شکل پنج ضلعی است. این علامت تقریبآ برای همه ی فرهنگ های باستانی مهم بوده است. از مایان ها در امریکای لاتین تا هند، چین و مصر. پنتاگرام به صورت حکاکی شده روی دیوارهای غارهای عصر نو سنگی یافت شده است. در نقاشی های بابلی ها نیز جایی که این نشان بر جای گزارده شده سیاره ی زهره مسیرش را طی می کند، و این علامتی سری از الهه ی Ishtar می باشد. در کتاب های مقدس آسمانی به خصوص کتاب عبری یهودیان، تورات پنتاگرام بسیار مورد توجه قرار گرفته و به وفور به آن مراجعه شده است. اما با این وجود، چرا امروزه پنتاگرام شهرتی شیطانی دارد؟

اولین پنتاگرام ها به صورت حکاکی شده درون غارهای عصر حجر یافت شدند. در حالی که بشر در آن زمان به برخی معانی روحانی و غیر مادی اعتقاد داشت، اما معنا و مفهوم ستاره برای بشر اولیه یک راز است. در تمدن هایی که بعدها به وجود آمدند، پنتاگرام معانی گوناگونی را در برداشت که معمولآ این معانی نجومی یا مذهبی بودند. ستاره ی پنج رأس در متن های سومری برای نشانه گذاری مسیرهای نجومی به کار می رفت و پنج سیاره ی قابل رویت را نشان گذاری می کرد.

مطابق با عقاید فیثاغورث ریاضیدان و فیلسوف یونانی، پنج عدد انسان است، به خاطر تقسیم بندی پنج قسمتی بدن، و همچنین تقسیم بندی پنج قسمتی یونانیان باستان از روح. با توجه به گفته های فیثاغورث پنج گوشه ی پنتاگرام هر کدام نشان دهنده ی یکی از پنج عنصری هستند که انسان را تشکیل می دهند، یعنی آتش، آب، هوا، زمین و روح که به ترتیب تشکیل دهنده ی انرژی، مایع، نفس، جسم و ذهن انسانند. پیروان فلسفه ی فیثاغورث، پنتاکل* را به عنوان Hygeia یا همان رب النوع تندرستی مقدس می دانند.

این شیوه ی نشان پردازی یا همان نمایش به وسیله ی علائم منحصر به فرد، قرن هاست که پا بر جا مانده است و به طرز شگرفی بر تئولوژیهای سنتهای گوناگون تاثیر گذاشته است. مسیحیان اولیه پنتاکل را به عنوان نشانه ای از جراحت های مسیح بر سر می گذاشتند. در قرن های بعد، پنتاکل در بسیاری از عقیده ها و باورهای سری و اسرار آمیز دوره ی رنسانس و قرون وسطی نماد مهمی به شمار می رفت.
_________________________________________
*
Pentacle - طلسمی به شکل ستاره ی پنج راس

پنتاگرام در مسیحیت:

Kabalistic های مسیحی، کسانی بودند که تلاش می کردند تا از عرفان و تصوف یهودی استفاده کنند تا بدین وسیله الوهیت مسیح را اثبات کنند. آنان شیفته ی پنتاگرام شده بودند. پنتاگرام برای آن ها نمادی از مسیح و اشاره ای به روح مقدس در جسم بود. شاهکار محبوب Geometric  اضافه کردن حرف عبری Shin به کلمه ی چهار حرفی YHVH بود. حرف Shin در زبان عبری نشان دهنده ی آتش و روح مقدس عید پنجگانه* است و کلمه ی YHVH در زبان کتاب مقدس** به معنی خداست. (YHVH، به رایج ترین صورت 'Jehovah' تلفظ می شود.) که حاصل آن کلمه ی Yeshiva می شود. این کلمه به معنی Y'heshua یا همان Jesus (عیسی) است. او بدین وسیله بین ستاره ی پنج رأس، عید پنجگانه، عیسی مسیح و خدا رابطه برقرار کرد.

چندین رابطه بین پنتاگرام و مسیحیت وجود دارد. پیش از به صلیب کشیده شدن مسیح، پنتاگرام یک نشان رجحان یافته برای آرایش کردن و زینت دادن جواهرها و طلسم های مسیحیان اولیه بود. این علامت که به راحتی و در یک حرکت پیوسته ی قلم کشیده می شد، با پنج زخم مسیح آمیخته شده بود. پنتاگرام همچنین برای یک فرقه ی نهانی عرفانی مسیحی نمادی از Isis، الهه ی حاصل خیزی و Venus اصلی ترین رب النوع مونث بود. فرقه ای که به صورت پنهان در نقاط مختلف در سراسر تاریخ مسیحیت وجود داشت.
__________________________________________
*
Pentecost
- عید پنجگانه مسیحی یا عید گلریزان، یکی از روزهای تعطیل مذهبی مسیحیان، روزی که روح مقدس بر حواریون عیسی نزول می کند.
**
biblical - زبان کتاب مقدس

 

پنتاکل در ویکا و عقاید نئو پاگان:

در حال حاضر رایج ترین مذاهبی که پیروان آن از پنتاگرام استفاده می کنند گروه های Wicca, Nonagon و Satanic هستند. در اغلب عقاید و رسوم Wicca و Nonagon معنای نمادی پنتاگرام از مراسم جادوی تشریفات قرون وسطی و چهار عنصری که به وسیله ی روح حکومت می شدند، منتج می شود. در برخی از این رسوم همچنین پنتاگرام می تواند نمایانگر یگانگی نوع بشر و قلمرو روح باشد. ستاره ی پنج پر پایین رأس نمادی از خدای شاخدار Wicca است. در عقیده ی Kabalistic یهودی، که بسیاری از اندیشه ها و ایده های فیثاغورثی را قرض گرفته، پنتاگرام نشان دهنده ی پنج حقیقت برتر در زندگی است: عدالت، رحمت، دانش، ادراک و شکوه ماورایی و مافوق جهان مادی. پنتاکل نوک پایین چیز جدیدی نیست و لزومآ شیطانی هم نیست، در حالی که اینگونه به نظر می رسد. اشکال تاریخی پنتاگرام به همان اندازه که نوک بالا بودند، نوک پایین هم بودند و فرق یکی با دیگری به وسیله ی انسان های باستان به خوبی نشان داده نشده است. حتی امروز نیز، یک شخص الزامآ نباید پنتاگرام نوک پایین را Satanic بداند، چنانکه پنتگرام در عقاید Masonic و Wicca نیز سرپایین است.

پنتاگرام در سیتنیزم:

برای برخی از مردم پنتاگرام به صورت تردید ناپذیری با جادوی سیاه و پرستش شیطان پیوند زده شده. پنتاگرام شیطانی نمادی پیچیده است که از ترکیب ستاره ی پنج پر با سر بز به وجود آمده است. و این نوع استفاده در عین این که جدیدترین مورد استفاده از پنتاگرام است، به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده از پنتاگرام نیز هست. پنتاکل شیطانی همیشه وارونه است، با یک رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا.

استعمال پنتاکل به عنوان یک نشان و علامت شیطانی کاملآ جدید است که به نیمه ی دوم قرن بیستم برمی گردد. جایی که سیتنیزم مدرن توسط Anton Lavey موسس و بنیانگذار کلیسای شیطان پایه گذاری شد. این علامت نشانی از جادوی سیاه است که حاکی از پیروزی ماده و آرزوهای فردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است. البته پنتاگرام متشابه و قابل قیاس با صلیب برعکس نیست. صلیب برعکس نماد جنبش anti Christ و نشانی از طغیان، سرکشی و تمرد در برابر فرهنگ مسیحی است. همچنین پنتاگرام نباید با هگزاگرام اشتباه شود. هگزاگرام، ستاره ی شش پر است که به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می شود و نمونه ی آن ستاره ی داوود روی پرچم اسرائیل است. این ستاره با اعتقادات یهودیان پیوند دارد که خارج از این بحث می باشد.

روايت مي شود که شکل ظاهري شيطان تشکيل شده است از: سر بز، بالا تنه ي انسان، پاي جن و یک دم کوتاه. در الهیات مدرن سیتنیزم، شاهد اتخاذ کردن روش های فردی و توجه بیشتر به شخص هستیم. توجه بیشتر به ضمیر و خود به جای توجه به خدا و عالم بالا، سکس، آمیزش و تمایلات جنسی آزاد، بی بند و بار و لجام گسیخته رفتاری است که سیتنیزم آن را تمجید می کند. علامتی که به رایج ترین صورت با عقاید شیطانی پیوند دارد "Sabbatical goat" یا بز طلسم ستاره ی پنج سر Mendes است. استفاده از بز به خرافات قرون وسطی برمی گردد. آنان همواره در توصیف ساحره ها، آنان را همراه با بزها می دانستند. آنان اغلب بز را نماینده ی شیطان می دانستند. بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سرکوبی جنسی در نظر گرفته می شود. نماد باستانی پنتاگرام در سیتنیزم مدرن نمادی است از آزادی در برابر مسائل جنسی که در ادیان الهی حرام شمرده شده اند.  

