تبليغاتX
اراک سیتی آرزومند آرزوهای نیک شماست **==برای بهره بردن از تمامی مطالب به آرشیو موضوعی بروید اراک سیتی-احمدی نژاد و عکسهای جنجالی +18

یکشنبه سی و یکم شهریور 1387

حـال توبــه كـنـنده

حـال توبــه كـنـنده

آیات قرآن در بیان شدّت وسختی قهر خداوند بسیار است!

 وخلاصه شخص گنهکار باید سخت پشیمان و پریشان باشد ، و نالان و گریان ،

 بسوزد و بگدازد ؛ و تا به پاک شدن خود یقین نکند ، آرام و قرار نگیرد !

 وآن یقین هم پیدا نمیشود مگر هنگام مرگ که ملائکه رحمت او را بشارت دهند !

عجیب آنست که همان سوز وگداز و ناله و فریادش ،

 خاموش کننده آتشها وپاک کننده چرکها ، و روشن کننده تاریکیهای گناهانش میشود

 بطوری که حالش مانند پیش از گناهش میشود ؛ چنانچه رسول خدا (ص) فرمود :

توبه کننده از گناه ، مثل کسی است که گناه نکرده است !

 بلکه گاهی بهتر از پیش میشود یعنی در اثر ادامه آن سوزش دل

 و سعی در اصلاح حال ، چنان با پروردگارش نزدیک میشود که محبوب او میگردد !

 از اینجاست که امام سجّاد علیه السلام عرض میکند: خدایا !

 توفیق توبه ای ده که مرا به مقام محبّت تو رساند !

جملاتی از : شهید آیة الله دستغیب

 (توبه) ص
 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 0:40 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم شهریور 1387

توصیف بهشت متقیان

 توصیف بهشت متقیان

  

 و در سوره قمر، مقام متّقیان را مَقْعَدِ صِدْق در نزد مالك علی الاءطلاق و

حكمران با اقتدار معیّن كرده است: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّـتٍ وَ نَهَرٍ * فِی

مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ؛ محققا پارسایان در باغ ها و (کنار) نهرهایند.

در جایگاه صدق، نزد پادشاهی با اقتدار» (آیه 54 و 55 سوره قمر).
و در سوره بیّنه، آن پاداش ها را كه حتّی شامل رضایت طرفینی است، بر

اساس خشیت و احترام از عِزّ جلال و مقام و موقف حضرت پروردگار معیّن

فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّـلِحَـتِ أُولَـ´نءِكَ هُمْ خَیْرُ

الْبَرِیَّةِ* جَزَآؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّـتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الاْنْهَـرُ خَـلِدِینَ

فِیهَآ أَبَدًا رَضِیَ اللَهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذَ لِكَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ؛ آنانكه

ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، ایشانند فقط بهترین خلائق. پاداش

آنان در نزد پروردگارشان بهشت هائی است كه از زیر درختان آنها نهرهائی

در جریان است، و ایشان در آن بهشت ها جاودانه زیست می كنند. خدا از

ایشان راضی است و ایشان از خدا راضی هستند؛ این است مزد و ثواب

كسی كه از پروردگار خود در خشیت است» (آیه 7 و 8 سوره البینة).
و در سوره نبأ وارد است كه: «إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازًا * حَدَآنءِقَ وَ أَعْنَـبًا * وَ

كَوَاعِبَ أَتْرَابًا * وَ كَأْسًا دِهَاقًا * لاَ یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَ لاَ كِذَّ بًا * جَزَآءً

مِن رَبِّكَ عَطَآءً حِسَابًا؛ در قیامت برای پرهیزگاران محلّ فوز و سِعه و

آسایش است: باغهائی و درختهای انگوری است، و نیز دختران جوان نورس

كه تازه پستان در می آورند، و همگی مثل و شبیه و قرین یكدگرند، و نیز

كاسه های مملوّ از شراب بهشتی است. در آنجا أبداً سخن لغو و بیهوده و

سخن دروغ نمی شنوند. اینها در مقام پاداش از جانب پروردگار تو ای پیغمبر،

در محاسبه به آنان عطا میگردد» (آیات 31 و 36 سوره نبا). دَهَقَ یَدْهَقُ

دَهْقاً به معنای پر كردن و سرشار و مملوّ نمودن است، و دِهَاق به معنای

سرشار و پر است. و كِذَّاب یكی از مصادر كَذَبَ یَكْذِبُ می باشد، یعنی

دروغ گفتن.

