شکنجه جانباز و بازداشت طلبه سیرجانی نتیجه اعتراض به مسوولان

ماجرای که در زیر می خوانید در مورد اعتراض یک جانباز به نام حاجی مظفری به زمین خواری مسئولان شهر سیرجان است . او که جانباز ۶۸ درصد و شیمیایی است پس از اعتراضات بازداشت و شدیدا شکنجه شد .
حاجی مظفری در مورد اعتراضاتش می گوید : عمده اعتراضات من به دلیل تخلفات مسئولان است. در یک مورد زمین بولوار مالک اشتر را با تک امضای آقای «خ» فروختند به ۸۰۰ میلیون تومان. در یک مورد دیگر زمینی در بولوار قاآنی بود که در تملک آقای «م» بود. قرار بود این زمین به «ش» که یکی از پولدارترینهای جنوب شرق کشور است، واگذار شود.در یک مورد دیگر زمین مقابل مدرسه اصناف را که نزدیک به ۴۰۰ درخت داشت، قلع و قمعکردند . ظاهراً نیروی انتظامی برای متفرق کردن شهروندان از گاز اشکآور هم استفاده کرده بود. موارد مشابه اینها هم زیاد است.
اینها و اعتراضات من به فساد اخلاقی برخیها. من به فساد اخلاقی یکی از مسئولان شهر و فرزندش معترض بودم. فسادهای مالی هم وجود داشت، از جمله یکی از مسئولان شهر در پروژه واگذاری زمین در بولوار مالکاشتر چه استفاده اقتصادی که نکرد و در اتوبوسرانی ، معدن گل گهر و هیچکس از او نپرسید از کجا آوردهای؟
اینها هم در درگیریها نقش داشت.
او در مورد بازداشتش می گوید : در فلکه شهرداری سیرجان بازداشت شدم . در یک لحظه چند نفر مسلحرا دیدم که به من حمله کردند و اسپری به چشمهایم زدند و انداختند
پشت وانت، من بیهوش شدم و وقتی چشم باز کردم در یک زیر زمین بودم.
من هر روز نزدیک به ۱۵ قرص مختلف مصرف میکنم و حداقل چند ساعت باید
زیر اکسیژن باشم ، در آنجا با اینکه می دانستند من نفستنگی دارم با
اسپری بیهوشم کردند.
در حالی که دستهایم با دستبند بسته بود ، گفتند پابند هم بزنید، به محض اینکه آقای «الف» آمد به من حمله کرد و با لگد زد توی سینهام. خوردم زمین و او خیلی لگد زد ، آنقدر که گونهام شکست. تمام بدنم کبود شد و پروتز چشم مصنوعیام شکست.
حدود ۱۲ تا ۱۳ نفر آنجا بودند؛ دو تا از سربازهای اهل بندر عباس پاهایم را گرفتند، خود آقای «الف» و با اینکه میدانست پای راست من ۶ بار عمل شده ، ترکش داخلش است ، ۹۰ بخیه دارد و در حالیکه به او میگفتم کار شما غیرقانونی است با این حال با تعلیمی بر کف پاهایم میزد، در حال این اعمال شنیع از هوش رفتم؛ یکی از آنها به نام «ح» آب سرد روی صورتم ریخت و این از هوش رفتن و به هوش آمدن نزدیک به هفت بار تکرار شد.
ظاهرا همان روز مادرم سکته کرده بود. از صبح چیزی نخورده بودم با یک سرنگ به زور غذا را در حلق من میریختند.
شب با همان دستبند و پابندها مرا گذاشتند صندوق عقب یک ماشین و بردند حومه شهر باران میآمد و من را زیر پل آب بستند، چون چشمها و دهانم بسته بود فقط صدای رد شدن اتومبیلها از روی پل را میشنیدم.
نزدیک صبح کاملا بیهوش شده بودم، دکتر گفته بود نباید یک نسیم سرد به شما بخورد اما من را داخل آب انداخته بودند. گرگ و میش هوا چند نفر آمدند و من را دوباره داخل صندوق عقب انداختند
و بردند داخل یک اتاق در همان زیرزمین.