 

نوشته شده توسط در 18:16 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

عکس های با حال از marlyn manson پر هياهو ترين خواننده Rock

http://arak-city.blogfa.com

بقیه تصاویر را در ادامه مطلب ببینید!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 18:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

عکسهای خفن و زیبا از آیشواریا بازیگر زن بالیوود

عکسهای باحال ایشوریا بازیگر بالیوود










بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 17:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

دانلود فیلم سلطان قلب ها به درخواست اقا سهند

نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:27 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

تصاویر باحال از پاریس هیلتون new



تصاویر باحال از پاریس هیلتون

بقیه در ادامه مطلب...
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:16 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

مصاحبه با آقای ابطحی : قمیشی گوش می کنم


 بسیار آرام و خوش برخورد است. دفتر نسبت بزرگ او در خیابان ولی عصر تهران این روزها تبدیل به پایگاه مهمی برای گفت و گوی ادیان شده. ساعت ۱۲ یکی از روزهای آخر سال با او قرار داشتم. با اتومبیل پرشیای مشکی رنگ خود وارد محوطه مرکز گفت و گوی ادیان شد و پس از احوالپرسی بسیار گرم گفت و گو را با او آغاز کردم. همین جا بگویم که بخش های زیادی از این گفت و گو واقعا غیر قابل چاپ بود که به تشخیص خودم (!) حذف کردم.

- شما یک سری اعمال و رفتار دارید که نمی شود آن را در قالب شخصیت یک روحانی تعریف کرد. کارهایی می کنید و فضایی به وجود می آورید که باعث حمله به شما می شود. این سیاست شماست یا خودتان این طوری هستید؟

نه والا سیاست مان نیست. چه کسی دوست دارد که فحش بشنود؟ ولی اگر این چیزها هم نبود، جماعتی که من می شناسم بالاخره بهانه ای پیدا می کردند که فحش بدهند. چون خیلی از دوستان ما که این نوع رفتارهای اجتماعی را هم ندارند از این حملات بی نصیب نیستند. دعواهای سیاسی بدون اخلاق نهایتا به این جاها کشیده می شود.

- این که می گویند شما خارج از ایران شلوار جین و تی شرت می پوشید درست است؟

شلوار جین خیلی به من نمی آید و نمی پوشم. وقتی هم هوا گرم باشد تی شرت می پوشم.

- پس تا به حال شلوار جین نپوشیده اید؟

یادم نمی آید… چون سایزم هم سایزی نیست که بتوانم شلوار جین بپوشم. (می خندد) شروع این شایعات یک مبنایی داشت. آن موقع که دعواها خیلی داغ بود، معمولا آن هایی که کم می آوردند، تهمت می زدند.

- مگر شلوار جین پوشیدن تهمت است؟

نه … به طور کلی این جور حرف ها را می گویم. آقایی که یک وقتی خودش را سمبل هنرمند اسلامی معرفی می کرد و خیلی هم بداخلاق بود در کیهان مقاله ای نوشت که وقتی من در لبنان بودم، با شلوارک و پیراهن آستین کوتاه دیده شده ام و فیلمش هم موجود است. من یادم نمی آید که شلوارک داشته یا پوشیده باشم، آن هم در خیابان و جایی که این هنرمند خیلی عزیز بتواند فیلمبرداری کند. از اول معلوم است که دروغ است. بعد این را اضافه کردند که کنار دریا این اتفاق افتاده. البته این مشخص است که اگر بخواهم دریا بروم نه با عمامه می روم و نه با عبا، بلکه با لباس شنا می روم ولی چون دریای آن جا خیلی شلوغ بود هیچ وقت نرفتم.

جالب این بود که چند تا از بچه های حزب الهی خیلی صاف و ساده پیش من آمدند و طلب حلالیت کردند. گفتم: چطور؟ گفتند: ما مطالبی درباره این قضیه نوشتیم. آن آقا گفته بود که می خواهد فیلم را پخش کند. بعد آنها رفته بودند پیش ایشان و گفته بودند که این فیلم را بیاورید تا در مدرسه حجتیه پخش کنیم. چون خیلی مهم بود و او که با آنها احساس همبستگی داشته، گفته بود که من الکی گفتم و به آنها، به خاطر این رفتار خیلی بر خورده بود.

- اصلا چطور شد که شما روحانی شدید؟

من متولد بهمن ۱۳۳۸ هستم. اوایل نوجوانی وارد سیاست شدم. خانواده ام مذهبی و روحانی بود. دایی من آقای هاشمی نژاد شخصیتی مبارز بود که من خیلی تحت تاثیر او بودم. اوج قضایای دکتر شریعتی و کتاب هایش بود و رادیوهای خارجی در اوایل نوجوانی خیلی روی ما تاثیر داشت. وقتی وارد سیاست شدم قبل از انقلاب به خاطر یک سخنرانی ۲۶-۲۵ روز دستگیر شدم که خیلی در زندگی دوران جوانی ام مهم بود.

- مهم ترین حرفی که در آن سخنرانی زدید و شما را بازداشت کردند چه بود؟

ماه رمضان سال ۱۳۵۶ بود، تازه اعلامیه های امام به شهر رودسر می آمد. سخنرانی های من هم در نوجوانی داغ و جنجالی بود. یک اطلاعیه از مشهد آمده بود که بچه ها آن را به من دادند. هیچ کس جرات نمی کرد آن را بخواند چون آن موقع اطلاعیه خواندن خیلی مهم بود.
اواسط سخنرانی اطلاعیه را خواندم. اواخر جلسه چراغ های سالن خاموش شد و پشت مسجد صدای تیراندازی آمد. من هم که بچه بودم از ترس فرار کردم، اما آخر شب من را گرفتند.

- اگر آقای هاشمی نژاد نبود شما الان کت و شلوار به تن می کردید؟

نه … فکر نمی کنم چون خانواده پدرم هم روحانی هستند و خانوادگی راه فراری نداشتیم، همگی آخوند بودیم. ضمن این که هیچ وقت هم از داشتن لباس آخوندی احساس پشیمانی نکردم.

- لباس دیگری را امتحان کرده اید؟ یعنی در مراسمی کت و شلوار پوشیده اید؟

بله، خیلی وقت ها با لباس غیر آخوندی بیرون رفتم. این لباس کار و رسمی من است. چون نمی شود با این لباس به خرید، سینما یا جاهای مختلف دیگر رفت.
اولین باری که در جلسه رسمی سازمان ملل حضور پیدا کردم با هم فکری آقای خاتمی کت و شلوار پوشیدم و جلوی دوربین هم نشستم. علت آن هم بحرانی بودن فضا بود. مجاهدین خلق تظاهرات کرده بودند، برنامه ها خیلی سخت بود، اولین سفر آقای خاتمی در اولین سال ریاست جمهوری شان بود، خیلی دوندگی این طرف و آن طرف داشت و چون همه برنامه ها دست من بود نمی شد با عبا و عمامه این طرف و آن طرف دوید. ضمن این که آقای خاتمی حفاظت خوب و محکمی داشت ما هم آخوند بودیم آن ها هم نمی فهمیدند و ما را به جای آقای خاتمی… (خنده)

البته یک بار برعکسش شد. در فرودگاه فرانسه یک گارد نظامی مفصلی چیده بودند، من بی هوا با یکی از دوستانم صحبت می کردم و از در بیرون آمدم تا کمی هوا بخورم به محض آن که بیرون آمدم گروه موزیکی که برای آقای خاتمی باید می زد فکر کرد آقای خاتمی آمده و شروع کرد به موزیک زدن. من خیلی زود برگشتم سرجایم و آن ها هم خیلی تعجب کرده بودند و صدای موزیک قطع شد.

- حادثه سقوط تان از پله ها هم در فرانسه بود که در بغل رییس جمهور افتادید؟

نه در روسیه بود… دو تا آدم چاق بودیم یکی من و یکی آقای صفری، پله ها کج بود و هر دو داشتیم با عجله حرف می زدیم و از پله ها پایین می آمدیم، نمی دانم چطور شد دوتایی که دست هم را گرفته بودیم لیز خوردیم، محافظ ها جلوی مان را گرفتند وگرنه می توانستیم بزنیم زیر پای دوتا رییس جمهور و آنها را پایین بیندازیم.

- راستی می خواهم از شما هم در مورد دست دادن آقای خاتمی با آن خانم های خارجی بپرسم.

من در آن سفر نبودم.

- بعد یواشکی از آقای خاتمی نپرسیدید که قضیه چه بوده؟

چرا هم یواشکی پرسیدم هم غیر یواشکی. آقای خاتمی هم که رسما تکذیب کرد.

- یعنی این فیلم واقعا ساختگی بود؟

من نتوانستم این فیلم را بگیرم چون فیلتر بود. آقای خاتمی خودش این فیلم را دیده بود، یک جلسه ای داشت مثل این چیزهایی که بازسازی می کنند مسیر را رفت و گفت که حالت دست من همیشه این طوری است آن یکی هم زیر عباست و از جلوی این خانم که رد می شوم کات می شود.

- آن موقع که روزنامه هم میهن هم انگشتر آقای خاتمی را چاپ کرد که در دستش بوده یا نه. من به این بحث هایش کاری ندارم شما خصوصی از آقای خاتمی در مورد این فیلم پرسیدید، چه گفتند؟

بالاخره که همه فیلم را تکذیب کردند من در این چند وقت کمتر دیده بودم که آقای خاتمی از این فضایی که به وجود آوردند این طور احساس ناراحتی بکند. ما- در این نوع فضا- خیلی پوست کلفت شده بودیم. ولی آقای خاتمی روحیه اش این طور نبود. در حوزه شخصی اش قبلا کسی صحبتی نکرده بود، به همین دلیل ماجرا ایشان را خیلی به هم ریخت.