 
از این آیات استفاده می شود كه بهشت مقام صدق و امانت و تقوی و

برداشتن گلایه از آثار و مظاهر عالم آفرینش كه مخلوق خداست، و حفظ

مقام جلال و عظمت و ابّهت حضرت ذوالجلال است. در آنجا بطلان و لغو و

دروغ و گناه نیست، و فتور و نقصان و عیب راه ندارد. شرابش مست میكند

ولی مست جمال خدا و صفات خدا و افعال خدا؛ و سردرد نمی آورد، و عقل

را هم نمی برد. و آن را شراب طَهور گویند كه در سوره دهر ذكر شده است.

غذای آن ثقل و سنگینی نمی آورد، و نكاح آن فتور و سستی ندارد، همه

عشق است و لذّت و سُرور و حُبور. و علّتش اینستكه در آنجا نقصان و عدم

و نیستی راه ندارد. در دنیا كه نكاح و یا خوردن طعامهای لذیذ و یا آشامیدن

نوشابه های لذیذ، لذّتش و اثرش ضعیف می شود و از بین میرود، به جهت

نقصان این عالم است. و اگر فرض كنید جهات نقیصه در اینجا نباشد، هیچگاه

بهجت و سرورش تبدیل به گرفتگی و بدی احوال نمی شود، و هر لذّت و

كیف و عیشی كه پیدا شود همان جاودان خواهد ماند؛ بدون ذرّه ای قصور و

فتور و كمی و كاستی.

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:39 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم شهریور 1387

دمیده شدن در صور و مرده و زنده شدن موجودات

دمیده شدن در صور و مرده و زنده شدن موجودات

آیه ای در سوره سوره زمر داریم : وَ نُفِخَ فِی الصورِ فَصَعِقَ مَن فِی السمَـوَ تِ وَ

مَن فِی الاْ رْضِ إِلا مَن شَآءَ اللَهُ ثُم نُفِخَ فِیهِ أُخْرَی فَإِذَا هُمْ قِیَامٌ یَنظُرُونَ * وَ

أَشْرَقَتِ الاْ رْضُ بِنُورِ رَبهَا وَ وُضِعَ الْکِتَـبُ وَ جِای ´ءَ بِالنبِیـــنَ وَ الشهَدَآءِ وَ قُضِیَ

             بَیْنَهُم بِالْحَق وَ هُمْ لاَ یُظْلَمُونَ.

«و در صور دمیده میشود و تمام کسانیکه در آسمانها و در زمین هستند هلاک

میشوند مگر افرادی را که خداوند بخواهد. پس بار دیگر در صور دمیده میشود، در این

هنگام تمام موجوداتِ هلاک شده زنده میشوند و به حال قیام و وقوف در آمده ، در

        انتظار امر پروردگار هستند.

در آن وقت زمین به نور پروردگار خود روشن میشود، و کتاب و نامة عمل حاضر و قرار

داده میشود، و پیغمبران و گواهان را برای أدای شهادت می آورند، و در میان آنها به

حق قضاوت و داوری خواهد شد، و ایشان مورد ظلم و ستم واقع نمی شوند.»

این آیة مبارکه به آیة نفخِ صَعْق معروف است . صورِ صعق یعنی در بوقی دمیده میشود

که بدان جهت همه هلاک میگردند، چون صعق به معنای هلاکت است .

ولی از این آیة اخیره استفاده میشود که دو صور داریم ، یعنی به دو گونه نفخ ، در آن

          دمیده میشود:

یک نفخی که تمام زندگان آسمانها و زمین بواسطة آن نفخ و دمیدن می میرند. دوم

نفخی که تمام مردگان آسمانها و زمین بواسطة آن پس از مردن زنده میشوند.

چون میفرماید:ثُم نُفِخَ فِیهِ أُخْرَی،پس از نفخ اول نفخ دیگری درصوربه وجودمی آید.