آقای «الف» همانجا هم آمد و بعد از فحاشی چند مشت و لگد زد و رفت . خانوادهام پس از ۳۳ ساعت جست و جو و دلهره فهمیده بودند من کجا هستم. برادرم کپسول اکسیژن من را آورده بود اما آنجا به من ندادند . بعدا که قرار شد برای مسائل پزشکی ما را ببرند درمانگاه، رئیس دادگستری گفته بود قرار بازداشت موقت صادر کنند و بفرستند بندرعباس.
در بندرعباس قاضی پرونده بعد از اینکه کلی به ماموران همراه من بدو بیراه گفته بود، دستور داد سریعا در بیمارستان بستری بشوم.
در زندان نزدیک به بیست روز با دو مامور مسلح روی تخت بیمارستان بودم. چون در زندان به دلیل دود زیاد سیگار و آلودگی هوا حالم بد شد و پزشک معتقد بود
قرار گرفتن من در فضای بسته احتمال مرگ وجود دارد.
این جانباز در مورد اینکه چرا کسی در مورد زمین خواران کاری نمی کند می گوید :
برخی مسئولان خود با زمینخواران هم کاسه شدهاند، یکی از مسئولان سیرجان که اوایل ریاست جمهوری احمدی نژاد فعالیت می کرد در یک مورد یک کارخانه ساده را با قیمت نزدیک به ۴ میلیارد تومان فروخت، بروید بررسی کنید . که آیا بیشترین سهام کارخانه سیمان برای دو عضو شورای شهر سیرجان هست یا نیست؟!
آقای «الف» که شما راشکنجه کرد، کجا است؟
دو ماه بعد از عید قرار بود بازنشسته شود ولی بعدا یک سال ابقاء شد و الان منتظر خدمت است تا بازنشستگیاش بیاید.
.
طلبه سیرجانی همچنان در بازداشت
همچنین گزارش دیگری از سیرجان حاکیست علیرضا جهانشاهی که در حین
راهپیمایی اعتراضی خود به سمت تهران در اعتراض به زمینخواری
در سیرجان بازداشت شده بود، همچنان در زندان به سر میبرد.
یکی از دانشجویان عضو جنبش عدالتخواه دانشجویی در گفتگو با ما ضمن اعلام
این خبر گفت: علیرضا جهانشاهی طلبه سیرجانی که در اعتراض به برخی
زمینخواریهای صورت گرفته در سیرجان با پای پیاده به سمت تهران
حرکت کرده و در حین راهپیمایی بازداشت شده بود، روز چهارشنبه از زندان با
خانواده خود تماس گرفت.
وی افزود: جهانشاهی در این تماس تلفنی درباره درخواست از وی برای بازگشت به سیرجان گفت “جواب من این بود که در صورت آزادی، از همان محلی که دستگیر شدهام، به مسیر ادامه خواهم داد و اگر سالها در زندان بمانم و سپس آزاد شوم، مجدداً به این راهپمایی خود ادامه خواهم داد”.
این دانشجوی عضو جنبش عدالتخواه دانشجویی تصریح کرد: طلبه سیرجانی به مسئولان زندان شرط عدم ادامه راهش را حضور یکی از مسئولین قوه قضاییه جهت مذاکره در همان مسجد محل دستگیری اش در آباده اعلام کرده است.
وی خاطرنشان کرد: جهانشاهی که هم اکنون در زندان شیراز به سر میبرد، اعلام کرده است تا آخر در مسیری که آغاز کرده در مبارزه با مفاسد اقتصادی و زمین خواری و دفاع از حق مردم ادامه خواهد داد.
به گفته این دانشجوی عضو جنبش عدالتخواه دانشجویی، در
روزهای آتی طلاب اصفهانی در اعتراض به عملکرد قوه قضاییه در مبارزه با
مفاسد اقتصادی به صورت دسته جمعی و با پای پیاده به قصد ادامه دادن
راه طلبه سیرجانی، به سمت تهران حرکت خواهند کرد.
.
زمین خواری در سیرجان - حکومت اسلامی - شکنجه در زندان - شکنجه جانباز - سیرجان - سیرجانی - طلبه سیرجانی - علیرضا جهانشاهی







حجم فایل:1.5MB
