- به نظر می رسد آقای خاتمی خیلی با شما صمیمی است، پس چرا شما را از ریاست دفترش عزل کرد؟

عزل نشدم. تا پایان دوره اول ریاست جمهوری، رییس دفتر بودم و دوره دوم معاون حقوقی شدم.

- رییس دفتر خیلی به رییس جمهور نزدیک تر است. چه اتفاقی افتاد که شما از آقای خاتمی دور شدید؟

چیز خاصی نبود، اما اگر آدم بخواهد این پشت پرده ها را باز کند، فکر نکنم کار مجله شما به شماره بعدی برسد.
دلیل این اتفاق هر چه باشد دوستی من و آقای خاتمی هیچ وقت کم نشد.

- با آقای خاتمی دعوا هم کرده اید؟

بارها! حتی دعواهای بدی هم پیش آمده ولی نیم ساعت بعد اصلا احساس نمی کردم که درون من چیزی وجود دارد و آقای خاتمی هم یادش نبود که نیم ساعت پیش دعوا کرده.

- معمولا دعوای تان سر چه چیزهایی بود؟

خیلی چیزها! حتی در یک مورد آقای خاتمی از دفترش بیرون آمد و گفت من شما را به دادگاه معرفی می کنم. البته نمی دانم باید بگویم یا نه؟! چون کیهان این تکه را برمی دارد و می نویسد که آقای خاتمی می خواسته ابطحی را به دادگاه معرفی کند!

- حالا بگویید.

موضوع، سفر فرانسه بود. یک عده نمی خواستند آقای خاتمی به این سفر برود اما ما سفر را بسته بودیم و در همه چیز مثل شام، مشروبات و … توافق کرده بودیم. فرانسه هم کشوری است که خیلی پروتکلی است و شراب هم خیلی برای شان مهم است، چون پیشینه تاریخی دارد. ما می خواستیم مراسم را به عصرونه تبدیل کنیم تا شراب حذف شود و این هم مشکلات خودرش را داشت که مراسم به این شکل رسمی دربیاید. همه شرط ها را گذاشتیم و نسبت به این که در شانزلیزه پرچم نزنند هم توافق کردیم. به این دلیل که در هر بیست قدم این امکان را به منافقین می دادیم که ابراز وجود کنند و بخواهند پرچم آتش بزنند.
نمی دانم چرا آقای خاتمی فکر می کرد که پرچم نزدن در شانزلیزه توهین آمیز است و از توافق ما خیلی عصبانی شد.

- امیدوار هستید که اصلاح طلب ها در انتخابات رای بیاورند؟

در واقع دروازه هست اما ما بازیکن نداریم. بازیکنان آن طرف هم زیادند.

- کمی هم مظلوم نمایی می کنید. شاید رونالدو ندارید اما بازیکن دارید.

مهم نیست که چند تا بازیکن داری، مهم ترکیب است. مخصوصا که ما ترکیب شناخته شده ای هم نداریم.

- با تمام این تفاسیر، چند درصد امید دارید که اصلاح طلب ها رای بیاورند؟

در اکثریت مجلس امکان رقابت وجود ندارد و اکثریت مجلس، از الان مشخص است.

- پس شما در کمال ناامیدی پیشاپیش خودتان را بازنده بازی می دانید.

بازنده بازی نمی دانیم. تا وقتی که بازی کنیم، خود را برنده می دانیم. ولی امکان بازی وجود ندارد و این از اعداد و ارقام اعلام شده هم مشخص است.

- به نظرتان آقای کروبی دوست داشتنی تر است یا آقای خاتمی؟

اگر این امکان وجود داشت که این دو را در هم ادغام کنند خیلی ترکیب خوبی می شد!

- چه خصوصیاتی از آن ها باید در این ترکیب جدید باشد؟

مثلا اگر همین بحث تایید صلاحیت ها باشد، آقای کروبی چند پرونده را به شورای نگهبان می برد و می گوید که آقا این ها آدم های خوبی هستند، تایید کنید! ولی آقای خاتمی این طور نیست. می رود و یک گفتمان در مورد حقوق انسان باز می کند و این که مشروعیت نظام از مردم است و از این نوع بحث ها. آقای خاتمی باورش نمی شد که در سطوح سیاسی کسی دروغ بگوید ولی آقای کروبی متوجه می شد و متناسب با آن عکس العمل نشان می داد!

- من شنیدم که شما آدم sms بازی هم هستید. یعنی به آدم های سیاسی sms می دهید و sms می گیرید. درست است؟

الزاما نه با آدم های سیاسی.

- آخرین sms که آقای خاتمی برای شما فرستاد، چه بود؟

آقای خاتمی اصلا آدم موبایل بازی نیست فکر نکنم تا به حال sms داده باشد.

- یعنی اصلا موبایل دست نگرفته اند؟

یکی دوبار دیدم که به مناسبت های خاص با موبایل صحبت کرده که فکر نکنم موبایل خودش هم بوده باشد.

- یعنی آقای خاتمی موبایل ندارد؟

اوایل که موبایل آمده بود یکی به ایشان دادند ولی اساسا آقای خاتمی آدم تلفنی نیست.

- یعنی حضوری کارهایش را انجام می دهد.

بله. مثلا گاهی با او کار داشتم، تلفن می کردم و می گفتم. می گفت: خوب بلندشو بیا اینجا ببینم چه می گویی.

- از بین سیاسیون بیشتر چه کسی به شما sms می زند؟

از بین سیاسیون بیشتر من برای دیگران sms می زنم.

- آخرین sms که گرفتید و برای بقیه فرستادید را برای ما بگویید.

(می خندد) در رسانه های جمعی حرف های غیراخلاقی زدن درست نیست!

- چه چیزی از بچگی های تان یادتان هست؟ کارتون محبوب شما کدام بود؟

زورو را دوست داشتم و تنسی تاکسی دو!

- ظاهرا قرار بود یک فیلم بسازید اما بعد دروغ سیزده شد. ماجرا پی بود؟

نه بابا دروغ بود. من در جاده شمال پشت فرمان بودم، یک سری از بچه ها به من زنگ زدند که ما می خواهیم برای شما دروغ سیزده درست کنیم. شما خیلی عصبانی می شوید؟ گفتم نه. در ذهن شان بود که من یک تغار ماست را در محله مان شکسته ام.
گفتم که این یک چیز سبکی است. همان جا به ذهنم زد که دارم یک فیلم می سازم. در اوج جریان ده نمکی بود. گفتند که اسمش را می گذاریم تغار شکسته.

در همان حال که رانندگی می کردم گفتم قشنگ نیست اگر می خواهید به من نسبت بدهید یک چیز سیاسی بگویید، مثلا خواب بی موقع. گفتم اسم آقای کروبی هم می آید و فیلم ساختن من جالب می شود اصلا فکر نمی کردم خبر این سایت که مشهور هم نبود این قدر بپیچد. تلویزیون هم در اخبار بیست و سی اعلام کرده بود.

بعد خانمم آمد و گفت که دختری خیلی اصرار کرده که در فیلم من بازی کند و بعد خانم حکمت زنگ زد که اگر کمکی خواستم به او بگویم!

- حالا اگر قرار باشد واقعا فیلم بسازید از کدام بازیگرها استفاده می کنید؟

من از بچگی با رضا کیانیان دوست بودم و هنوز هم گاهی پیش من می آید و روابط خانوادگی داریم، من هم نوع کار، خانواده و خودش را خیلی دوست دارم.
یکی دیگر هم لابد گلزار است. البته شوخی کردم. بازی رضا عطاران را خیلی دوست دارم. خانم معتمدآریا و البته هستی! من هم که هم سن آقای نصیریان هستم!

- راستی گفتید ده نمکی، شما اخراجی ها را دیدید؟

بله … من فکر می کنم که دوربین را جلوی بچه های با استعداد هنرپیشه گذاشته بودند و آن ها جوک های قدیمی دوران جنگ را نقل می کردند و در مونتاژ یک جوری این ها را به هم وصل کرده بودند.

- یعنی به نظر شما فیلم نبوده؟!

بد نبود… من خیلی معتقد به فیلم های فلسفی نیستم. شاید آدم به سینما برود و بخندد. اتفاقا این فیلم را در اکران خصوصی در اریکه ایرانیان دیدیم که همه در آن حضور داشتند. من و آقای تاج زاده با هم رفته بودیم.

- نظرتان در مورد خود مسعود ده نمکی چیست؟

مسعود ده نمکی یک تاریخچه است. یعنی مسیری است که باید خیلی از آدم های دیگر هم این راه را طی بکنند و می کنند. آدمی که از آتش زدن سینما برسد به ساختن فیلم نشان می دهد حقیقتی در وجودش بوده که او را به این سمت کشانده است.

- داریوش مهرجویی چی؟

فیلم هایش خیلی سنگین و باوقار است. خودشان را تا به حال ندیده ام اما احساس می کنم یه کمی بد اخلاق باشد!

- بگذریم، اگه خیلی پول داشته باشید چه ماشینی سوار می شوید؟

من اگر پول زیادی داشته باشم فکر نمی کنم ماشینی بیشتر از همین پژو پرشیا که سوار می شوم بخرم. تعجب می کنم بعضی ها سرمایه شان را روی ماشین می گذارند! مگر آن که عشق ماشین باشند. چون خیابان و جاده های ایران بیشتر از پژو جواب نمی دهد.

- ماشین شما سیستم صوتی قوی دارد؟

از این اکو و این ها نه … در حدی که داخل ماشین بشنویم بله.