اما صعق و فزع ظاهراً هر دو یک معنی دارد و هر دو برای ارائة یک حالت خاص آمده

اند. فزع آن خوف و خشیتی را گویند که غالباً منتهی به مرگ است ، و صعق هم

بمعنای هلاکت است که از ترس و دهشتی خاص ناگهان بر انسان وارد گردد.

پس مفاد صدر دو آیه : آیة وارده در سورة نمل و آیة وارده در سورة زمر، همان دمیدن

در صور است که بواسطة آن همة زندگان در خوف و هراس افتاده و هلاک میشوند.

و مفاد ذیل آیة دوم : آیة وارده در سورة زمر، زنده شدن مردگان است بعد از هلاک

         شدن و فانی شدن .

شیخ طبرسی در «مجمع البیان » گوید: و گفته شده است که إسرافیل در صور سه

مرتبه میدمد: نفخة اُولی نفخة فزع است ، و نفخة ثانیه نفخة صعق است که بواسطة

آن تمام افراد آسمانها و زمین هلاک میشوند، و نفخة ثالثه نفخة قیام و حضور در

پیشگاه رب العالمین است و در این حال همة مردم از قبور خود بر می خیزند.

کتاب معادشناسی، جلد 4،

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:33 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم خرداد 1387

اصناف‌ زنان‌ گناهکار و عذاب‌ آنها در قرآن و احادیث

                          

 

     اصناف‌ زنان‌ گناهکار و عذاب‌ آنها در قرآن و احادیث

 

                         

حجابِ از خدا و در نسيان و غفلت به سر بردن از ياد خدا، داراي صور و أشكالي است

؛ درجه شديد دارد و درجه ضعيف ، و ما بينَهما متوسطات (و افراد مابین این دو در

درجه متوسط می باشند). و هر درجه خاص از اين حجاب و محروميت از لقاءِ خدا نيز

داراي مظاهر و مَجالي متفاوت است .

از روايت معراجيه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم كه براي آنحضرت بسياري از

مسائل و مواطن بهشت و دوزخ مكشوف افتاد، ربط بين نوع گناه و نوع پاداش معلوم

مي شود.

در كتاب «عيون أخبار الرضا عليه السلام » نقل شده که: شیخ صدوق از وَراق از

اسدي از سَهل از عبدالعظيم حسني ، از محمد بن علي از پدرش حضرت رضا از

پدرانش از أميرالمؤمنين صلواتُ الله عليهم أجمعين روايت مي كند كه فرمود: من و

فاطمه بر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم وارد شديم ، و ديديم كه به شدت

گريه مي كند. من عرض كردم : پدرم و مادرم فداي تو باد اي رسول خدا! چرا گريه مي

كني ؟!

رسول خدا فرمود: اي علي ! در آن شبي كه مرا به معراج به آسمان بردند، زن هائي

از امت خود را در عذاب سختي مشاهده نمودم ، و از وضعيت آنها ملول و ناراحت

شدم ؛ و اينك از شدت عذابي كه بر آنها ديده ام به گريه درافتادم .

زني را ديدم كه به موهاي سرش در دوزخ آويزان بود، و مخ و مغز سر او به جوش و

غليان درآمده بود.

و زني را ديدم كه به زبان خود آويزان بود، و حميم و آب داغ جهنم در حلقوم او فرو مي

ريخت .

                          

و زني را ديدم كه به پستان خود آويزان بود.

و زني را ديدم كه خودش گوشت بدن خود را مي خورد، و آتش از زيرش افروخته مي

شد.

و زني را ديدم كه دوپايش به دو دستش بسته شده بود، و مارها و عقرب ها بر او

مسلط بودند.

و زني را ديدم كه كور و كر و لال ، در صندوقي از آتش بود، و مغز سرش از دو سوراخ

بيني اش خارج مي شد، و بدن او از مرض پيسي و مرض خوره تكه تكه شده بود.

و زني را ديدم كه به دو پايش در تنوري از آتش آويزان بود.

و زني را ديدم كه پوست بدن خود را از جلو و از عقب با قيچي هايي از آتش مي بريد.

و زني را ديدم كه صورتش و دو دستش در آتش مي سوخت ؛ و خود، امعاء و روده

هاي خود را مي خورد.

و زني را ديدم كه سرش سر خوك ، و بدنش بدن خر بود؛ و در هزار هزار گونه عذاب

فرو رفته بود.