- موسیقی گوش می کنید یا رادیو؟

بیشتر وقت ها موسیقی گوش می کنم.

- چه موسیقی گوش می کنید؟

موسیقی با کلام را خیلی دوست دارم.

- صدای چه خواننده هایی را گوش می کنید؟

هر کسی که ترانه خوب بخواند. گاهی کلام در موسیقی پاپ به هم ریخته می شود، به خصوص در موسیقی های سال های اخیر. من معتقدم که کلام موسیقی باید قشنگ باشد اما گاهی بد به ادبیات لگد می زند.

- خواننده های امروزی را می گویید، مثل کسانی که رپ می خوانند؟

بله … “تف به مرامت عوضی” بامزه است ولی عمر کوتاهی دارد. در بین خواننده هایی که این شعرها را می خواندند شما توجه کنید می بینید که عمر شعرهای قمیشی خیلی بیشتر از بقیه است چون موسیقی اش باوقارتر است.

- پس شما در ماشین تان سیاوش قمیشی گوش می کنید؟

بله.

- از خواننده هایی که ما بتوانیم چاپ کنیم کدام را گوش می کنید؟

یعنی قمیشی را نمی توانید چاپ کنید؟ فکر نمی کنم. من فکر می کنم سر قمیشی داریم خیلی اشتباه می کنیم، چون خواننده ای است که نه تا به حال چیز بدی خوانده و نه صدایش خلاف شرع است، بعد یک سری آدم های دسته دوم و سوم که تقلید می کنند را می آوریم و به عنوان صدای موسیقی مطرح شان می کنیم در حالی که خود قمیشی می تواند در ایران برنامه داشته باشد و کنسرت بگذارد و به کسی هم آسیبی نمی رساند. من این طوری اعتقاد دارم.

- یعنی اگر روزی سیاوش قمیشی بخواهد در ایران کنسرت بگذارد و شما کاری از دست تان بربیاید برایش انجام می دهید؟

حتما انجام می دهم. چون معتقدم که اشکال شرعی ندارد و شعرهایش پرمحتواست. واقعا شعری که راجع به جنگ (ترانه یغما گلرویی) می خواند خیلی خوب است.

من به این دلیل بحث سیاوش قمیشی را مطرح کردم که نام بعضی خواننده ها در ذهن افراد تداعی کننده ابتذال نیست. حتی در مقایسه با خواننده هایی که در داخل ایران می خوانند. خیلی خوب است که زمینه هایی برای شان فراهم شود.

- عجب! … ترجیح می دهم بحث را عوض کنم… شما هر شب خودتان وبلاگ تان را به روز می کنید؟

بله… الان ۴ سال و سه ماه و ۴ روز است که این وبلاگ را به روز می کنم. خیلی کار سختی است. نوشتن آن سخت نیست بلکه سوژه یابی سخت است. درباره یک سوژه می نویسی، بعد آقای خاتمی یک چیزی در مورد آن می گوید. این اواخر می خواستم مطلبی درباره آقای بورقانی بنویسم، نوشتم “تپل ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام” بعد آن را حذف کردم و تپل ترین را کردم “بی خشن ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام”.

این تپل ترین در قسمت مطلب ته تیتر جا ماند و سریع فرستادم روی وبلاگم. فردایش آقای خاتمی به من گفتند که این تپل ترین تعبیر بدی است. یعنی این قدر آدم باید در جمله بندی دقت کند.

- چه ساعتی وبلاگ تان را به روز می کنید؟

بین ساعت چهار و نیم تا پنج آن را به روز می کنم و یا در آن عکس می زنم.

- با همین موبایل عکس می گیرید؟

گاهی با این موبایل عکس می گیرم و گاهی هم با یک دوربین از این دیجیتال ها که در جیبم دارم.

- ما دو صفحه به نام لنز داریم که فقط عکس چاپ می کنیم می خواهید این شماره از عکس های شما در آن استفاده کنیم؟

بله موافقم.

- خانه تکانی را شروع کرده اید؟

نه چون خیلی درگیر مرگ و میر بودیم. همسر شهید هاشمی نژاد که عمه ام هم بود فوت کرد و رفتیم مشهد. برگشتیم تهران آقای توسلی فوت کرد. من و دختر کوچکم چهارشنبه از مشهد برگشتیم، همسرم در مشهد مانده بود. آقای توسلی به خانه ما آمد و تا ساعت ۱۲ بحث کردیم. آقای موسوی لاری هم آمد. آقای توسلی همین سخنرانی آخرش را برای ما خواند. سخنرانی مفصلی بود. خدا رحمتش کند…

- حالا اگر خانه تکانی شروع شد، کمک می کنید؟

دخترهام شروع کردند. یک خانمی هم در این ایام به کمک ما می آمد. وقتی دید ما گرفتاریم به خانه دخترهایم رفته و کار آن ها را شروع کرده. هنوز نوبت خانه تکانی ما نشده.

- بالاخره کمک می کنید یا نه؟

می ترسم بیفتم! بیشتر بخش های الکترونیک اش مثل جابه جایی تلویزیون! (خنده)

- پس جابه جایی تلویزیون جزو بخش الکترونیک است؟

بله دیگر… جابه جایی وایرلس، فیش ها و …. (خنده)

- من چند تا اسم عرض می کنم شما نظرتان را بفرمایید.

خواهش می کنم.

- دکتر احمدی نژاد

بیشتر از آن چیز که هست تلاش می کند معروف باشد. ضمن این که آقای احمدی نژاد خیلی خوب می توانست از فرصتی که به دست آورده استفاده کند.

- اگر آقای احمدی نژاد از شما دعوت کند که وزیر ایشان بشوید، کدام یک از وزارتخانه ها را انتخاب می کنید؟

ایشان دعوت نمی کند.

- حالا شما فرض کنید که دعوت تان کرده است.

در آن صورت من قبول نمی کنم.

- سید محمد خاتمی

مهم ترین کاری که کرد این بود که مردم را با حقوق خودشان آشنا کرد. حالا حتی اگر حقوق مردم به آن ها داده نشود می دانند که حقوق شان چیست.

- آقای کروبی

ضمن اینکه از ناحیه گردن خیلی تواضع دارند ولی برای مشکلات جریان اصلاح طلب خیلی زحمت کشیده ه نمی توان آن را نادیده گرفت البته این زحمت همراه با شجاعتی است که از قبل از انقلاب در وجودش مانده است.

- حداد عادل

قبل از آن که مزه این جور ریاست های عالیه را بکشد خیلی نیروی خوبی برای ایران بود. فرهنگ و زبان و ادبیات و مسایل فرهنگی کشور را خیلی خوب پاس می داشت. کاش می توانست که یک آدم فرهنگی باقی بماند.

- آقای عماد افروغ

با ایشان خیلی آشنا نیستم. یکی دو بار هم صحبت های شان را شنیده ام که چیزی نفهمیدم.

- آقای ضرغامی

آدم خوبی است که به تلویزیون توجه دارد و در سینما هم که بود این گونه بود. آقای لاریجانی از پنجره رادیو و تلویزیون به سیاست کار داشت اما آقای ضرغامی به تلویزیون و رادیو به عنوان دیده شدن و شنیده شدن توجه دارد که این نکته مثبتی است. حتی اگر اختلافات سیاسی خیلی شدید هم با هم داشته باشیم.

- نیکی کریمی

نیکی و پرسش؟!

- محسن مخملباف

محسن مخملباف گم شده. یعنی هم از نظر فیزیکال گم شده و هم از نظر هنری. من یک مدتی با ایشان دوست بودم اگر پیدا شود و خودش را هم پیدا کند، شخصیت نادری است برای وادی هنر.

- جرج دبیلو بوش

اون هم آبرویی برای کشور خودش باقی نگذاشت.

- هاشمی رفسنجانی

نمی دانم در ذهن شان ثروت مهم تر است یا قدرت!

- میر حسین موسوی

آدم دوست داشتنی است ولی کاش این امکان را می داد که از وجودش برای کشور بیشتر استفاده شود.

- ممنونم، خسته نباشید. ” آدرس وبلاگ ابطحی “”

نوشته شده توسط در 13:42 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

به قول بچه ها بازم آقای دکتر

نوشته شده توسط در 23:40 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

سخنان گو هربار امام جمعه

 

حجت‌الاسلام علم‌الهدی امام جمعه مشهد در خطبه‌های نماز جمعه امروز این شهر، بخش بزرگی از سخنان خود را به مساله بدحجابی در جامعه اختصاص داد و با انتقاد صریح از افرادی که مخالف برخوردهای سخت‌افزاری، خشن و قضایی با این مساله فرهنگی هستند، خواستار «براندازی قاطعانه» بی‌حجابی شد.

علم‌الهدی با انتقاد شدید از مسئولانی که معتقد به برخورد فرهنگی با مقوله بدحجابی هستند و برخوردهای سخت‌افزاری و قضایی را راهگشا نمی‌دانند، گفت: «آقایانی که می‌گویند حجاب را باید با مسائل فرهنگی نهادینه کرد، در اصل از زیر بار مسوولیت خود شانه خالی می‌کنند. بی‌حجابی در مملکت جرم است و قانون نیز برای مقابله با آن وجود دارد. دولت مکتبی جناب آقای احمدی‌نژاد در دو سال گذشته مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را به شکل قانون درآورده است. بنابراین، بی‌حجابی یک ناهنجاری است که باید با قدرت براندازی شود و دستگاه‌های دولتی آن‌ را با اقتدار براندازی کنند».

وی با اشاره به این که اصلاً چیزی به نام «بدحجابی» وجود ندارد و این عبارت من‌درآوردی است، گفت: ما اصلاً مساله‌ای به نام بدحجابی نداریم. این که یک زنی یک لچکی بیندازد بالای سرش، این که حجاب نیست، بی‌حجابی است. این طور نیست که حجاب داشته باشد و بد باشد، بلکه بی‌حجاب است.

علم‌الهدی ادامه داد: تمام زنانی كه موهایشان بیرون است و تمام زنان لاابالی كه با پای برهنه تا ساق پا، پاچه شلوارشان را ورمالیده‌اند، بی‌حجاب محسوب می شوند و باید تعقیب قانونی شوند. تازه یک مشت افراد بی‌بند و بار با رنگ‌های زننده و مهیج بیرون می‌آ‌یند که از صد بی‌حجابی هم بدتر است.

امام‌جمعه مشهد ابراز عقیده کرد: منشاء تمام ناهنجاری‌ها در جامعه بی‌حجابی زن‌هاست. بی‌حجابی مثل جرقه است. زن بی‌حجاب مثل آتشی است که همه چیز را خاکستر می‌کند. آن جوان معصوم که در بستر خانواده متدین خود پرورش یافته، متاسفانه با دیدن زن آلوده، شهوت در دلش ایجاد می‌شود.

وی با تاکید مجدد بر ضرورت «براندازی قاطعانه بدحجابی» گفت: هر دستگاهی که قانون را اجرا نکند، متخلف و قانون ‌شكن است و مردم انقلابی از این دستگاه بازخواست می‌کنند. ما از دستگاه‌ها توقع اضافی نداریم بلکه می‌گوییم قانون را کامل اجرا کنند. وحشت نداشته باشند از این که مخالفان در سایت‌هایشان چه می‌نویسند.

علم‌الهدی در مورد عامل اصلی بی‌حجابی نیز گفت: یک عده می‌گویند که چادر حجاب برتر است و یک عده هم می‌گویند که مقصود از حجاب، پوشش است، نوع و رنگ آن مهم نیست. این افراد با این حرف‌ها شرعی بودن حجاب را تنزل دادند. در صورتی كه در نص صریح قرآن هم چادر حجاب هست. برای حجاب در آ‌یات قرآن لباس مشخص شده است.

امام جمعه مشهد خاطرنشان ساخت: امام خمینی(ره) در فرانسه خطاب به دختر خانمی كه پوشیده اما با مانتو و روسری خدمت ایشان رسیده بود ‌گفت، اینجا بلاد کفر است اشکالی ندارد، اما ایران که رفتید چادر سرتان کنید. نوار این اظهارات موجود است. این نشان می‌دهد که امام هم حجاب را چادر می‌دانستند

نوشته شده توسط در 23:15 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

پدر هم پدر است و هم پدر بزرگ

دختر استراليايي كه از پدرش صاحب فرزند شده، پس از اقرار به عشق نامشروعشان در يك برنامه تلويزيوني مردم كشورش را متحير كرد.

اين پدر و دختر پس از چند سال ارتباط عاشقانه با يكديگر، صاحب فرزند شده‌اند.

 

جان ارنست

ديوز و دختر وي جنيفر آن ديوز در برنامه ۶۰ دقيقه‌اي شبكه تلويزيوني كانال ناين اظهار كردند كه در سال ۲۰۰۰ به يكديگر علاقه‌مند شدند.

كودك اين پدر و دختر كه دومين فرزند آن‌هاست، هم‌اكنون ۹ ماه دارد. فرزند نخست آن‌ها كه در سال ۲۰۰۱ متولد شد، چند روز پس از تولد در اثر نارسايي قلبي درگذشت.

جان سه دهه قبل از مادر جنيفر جدا شد. جنيفر در اين برنامه تلويزيوني اظهار كرد: ما فقط از مردم ذره‌اي احترام و درك مي‌خواهيم.

دختر ۹ ماهه اين پدر و دختر، سيلسيت نام دارد كه جان هم پدر و هم پدربزرگ وي محسوب مي‌شود. اين كودك كه در اين برنامه نشان داده شد در صحت كامل است.

جان درباره اين اقدام مي‌گويد: من مي‌دانم كه رابطه‌ام با دخترم غيرقانوني است، اما احساسات بر من غلبه كرده‌ است.

نوشته شده توسط در 23:2 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

تصاویر باحال از هیلاری داف


Hilary Duff



بقیه در ادامه مطلب


نظر فراموش مشه






 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 22:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

حضور بانوان در ورزشگاه : آری یا نه

http://media.farsnews.com/Media/8605/ImageReports/8605240541/19_8605240541_L600.jpg
 نمایندگان کنفدراسیون فوتبال آسیا ای.اف.سی که برای گفت‌وگو با مقامات ورزشی ایران به تهران رفته‌اند، برای لزوم تطبیق شرایط داخلی فوتبال کشورهای عضو آن کنفدراسیون با شرایط مورد نظر فدراسیون بین‌المللی فوتبال، فیفا، تاکید کرده‌اند.

آی.اف.سی قبلاً اعلام کرده بود که از سال ۲۰۰۹ فقط آن دسته از کشورهای آسیایی می‌توانند در رقابت‌های جام باشگاههای آسیا نماینده داشته باشند که شرایط داخلی فوتبالشان را با شرایط اعلام‌شده از سوی «فیفا» تطبیق دهند.

یکی از مسایلی که به گفته‌ی مقامات فدراسیون فوتبال ایران در گفت‌وگوهای تهران به‌طور جدی از سوی نمایندگان ای.اف.سی مطرح شده‌، انتقاد آنان و «فیفا»  از عدم حضور زنان در ورزشگاه برای تماشای مسابقات فوتبال است.

این در حالی است که به نظر می‌رسد برای تماشاچیان زن در مسابقات ورزشی دیگر چنین محدودیت‌هایی وجود ندارد. مثلاً در مسابقات اخیر تنیس جام دیویس که در تهران برگزار شد، زنان در میان تماشاچیان حضورداشتند.
از سوی دیگر سایت اینترنتی youtube که فیلم‌های گوناگونی را که از سوی مردم فرستاده می‌شود و در دسترس عموم می‌گذارد، فیلمی از یکی از مسابقه‌های باشگاه پرسپولیس با استقلال تهران منتشر کرده است که طرفداران پرسپولیس شعارهای رکیکی را علیه یکی از بازیکنان استقلال یکصدا فریاد می‌زنند.

فدراسیون ایران تاکنون حضور چنین تماشاچیان را دلیل راه‌ندادن زنان به ورزشگاه‌ها عنوان کرده است. به گفته‌ی مقامات ورزشی ایران برای جلوگیری از بی‌احترامی به زنان، از ورود آنان به ورزشگاه‌ها جلوگیری می‌شود. این مساله را با فریده شجاعی، نایب رییس فدراسیون فوتبال در امور زنان در میان گذاشتم:

ببینید، من خودم دو هفته‌ی پیش بازی استقلال و پرسپولیس را رفتم از نزدیک دیدم. اتفاقاً هیچ جو بدی هم در استادیوم وجود نداشت. یعنی خیلی‌ هم تعجب کردم، خیلی جو آرام و بی‌سروصدا و خیلی منظم و مرتبی بود، نه حرف بدی زده شد و نه حرف زشتی. هیچ، هیچ اتفاقی نیفتاد. من آن‌جا بودم.

بنابراین با این صحبتی که می‌فرمایید، از دید شما اشکالی ندارد برای ورود بانوان به ورزشگاه…

از دید من اشکالی ندارد. ولی ببینید یک‌سری سیاست‌های نظام است، یک‌سری برنامه‌های سازمان تربیت بدنی است و ما باید براساس ‌مقرراتی که برایمان وضع می‌کنند جلو برویم.


با اولتیماتوم کنفدراسیون فوتبال آسیا، زنان در یک قدمی ورود به ورزشگاه‌ها قرار گرفته‌اند

من نمی‌دانم چرا، ولی خب دلایلی دارند برای خودشان که می‌گویند نباید بیایند و ما باید تابع باشیم. من شاید خیلی دوست داشته باشم خیلی کارها بکنم، ولی وقتی قوانین و مقررات کشورم اجازه ندهد، مجبورم تابع باشم دیگر. این مسایل و این مشکلات…

به هرحال الان ایران در شرایطی قرار گرفته است که اگر بخواهد مورد تحریم فیفا قرار نگیرد، باید این درخواست فدراسیون بین‌المللی فوتبال را عملی بکند. به نظر شما فدراسیون و سازمان تربیت بدنی چه کارهایی را باید انجام بدهند که ورزشگاه‌ها را برای ورود بانوان مناسب‌تر بکنند‌؟

به‌هر صورت فرهنگ‌سازی به منظور ترویج ورزش بانوان همیشه صحبت‌اش بوده است، از رییس سازمان گرفته تا مراجع دینی، تا مسوولین بزرگ مملکتی همیشه این را در صدر صحبت‌هایشان قرار داده‌اند.

بالاخره یک زمانی باید جا بیفتد که استادیوم‌ها و سالن‌های ورزش ما، محیط‌هایی پاک باشند، ولی من خودم شخصا دو هفته‌ی پیش که بازی استقلال و پرسپولیس را از نزدیک دیدم، حالا شاید جو بازی طوری بود، یعنی چون مساوی شد، شاید این اتفاق نیفتاد و کسی واقعاً بی‌حرمتی نکرد و همه احترام همدیگر را داشتند.