و زني را ديدم كه بر شكل سگ بود، و آتش از دُبُرش داخل مي شد و از دهانش خارج

مي شد؛ و ملائكه عذاب سر او و بدن او را با گرزهاي آتشين مي زدند.

فاطمه سلامُ الله عَليها گفت : اي حبيب من ! و اي روشني و تازگي بخش نور چشم

من ! اي رسول خدا! اعمال و كردار اين زنان چه بوده است كه خداوند اينگونه عذاب را

براي آنها مقرر فرموده است ؟ رسول الله فرمود: اي دختر من !

اما آن زني كه به مويش آويزان بود، آن زني است كه موي خود را از مردان نمي

پوشانَد.

       

و اما آن زني كه به زبانش آويزان بود، آن زني است كه شوهر خود را اذيت مي كند.

و اما آن زني كه به پستانش آويزان بود، آن زني است كه از رفتن به فراش و بستر

شوهر خود، خودداري مي كند.

و اما آن زني كه به دو پايش آويزان بود، آن زني است كه بدون اجازه شوهرش از خانه

بيرون مي رود.

و اما آن زني كه گوشت بدن خود را مي خورد، آن زني است كه بدن خود را براي مردم

زينت مي كند.

 و اما آن زني كه دو پايش به دو دستش بسته ، و مارها و عقرب ها بر او مسلط شده

بودند، آن زني است كه آب وضوي او كثيف است ، و لباسش كثيف است ، و از

جنابت و حيض غسل نمي كند، و خود را پاكيزه و نظيف نمي دارد، و نماز را سبك مي

شمارد.

و اما آن زني كه كور و كر و لال بود، آن زني است كه از زنا بچه مي زايد و آن بچه را به

شوهرش نسبت مي دهد.

و اما آن زني كه گوشت بدن خود را با قيچي ها مي بريد، آن زني است كه خود را بر

مردان عرضه مي دارد.


        

و اما آن زني كه گوشت صورت و بدنش مي سوخت و امعاء و روده هاي خود را مي

خورد، آن زني است كه واسطه عمل نامشروع بين مردي و زني مي گردد.

و اما آن زني كه سرش همچون سر خوك و بدنش همانند بدن خر بود، آن زني است

كه سخن چيني مي كند، و دروغ زن و دروغ پرداز است .

و اما آن زني كه بر شكل و صورت سگ بود و آتش از دُبرش داخل و از دهانش خارج

مي گرديد، آن زن آوازه خواني است كه در مجالس آوازه خواني و ماتَم خواني آواز مي

خواند، و نيز حسادت مي ورزد.

                      

و سپس رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند:«وَيْلٌ لاِمْرَأَةٍ أَغْضَبَتْ زَوْجَهَا،

وَ طُوبَي لاِمْرَأَةٍ رَضِيَ عَنْهَا زَوْجُهَا». (عيون أخبار الرضا، طبع سنگي ، ص 213 و

214) ترجمه: «واي بر زني كه زوج خود را خشمگين سازد، و خوشا به حال زني كه

زوجش از وي راضي باشد.»

کتاب معاد شناسي، جلد دهم، قسمت دهم، حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد ح

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:30 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم خرداد 1387

علت ظهور برخی از انسان ها با صور حیوانی در عالم برزخ

                                                   

 

علت ظهور برخی از انسان ها با صور حیوانی در عالم برزخ

 

صورت حیوان نازله ملکوت است:

گربه ای را که ملاحظه میکنید با این شکل و قیافه ، به علت آنست که دارای یک

صورت ملکوتی خاصی است که اگر آن صورت ملکوتی را بخواهیم به لباس مادی

ملبس کنیم غیر از این شکل و قیافه گربه نخواهد شد. صورت ملکوتی سگ ، درندگی

و غضب و وفا و نیز احترام به غنی گذاردن و فقیر را دندان گرفتن است و لذا لباس

مادی و جسمی طبیعی او بدین شکل است . خرس را چون از آن عالم نزول داده اند

طبعاً دارای چنین شکل و صورتی شده است . گوسفند را ببینید، در چشم این حیوان

نگاه کنید، یک دنیا حکایت از سلامت نفس او میکند؛ و لذا خوردن گوشتش در اسلام

جائز است . خوک که حیوانی است شهوت ران و بی عفت و بی عصمت ، صورت

روحانیش چنین است ، و بنابراین چون بواسطه خوردن گوشت او، از آن ملکات و

اخلاق به شخص خورنده و آکل انتقال می یابد لذا در شریعت اسلام استفاده از

گوشت آن حرام است .

بر اساس همین معیار و مناط ، نمی توان محرمات در اسلام را فقط منوط به اشیائی

دانست که ضرر جسمی داشته باشند بلکه بالاتر از ضرر جسمانی ضرر روحی است

و انتقال خواص معنوی مأکول است که به آکل متوجه میگردد. اسب روحاً با صفا و با

وفا و ذاتاً نجیب است و بدین شکل متشکل شده ، در چشمانش بنگرید یک دنیائی از

معنی و آرامش و صبر و تحمل می یابید. سوسمار و بزمجه را نیز شاید در بیابانها دیده

باشید، از چشمانش حِقد و حسد و کینه نمودار است و آن سرسختی که در او

ملاحظه می شود کاملاً از دیدگانش مشهود است .

اما انسان طُرفه معجونی است که از تمام این غرائز و صفات در او به ودیعت نهاده

شده است ؛ اگر به دنبال عقل رود و تمام غرائز و ملکات خود را مقهور و مغمور این

ملکه قدسیه سازد، به صورت حقیقی انسان در عالم برزخ متصور میگردد و اما اگر

عقل را مقهور و منکوب نمود و طبق تمایلات نفسانیه دنبال غضب و شهوت و قوای

واهمه رفت ، به صورت همان حیوانی محشور میگردد که آن صفت فصل ممیز آن

حیوان بوده است ؛ چون انسانیت انسان به عقل و قوه ناطقه است و فصل ممیز

انسان همان ملکه الهیه عاقله است و اگر انسان خود را بدین مقام نرسانید، خود را

به مقام واقعی خود که انسانیت است نرسانیده و خواهی نخواهی در صف و رتبه

پائین تر از انسان ـ که شیاطین یا حیواناتند ـ در خواهد آمد و در عالم برزخ به صورت

برزخیِ آن شیطان یا آن حیوان ، موجودیت خود را احراز میکند.

حکایت نشان دادن صور برزخی حاجیان توسط امام صادق علیه السلام:

محمد بن حسن صفار در کتاب «بصآئر الدرجات » روایت کرده است ابوبصیر گفت : در

خدمت حضرت امام صادق (ع)به حج مشرف شدیم و در هنگامیکه در حال طواف بودیم

عرض کردم : فدایت شوم ای فرزند رسول الله ! یَغْفِرُ اللَهُ لِهَذَا الْخَلْقِ؟ «آیا خداوند

تمام این خلق را می آمرزد؟» حضرت فرمود: ای أبوبصیر اکثر افرادی را که می بینی از

میمون ها و خوک ها هستند! ابوبصیر میگوید: به محضرش عرض کردم : به من نیز

نشان بده . ابوبصیر میگوید: حضرت به کلماتی تکلم نمود و پس از آن دست خود را بر

روی چشمان من کشید، من دیدم آنها را که به صورت خوک و میمون بودند، و این امر

موجب دهشت من شد و لذا آن حضرت دوباره دست بر چشم من کشید و من آنها را

به همان صورت های اولیه مشاهده کردم و سپس فرمود: «ای أبا محمد! شما در

میان بهشت خوشحال و مسرور خواهید بود و در بین طبقه های آتش شما را میجویند

و یافت نخواهید شد؛ سوگند به خدا که سه نفر از شما در آتش با هم نخواهید بود، و

سوگند به خدا دو نفر از شما هم نخواهید بود، و سوگند به خدا یک نفر هم نخواهد

بود».