من حتی از دم در تا پارکینگ هم پیاده آمدم که ببینم واقعاً مردم چه برخوردی می‌کنند. دیدم برخوردها همه طبیعی و معقول است و افسوس خوردم که چرا ما نمی‌توانیم دخترهایمان را به این محیط خوبی و سالم بیاوریم.

ولی خب نمی‌دانم، شاید اگر اتفاق دیگری بیفتد، یکی ببرد و یکی ببازد، باز دوباره مردم به سروکله‌ی هم بزنند، ناسزا بگویند و بی‌حرمتی کنند و تبعاتش هم برای خانمها بد بشود. ولی در مجموع بالاخره من فکر می‌کنم نظاممان یا سازمان تربیت بدنی یا فدراسیون فوتبال بالاخره مشکلاتی را دیده‌اند در این قضیه که اصرار دارند که خانم‌ها حضور نداشته باشند. ما تابع مقررات و تابع سیاست‌های نظام‌مان هستیم.


در مسابقات تنیس جام دیویس، به دختران اجازه داده شد تا بازی را از نزدیک ببینند

ما دوست داریم برویم بازی را از نزدیک ببینیم، من بعد از سی سال این بازی را از نزدیک دیدم، به نظرم بسیار قشنگ‌تر از دفعات گذشته آمد که بارها و بارها نشسته‌ام و از تو تلویزیون دیدم.

مسلماً دختران جوان ما به دیدن بازی از نزدیک، بسیار راضی‌ترند. یعنی خیلی راحت و بهتر بازی را لمس می‌کنند و انگیزه‌هایشان هم بالاتر می‌رود.

ولی ما باید ببینیم که سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال چه تصمیماتی را می‌گیرند و چه برنامه‌هایی مدنظرش دارند و یا برنامه‌ریزی خاصی بکند که خانم‌ها یک بخشی از استادیوم را داشته باشند و بتوانند بروند بازی را تماشا بکنند. بالاخره ما تابع مقررات هستیم. حالا می‌مانیم که ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.

اگر سازمان تربیت بدنی مجبور شود که ورود بانوان را به ورزشگاه‌ها آزاد بکند‌، آیا می‌شود تدابیری در نظر گرفت که جلوی کسانی را که حرف‌های رکیک می‌زنند یا توهین می‌کنند، بگیرند؟

ببینید، من خودم یک زن هستم. مجبورم مدافع حداقل آن بخش از زنان علاقمند به فوتبال کشورم هم باشم و دوست دارم چنین اتفاقی بیفتد. دوست دارم، چون می‌دانم دختران جوان ما خیلی دوست دارند که بیایند بازی را از نزدیک ببینند. شاید واقعاً یکسری از انگیزه‌هایشان برای رفتن به ورزش کردن و دوری از بسیاری از مسایل ناجور و نامناسب افزایش پیدا بکند.


تیم فوتبال زنان ایران با چنین پوششی در بازی‌ها حضور می‌یابد

واقعاً هم دلم می‌خواهد این اتفاق بیفتد و فکر می‌کنم اگر چنین اتفاقی بیفتد، می‌شود کارهایی کرد، می‌شود تدابیری اندیشید، می‌شود بالاخره جلوی مردم را گرفت. در هر صورت می‌شود فرهنگسازی کرد.

بالاخره آنها هم جوانند و می‌آیند آن‌جا که خودشان را تخلیه کنند و بازی مورد علاقه‌شان را ببینند و تیم مورد علاقه‌شان را تشویق کنند. ولی وقتی ببینند یک‌سری خانم هم در کنارشان نشسته‌اند، ممکن است به حرمت آن خانم‌ها که حالا فکر کنند خواهرشان است، همسرشان است یا مادرشان است، من فکر کنم خودبه‌خود یک مقداری از توهین‌هایی که می‌کنند و بی‌حرمتی‌هایی که در استادیوم اتفاق می‌افتد و ناسزاهایی که گفته می‌شود، کمتر می‌شود.

ضمن این که بالاخره یک‌سری مامور هم آدم اضافه کند و کسانی را که دیگر نمی‌شود کنترل‌شان کرد و خیلی بد برخورد می‌کنند، شناسایی بکنند و رفته رفته می‌شود استادیوم را از این قضیه پاک کرد و استادیومی را به‌وجود آورد که خانم‌ها هم بتوانند در آن شرکت داشته باشند.

نوشته شده توسط در 22:49 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

مصاحبه دروگبا با گاردین



 


 

null


 دیدیه دروگبا بیشتر زندگی‌اش را در حال رفتن از جایی به جای دیگر بوده است. طولانی ترین مدت زمانی که او در جایی بطور پیوسته زندگی کرده است به مدت 5 سال است و این مربوط به پنج سال اول زندگی او در کشور زادگاهش ساحل عاج است. از آن پس او 14 بار در حال رفت و آمد بوده است. او می تواند همه آنها را بخاطر بیاورد، اما هیچ کدام آنها به یادماندنی تر از اولین جابجایی اش نیست، هنگامی که او در سال 1983 به فرانسه فرستاده شد تا با عمویش در آنجا زندگی کند. میشل گوبا که خود یک بازیکن حرفه ای بود والدین دروگبا را با این گفته که انتقال او یک شانس در زندگی اش خواهد بود ترغیب به این کار کرد. بنابراین دروگبا کشوری را ترک کرد که امید به زندگی در آن در قرن بیست و یکم میلادی، 30 سال کمتر از بریتانیا است. در آنجا تقریبا نیمی از مردم بیسواد هستند، جنگ بصورت دایم وجود دارد، فقر فوق العاده است و ایدز نیز بیداد می کند.
او بدلیل ترک خانواده اش پریشان بود اما والدین دروگبا نمی توانستند به همراه او از آبیجان به مقصد پاریس پرواز کنند. دروگبا درباره آن روزها می گوید: »من می توانم آن (روز) را به وضوح به یاد بیاورم. من باید به تنهایی سفر می کردم. من فقط پنج ساله بودم. من بخاطر می آورم یک چیزی در گردنم آویزان بود، یک برچسبی که می گفت نامم چه بود. خیلی، خیلی مشکل بود.»
او آن روزها را با گذشت 24 سال نیز به یاد دارد. دروگبا می افزاید: «هنگامی که من به فرانسه رسیدم من هر روز گریه می کردم. نه بخاطر اینکه من در فرانسه بودم ـ من می توانستم هر جای دیگری باشم ـ برای اینکه من خیلی از والدینم دور بودم. من آنها را مدت خیلی زیادی از دست داده بودم.»
او سه سال (فرانسه) بود قبل از اینکه دوباره والدینش را ببیند. او برگشت ـ از جهت دل تنگی وطن ـ تا در ابیجان زندگی کند. هر روز در محل پارک ماشین فوتبال بازی می کرد. سه سال آنجا بود، دوباره او حرکت کرد، این بار در سن 11 سالگی. هر دو تن از والدینش کارمند بانک بودند و به علت ورشکستگی اقتصادی شغلشان را از دست داده بودند.
از آن پس او به فرانسه آمد و در نهایت به انگلستان. در انگلستان نمایش اش بعنوان یک گلزن و بهترین بازیکن برای چلسی در طول این فصل او را بعنوان یکی از شانسهای کسب عنوان بازیکن سال ساخته است. در صورتی که او این جایزه را کسب کند اولین بازیکن غیر اروپایی نام می گیرد که توانسته است از زمان استنلی ماتیوس که در سال 1948 برای اولین بار این عنوان را کسب کرد برنده این جایزه شود. فوتبالیست سال فرانسه در سال 2004 بدلیل گلزنی هایش برای تیم المپیک مارسی ـ همان تیم رویاهای کودکی اش ـ توانست این تیم را به فینال جام یوفا برساند. او سپس در ماه ژوئیه با 24 میلیون پوند به چلسی پیوست و یک سال بعد نیز توانست در رساندن تیمش به اولین قهرمانی شان پس از سال 1955 در لیگ انگلیس یاریگرشان باشد. شاید و به احتمال زیاد بهترین گل های او، همان گل هایی است که منجر به برافراختن پرچم کشورش برای اولین بار در مرحله نهایی بازی های جام جهانی شد.

الگوی ساحل عاجی ها
جوانان ساحل عاج عاشق دروگبا هستند. اکنون او هر بار که به کشورش باز می گردد در فرودگاه ابیجان در میان موج رسانه ها و هواداران غرق می شود. برترین اخبار تلویزیونی اختصاص به این دارد که او در این مدت به کجا می رود.
قبل از جام جهانی هم دروگبا و هم امانوئل آبوئه مدافع آرسنال نشان دادند که بخوبی بازی فوتبالشان آواز خواندن را هم بلد هستند. دیدیه می گوید: «بله، درست است که من می توانم بخوانم. اما این آن چیزی نیست که عالی کار می کنم.»
اما او به خوبی توانست این کار را با اجرای یک نمایش تک خوانی در یک مهمانی پیش از جام جهانی که در ابیجان برگزار شده بود مقابل رئیس جمهور لورنت گاگبو انجام دهد.
شهرت او در کشورش فراگیر است. چند مثال اینجا آورده می شود:
یک خیابان در ابیجان به دیدیه دروگبا تغییر نام یافته است.
یک مصاحبه با دروگبا در محل روزنامه D’Afriques منجر به افزایش 87 درصدی فروش این روزنامه شد.
null
آدام خلیل، کسی که آن مصاحبه مشهور ذکر شده را در آن روزنامه با دروگبا انجام داده است می گوید: «او یک شخصیت کلیدی در زندگی ساحل عاجی ها و جوانان آن است. او الگوی موفقیت در زندگی است. تبلیغات زیادی پیرامون او و عملکردش وجود دارد که در زندگی افراد جوان تاثیر می گذارد. آهنگهایی وجود دارند که در آنها نام او خوانده می شود. نوع لباس پوشیدنش، که جوانان از او تقلید می کنند و ژل زدن به موهایش. او یک نمونه موفقیت اجتماعی است. او از ناکجا آمده است و با قاطعیت موفق شده است.»
هر جوان ساحل عاجی می خواهد که به مانند دروگبا باشد، اگرچه این خواسته زیادی است اما آنها می خواهند تا حداقل به مانند دروگبا برقصند. دروگبایی که چهار فصل قبل در مارسی برای جشن گرفتن گل هایش می رقصید.
تمارض؛ مرا متهم نکنید!
صحبت از تمارض کردن پیش می آید. پرسیده می شود: چه چیزی را شما در این باره به هواداران می گویید، دیدیه؟
«در فرانسه یک چیزی گفته می شد من نمی دانم مشابه آن اینجا چه است. قبل از اینکه به دیگران نگاه کنید به تیم خودتان نگاه کنید. من یک تمارض کننده نیستم. مرا متهم نکنید؟»
در ماه گذشته برایان رابسون مربی وست برومویچ آلبیون دروگبا را متهم به دایوینگ کرد و گفت: «دروگبا همه وقت تمارض می کند. تمارض می کند و تظاهر به مصدومیت می کند.» در همان ماه بعد از مسابقه همراه با پیروزی 2 بر صفر چلسی در مقابل منچسترسیتی دروگبا در گفتگو با BBC گفت: »برخی اوقات من تمارض می کنم.» او سپس از موضع خود برگشت و با ابراز ناراحتی از انگلیسی ضعیفش گفت: «خیر. من تمارض نمی کنم.»
او در ابتدای این فصل گفته بود که مدافعان از ضربه زدن به او لذت می برند. او گفت: «اما من حرکت می کنم و سعی می کنم تا این تهدیدها را بپذیرم بدون اینکه از کار بیفتم. من در ابتدا به سبک بازی انگلیسی عادت نداشتم و من از دستهایم برای محافظت از خودم استفاده نمی کردم. من بعینه همانگونه که در فرانسه بود بازی می کردم. بخشی از مشکل هم این است که درگیری هایی که در فرانسه خطا هستند در اینجا درست هستند.»
اکنون او سعی می کند در این باره بیشتر توضیح بدهد. ابتدا، او تاکید می کند که تفاوت بین فوتبال فرانسه و انگلیس هنگامی که چلسی در اروپا بازی می کند مشهود است. او می گوید: «در لیگ قهرمانان، داوران، حتی داوران انگلیسی، مجبورند متفاوت تر از آنچه که در انگلیس انجام می دهند سوت بزنند. برخی برخوردها را در لیگ قهرمانان شما نمی توانید انجام دهید. شما لازم است تا خودتان را با آن تطبیق دهید. و اینجا مردم می گویند: او تمارض می کند، او تمارض می کند، او تمارض می کند. اما هنگامی که شما با توپ می دوید و کسی به طرف شما می آید به مانند این که…» او در اینجا در حالی که مشت راستش را بر کف دست چپش می کوبد مکث می کند و ادامه می دهد: «به مانند اینکه بخواهد به شما ضربه ای بزند یا چیز دیگری، خب، شما ترسیده اید، شما یک انسان هستید. من نمی دانم چگونه توضیح بدهم، این بخشی از مشکل است.»
آیا شما می گویید که برای فرار از مصدومیت باید دست به این عمل طفره آمیز زد؟
«بستگی دارد. بستگی دارند به نوع آمدن آن طرف به سوی شما. البته مردم فکر می کنند او بزرگ است، قوی است. او نباید بیفتد. مردم فکر می کنند فوتبالیستها همه شبیه روباتها هستند و ما می توانیم همه چیز را در میدان کنترل کنیم. شما لازم است که یک دوره فوتبالی را داشته باشید تا آن چه ما در مسابقه احساس می کنیم درک کنید. چرا ما این کار را انجام می دهیم و چرا آن کار را. شما لازم است تا یک بازیکن باشید تا آن را درک کنید. من به شما می گویم که مردم در حالی که در خانه شان و بر روی کاناپه نشسته اند و در دنیای دیگری هستند قضاوت می کنند.»
null
دیدیه و خانواده
دیدیه از زمان اولین پرواز همراه عمویش و سپس در دوران فوتبالی خودش، در جاهای زیادی بوده است، از ابیجان تا حومه های پاریس و … در سال 1991 او دوباره به خانواده اش رسید و آن هم هنگامی که والدینش به همراه شش خواهر و برادر بزرگتر او از ابیجان به فرانسه آمدند.
یک کودتای نظامی در سال 1999 موجب تغییر بزرگی در زندگی او شد. او و همسرش آلا که یک تبعه کشور مالی است در پاریس با هم دیداری داشتند و زندگیشان را شروع کردند. دیدیه می گوید: «تولد اسحاق موجب تغییر نگرش من به زندگی شد.» او این صحبتها را پیرامون کوچکترین پسرش می گوید.
او دوست دارد هنگامی که دوران فوتبالش تمام شد در انگلیس بماند. او هیچ جای دیگری را بهتر از اینجا نمی داند و می گوید: «هنگامی که من یک مکان را دوست دارم من نمی خواهم از آنجا جابجا شوم. بچه هایم از آن لذت ببرند. برای آن ها بهتر است که اینجا زندگی کنند.»
پسر دیدیه ـ اسحاق ـ لباس آرسنال را می پوشد برای این که تیری هانری بازیکن مورد علاقه اش است.
از دیدیه در مورد بهترین خاطره غیر فوتبالی اش در مدت حضور در انگلیس پرسیده می شود. او به سختی درباره آن فکر می کند. مدت زیادی به سقف چشم می دوزد و می گوید: «اینکه هر روز از خواب بلند شوم و ببینیم که بچه هایم انگلیسی صحبت می کنند. آنها از من بهتر صحبت می کنند.»
در عوض کار دروگبا نیز خوب شده است. آن هم با فرهنگ لغاتی که از آن استفاده می کند و این مسئله به گفته خودش در برداشتن دیواری که بین او و هم تیمی هایش از ابتدای ورودش به چلسی بوده است کمک کرده است.
او اکنون احساس می کند که تثبیت شده است ولی می گوید که در فوتبال هر چیزی می تواند رخ دهد.
قبل از آمدن به چلسی دروگبا فکر می کرد که بازی اش را در مارسی تمام خواهد کرد. او می گوید: «اوه، چگونه من آنجا لذت می بردم. من یادم می آید که باسیله بولی را در تلویزیون تماشا می کردم. او از ساحل عاج بود اما برای تیم ملی فرانسه بازی می کرد. گل قهرمانی را هنگامی که آنها لیگ قهرمانان را در سال 1993 بردند به ثمر رساند. وقتی که من با آنها قرارداد امضا کردم همه چیز مناسب بود. آب و هوا، شهر، مناسب…. بود. من فکر می کردم من بقیه روزهایم را در آنجا بگذرانم.»
دروگبا در 35 بازی اش در یک فصل حضور در مارسی 18 گل زد. گلهایی که در میانش گل های حذف کننده لیورپول و نیوکاسل هم دیده می شود که مسیر مارسی را در رسیدن به فینال جام یوفا هموار کرد. اما هنگامی که چلسی پیشنهاد 24 میلیون پوندی خود را در تابستان 2004 ارایه داد هم او و هم باشگاه نتوانستند به آن جواب رد بدهند.
گفتنی است که باشگاه گنگام به علت مصدومیت استفان گیوارش مهاجم تیم ملی فرانسه در جام جهانی 1998 تصمیم گرفت از دروگبا استفاده کند. گنگام یک باشگاه از شهر کوچک برتون بود که در دسته اول حضور داشت و دروگبا را که بصورت بصورت یک بازیکن نیمکت نشین در تیم لی مانش بود در اختیار گرفت، آن هم با مبلغ 80 هزار پوند در ژانویه سال 2002.
دروگبا از آن موقع یاد می کند و می گوید: «به هر حال من می توانم بگویم که احساس بهتری داشتم، بهتر بازی می کردم. من در دسته دوم به سختی می توانستم خودم را نشان بدهم. در آنجا تماس های فیزیکی زیادی بود. وقتی که من مقابل یک تیم دسته اولی بازی می کردم من احساس بهتری داشتم. بازی بیشتر فکورتر بود با پتانسیل بیشتر. اوضاع بیگانه بود، من این را می دانستم اما من ترجیح می دادم که مقابل تیم های قوی بازی کنم.»
پرسیده می شود آیا شبیه حال حاضر است؟
می گوید: «بله، در لیگ قهرمانان، مسابقه هایی هستند که من عاشقش هستم. شما باید فکر کنید. شما اشتباه می کنید نه همیشه اما معمولا یک نتیجه دارد، یک گل، هر دو تیم خیلی باتجربه هستند. مسابقات خیلی نزدیک به هم است. شما نیاز به مقداری شانس دارید. من در اولین سالم در چلسی خیلی چیزها آموختم تا چگونه در این بازی ها بازی کنم.»
دروگبا با وجود این همه موفقیت بدشانسی هم داشته است. او یک پسر جوان در تیم لیوالوریس (اولین باشگاهش) و در سن 18 سالگی بود و 10 دقیقه پایانی یک مسابقه از بازی های دسته دوم به بازی آمد. گل هم زد اما مربی اش تحت تاثیر قرار نگرفت. بعد از آن بود که او از روی یک آبپاش سر خورد و پایش شکست. مدتها بعد از آن او دچار شکستگی مچ پا نیز شد. او در دوران خوبی قرار نداشت و تا این که در 21 سالگی اولین قرارداد حرفه ای اش را با تیم لی مانش امضا کرد.
در گنگام او در اولین بازی اش برای تیمش گلزنی کرد. در ماه ژوئیه او در مقابل لیون در وقت تلف شده بازی را به تساوی کشاند. او 17 گل در 34 بازی به ثمر رساند و مارسی بعد از آن 3/3 میلیون پوند برایش داد تا او را به خدمت بگیرد.
null
شروع کار با فیل ها
در سال 2003، دروگبا اولین بازی اش را برای فیل ها مقابل آفریقای جنوبی انجام داد. گل های او در بازی های بعد منجر به صدرنشینی تیمش در گروهی شد که کامرون نیز برای رسیدن به بازی های جام جهانی در آن تلاش می کرد. ساحل عاج مقابل سودان به پیروزی رسید و کامرون مقابل مصر به یک تساوی عجیب دست یافت.
دروگبا در رختکن بر روی یک زانو نشست و از دیگر بازیکنان نیز خواست تا این کار را بکنند و دعا کردند که به فکر کار کردن برای صلح باشند.
او می گوید: «بیشتر آفریقا جنگ و نبرد است. بازیکنانی مانند اسین، دیوف، کانو، اتوئو در اسپانیا و من ـ ما یک مسئولیت بزرگ داریم ـ برای اینکه در آفریقا همه به فوتبال اعتقاد دارند.»
آیا تصمیم دارد بنویسد؟
دیدیه می گوید«: بله، من درباره یک کتاب فکر کرده ام. من خیلی چیزها دارم که بگویم. از ساحل عاج تا انگلیس. من تجربه های زیادی دارم. چرا که نه؟ اما من مطمئن نیستم که این کار را اکنون انجام خواهم داد. شاید بعدتر. هنگامی که من فوتبالم را پایان دادم.»
و کی بازی کردن را کنار می گذارد؟
می گوید: «من درباره آن فکر کرده ام تا 34 سالگی منتظرش نمی خواهم شوم. اگر من تصمیم بگیرم تا من بخواهم یک مربی باشم همسرم این را دوست ندارد. اما این یک ایده ای است که من دوستش دارم.»
null
چلسی را ترک نمی کند
اواخر فصل گذشته بود که دروگبا در فکر ترک چلسی بود. عقیده داشت که هواداران از او روی گردانده اند. خوزه مورینیو او را به ماندن ترغیب کرد. دروگبا در این باره می گوید: «من روابط خیلی خوبی با او دارم. من می دانم که او به من ایمان دارد و این خیلی مهم است. شما نیاز دارید که مربی تان در زمانی که شما گل نمی زنید به شما باور داشته باشد. وقتی که شما زمان سختی را دارید. اکنون من اینجا خواهم ماند. فکر ترک کردنی وجود ندارد.»