معادشناسی 2، صفحه 290-287

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم خرداد 1387

راههای ازدواج موقت

راههای ازدواج موقت



بیا تو ادامه مطلب
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 16:17 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387

روایت وارده از رسول اکرم در عذاب قبر کاف

                 

 

   روایت وارده از رسول اکرم در عذاب قبر کافر

 

                

 

جابر میگوید: حضرت أبوجعفر امام باقر(ع) گفتند که پیامبر اکرم (ص) گفته اند: عادت من چنین

بود که من به شتران و گوسفندان نظاره میکردم در وقتی که آنها را می چرانیدم ـ و هیچ پیامبری

از طرف خدا مبعوث نشده است مگر آنکه گوسفند چرانی نموده است ـ و من در زمان قبل از

نبوت که به آنها نظاره مینمودم و آنها در جایگاه خود مستقر و متمکن بودند و هیچ چیز در

اطراف آنها نبود که آنها را تهییج کند و آنها را بترساند، ناگهان میدیدم که آنها یکباره از جای خود

حرکت کرده و به هوا جستن می کنند. با خود می گفتم این چه داستانی است ؟ و بسیار در شگفت

می ماندم . تا آنکه جبرئیل علیه السلام برای من چنین گفت : چون کافر بمیرد چنان ضربه ای بر

او زنند که تمام مخلوقاتی که خدا آفریده است ازآن ضربه به دهشت درآیند، مگر دو طائفه جن و

انس .

آنگاه با خود گفتم : این وحشت و هراس شتران و گوسفندان در اثر همان ضربه ایست که به کافر

خورده است ، پس پناه میبریم به خداوند از عذاب قبر. در بعضی اوقات می بینید سگ ها

یکمرتبه به صدا در می آیند، مرغان غوغا می کنند، خروس ها فغان می کنند، اسب ها شیهه می

کشند؛ چون ارتباط آنان با عالم صورت و مثال زیاد است . با صورت واقعی انسان که مقام تجلی

نفس و روح باشد ارتباط ندارند، ولی ارتباط آنان با انسان در عالم خیال است . فرشتگان میگویند:

خدا ترا در دنیا آورد، ماه و خورشید و شب و روز را مسخر تو گردانید و آنچه روی زمین

است برای تو آفرید؛ یک عمر گذراندی با خود چه آورده ای ؟ با فطرت الهی وارد دنیا شدی ،

چرا کور خارج شدی ؟ این زندگی دشوار فعلی تو نتیجه کدام غفلت است ؟ «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن

ذِکْرِی فَإِن لَهُ و مَعِیشَةً ضَنکًا وَ نَحْشُرُهُ و یَوْمَالْقِیَـمَةِ أَعْمَی ؛ و هر که از یاد من روی بگرداند بی

تردید زندگی سختی خواهد داشت و روز رستاخیز نابینا محشورش می کنیم» (طه/124). در

بعضی از روایات وارد شده است که مراد از معیشت ضنک عذاب عالم برزخ است .

مجلسی رضوان الله علیه در ذیل خبر مروی از امام سجاد (ع)که درباره عذاب قبر

بیان فرموده اند و از جمله عذاب ها معیشت ضنک را شمرده اند، گوید: ‎ و این خبر دلالت دارد

بر آنکه مراد از معیشت ضنک در آیه مبارکه ، همان عذاب قبر است و مؤید این معنی آنستکه

قیامت را بعد از آن در آیه ذکر کرده است و بسیاری از مفسرین این چنین تفسیر نموده اند؛ و

نمی توان گفت که مراد از معیشت ضنک بدی حال است در دنیا، چون می بینیم بسیاری از

کافران در دنیا معیشت راحت و طیب و گوارا دارند؛ و بسیاری از مؤمنان به خلاف آنانند

(بحارالانوار، ج6 از طبع حیدری ص215).

در «امالی »شیخ طوسی نامه ای را که امام علی(ع)به اهل مصرمی نویسند و با محمدبن ابی

بکر ارسال میدارند ذکر میکند. این نامه بسیار مفصل و حاوی مطالب آموزنده و بیدارکننده ای

است . در آن نامه مفصلاً از مرگ و عواقب آن سخن به میان آمده تا آنکه حضرت می نویسند:

«وَ إن الْمَعِیشَةَ الضنْکَ التِی حَذرَ اللَهُ مِنْهَا عَدُوهُ، عَذَابُ الْقَبرِ؛ آن زندگانی سخت، که خداوند

دشمنش را نسبت به آن هشدار داده است عذاب قبر است

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 16:7 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

اجراي سنگسار در غيبت امام معصوم جايز نيس

آيت الله صانعي: اجراي سنگسار در غيبت امام معصوم جايز نيست

پوشيدن چكمه تبرج نيست

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 21:13 |  لینک ثابت   •