آیا دروگبا از مورینیو بیشتر از دیگر مربیان آموخته است؟
جواب دروگبا این است: «مربیان به شما می توانند دو چیز را بیاموزند. اعتماد به نفس و تکنیک. از دیگر مربیان من بیشتر درباره تکنیک آموخته ام. درباره تسلط داشتن، بخصوص از گای لاکومبه در گوین گامپ. از خوزه من بیشتر چگونه بردن را آموخته ام، چگونه شکست را رد کنم.»
چه سرنوشتی در انتظار خوزه است؟
آلن پرین، کسی که دروگبا را برای مارسی آورد و پس از آمدن دروگبا او از کار اخراج شد و مارک وستر لوپه که در لی مانش با دروگبا کار می کرد و او نیز اخراج شد، آیا سرنوشت مورینیو نیز مانند آنهاست؟
دروگبا آشکارا نگرانی اش را از روابط بوجود آمده بین مورینیو و آبراموویچ اعلام می کند و می گوید: «هر چیزی می تواند رخ دهد. مقداری تنش در باشگاه وجود دارد و هنگامی که روسا و مربی در یک مسیر نیستند این مسئله انعکاس می یابد. این مسائل تاثیر منفی در نمایش تیم دارند.» اما او عقیده دارد که مربی تیم ماندنی خواهد بود: «همه می گویند که چلسی کارش را بد انجام می دهد. برای این که ما در صدر نیستیم. همانگونه که ما سال گذشته بودیم. اما هیچ کس درباره این که منچستریونایتد چگونه خوب بازی می کند صحبت نمی کند. این خیلی خیلی خوب است.»
گفتنی است دروگبا به مانند جان تری و فرانک لمپارد جزو آن دسته بازیکنانی است که در حمایت از مربی شان صحبت کرده است. او اختلافات را در تیم رد می کند و می گوید: «روحیه تیمی قبلا قوی بود، اکنون قوی تر است. ما به مانند یک خانواده هستیم.»
null
از شوچنکو چه خبر
دروگبا به اوضاع شوچنکو نیز اشاره می کند و می گوید: «همه در چلسی می خواهند که شوچنکو موفق باشد و من مطمئنم که او این چنین خواهد بود.» دروگبا گذشت زمان را برای جا افتادن بازیکنان خارجی در تیم های انگلیسی برای شوچنکو هم لحاظ می کند.
در خدمت تیم
دروگبا یک مرد تیمی است و این را در پاسخ او به سوالی که پرسیده شد می بینیم: بهترین خاطره تان از فوتبال انگلیس چه است؟ آیا اولین قهرمانی برای چلسی بعد از 50 سال ممکن است؟ «خیر. مسابقه با بارسلونا در خانه.»
برد یک بر صفر این فصل یا 4 بر دو در سال 2005؟
«در مسابقه 4 بر دو من در میدان نبودم اما (منظورم) آن مسابقه است.»
دروگبا از آن بازی محروم بود و از جایگاه بازی را تماشا می کرد. مورینیو درباره این خصلت او می گوید: «ما خوشحال هستیم که یک حرفه ای به مانند او را داریم. مهم این است که بازیکنانی داشته باشیم که برای تیم می جنگند، کار می کنند، حمله می کنند و دفاع می کنند. او از آن نوع بازیکنانی است که من به آنها خواهم گفت: با شما می توانم به هر جنگی بروم.»
دیدگاه مربی سابقش
آلن پاسکالو مربی ای که در سال 1999 تشخیص داد دروگبا به لی مانش بیاید درباره روحیه سرسختانه او می گوید: «اگر بازیکن بزرگتری در رختکن اوقات او را تلخ می کرد او در مقابلش می ایستاد. من مجبور شدم چند بار او را از این موقعیت ها بیرون بکشم و در یک زمان نیز باشگاه قصد داشت او را اخراج کند. اما من آنها را متقاعد کردم که به او شانس دیگری بدهند. او آنچه را که برای رسیدن به اوج لازم داشت فهمید. او یک قدرت خدادادی دارد. او هنوز هم اینجا می آید تا ما را ببیند و به بچه ها می گوید که چگونه هنگامی که جوان هستند کار کنند تا به موفقیت برسند.»
تفاوت این فصل و فصل گذشته
دیدیه به تفاوت شیوه کار دو فصل اشاره می کند و می گوید: «برای من به لحاظ سیستم 3ـ 3ـ 4 (فصل گذشته) و 2ـ4ـ4 (این فصل) تفاوت زیادی وجود دارد. در این فصل بیشتر کار در اختیار من است تا خودم را نشان دهم. و این پسران آفریقایی هستند که به من کمک کرده اند.»
منظور او از پسران آفریقایی مایکل اسین، جان مایکل اوبی، جرمی و سالومون کالو است. او از مایکل به عنوان بهترین هافبک آینده آفریقا و یکی از بهترین ها در جهان یاد می کند.
دروگبا به همراه این آفریقایی های چلسی و ابوئه، کولوتوره و آدبایور از آرسنال هر ماه یک شب را در یک باشگاه آفریقایی به سر می کنند.
جام ملتهای آفریقا
در انتها برگردیم به سال 1992، آخرین باری که ساحل عاج جام ملتهای آفریقا را برد. دروگبا می گوید: «من آن را خوب به خاطر می آورم. در تلویزیون تماشا می کردیم. آلن گامنی دروازه بان ما یک قهرمان بود.»
این مسابقات در سال آینده در فوریه و ژانویه نیز برگزار می شود و چلسی نیز به مانند بسیاری دیگر از تیم های لیگ برتری مجبور است که بازیکنان آفریقایی خود را روانه آن بازیها کند. در این صورت ممکن است چلسی در رقابت با منچستر در سال آینده به علت نداشتن این بازیکنانش بیشتر دچار مشکل شود.

نوشته شده توسط در 22:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

عکسهای کنسرت آوریل لاوین در وست پالم

عکسهای کنسرت آوریل لاوین در وست پالم


Avril Lavigne



بقیه در ادامه مطلب



خدایی کا داریم از جون ودل مایه می زاریم

یه نظر بدین

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 22:38 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر