تبليغاتX
اراک سیتی آرزومند آرزوهای نیک شماست **==برای بهره بردن از تمامی مطالب به آرشیو موضوعی بروید اراک سیتی-احمدی نژاد و عکسهای جنجالی +18

شنبه بیست و سوم شهریور 1387

پدیده اجباری حجاب و برخورد های مختلف

پدیده اجباری حجاب و برخورد های مختلف

 

حجاب اجباری؟به نقل از ایت الله طالقانی

این امر که این روز ها به طور عادی در کشور ما پیگیری می شود در کشور های مختلفی

که ایران و دولت مردانش روابط صمیمی با انها دارند متفاوت و کاملا دگرگون است!

چرا که اجبار این کار در اسلام ناب محمدی نیز مجاز نیست اما متاسفانه در کشور ما

۲ سالی است که به یمن وجود پر خیر و برکت دکتر احمدی نژاد و به کمک نیروی انتظامی

و با هزینه های هنگفتی که از خزانه دولت و بیت المال مسلمانان دریافت می شود به زور

و حتی با اتکا به نیروی فیزیک و ضرب و شتم مردم ، سعی در محجبه کردن دختران و زنان

شهر دارند! و بر خلاف حرف هایی که در اوایل انقلاب از سوی مقامات بلند پایه همچون ایت

الله طالقانی زده شد که در مورد حجاب اجبار در کار نیست ، امروز شاهد زور که چه عرض

کنم،مانند مجرمان و در اکثر مواقع بد تر از قاتلان با دختران بد حجاب رفتار می کننند.

 

همانطور که خداوند نیز درقران کریم در این رابطه می فرمایند:

وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لاََمَنَ مَن فىِ الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا  أَ فَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتىَ‏ يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ :

و اگر پروردگار تو مى‏خواست، تمام كسانى كه روى زمين هستند، همگى به (اجبار) ايمان

مى‏آوردند آيا تو مى‏خواهى مردم را مجبور سازى كه ايمان بياورند؟!»(۱)

=============================

و اما نحوه برخورد دولت های مختلف نزدیک به دولت ما با این

قضیه جالب:

 

مصر و تبلیغات جالب در مورد زنان بد حجاب

 

 

 

 

 


ترکیه و طرح جالب امنیت اجتماعی : مایو پوشیدن در شهر ممنوع!

 

 

شورای شهر آنتالیای ترکیه در چند روز گذشته درگیر بحث بر سر تردد توریست های خارجی با

مایو در سطح شهر است.به گزارش عصر ایران و به نقل از سایت "سی ان ان  ترک" حلملی

آریکان ، نماینده شورای شهر از حزب دموکرات در این باره پیشنهاد داده است تا به این

توریستها درباره استفاده از پوشش مایو به غیر از سواحل و استخر های هتل و در سطح شهر

آنتالیا تذکر لازم داده شود.

این پیشنهاد با استقبال نماینده دیگر شورای شهر از حزب اسلامگرای عدالت و توسعه مواجه

شد.

آریکان نماینده شورای شهر در توجیه علت مخالفت خود با حضور توریست های برهنه در

سطح شهر گفت: این کار باعث ناراحتی عده ای می شود وباید جلوی این کار گرفته شود.

در این حال نماینده حزب "مام میهن"در شورای شهر نیز برای حساسیت موضوع و برای

اینکه برخورد های احتمالی پلیسی با این موضوع ممکن است به صنعت توریسم منطقه لطمات

جدی وارد کند پیشنهاد داد که این موضوع به طور غیر مستقیم و از طریق تابلوهای اعلانات یا

با تذکر به صاحبان هتل برای ارایه آگاهی های لازم از طرف هتل داران به توریست ها انجام

پذیرد.

آنتالیا بزرگترین شهر توریستی ترکیه است که همه ساله و به ویژه در فصل بهار و تابستان

میلیون ها توریست خارجی و به ویژه اروپایی به این شهر سفر می کنند.


 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 2:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم شهریور 1387

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان رنگ سفید و زرد را تند و زننده

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان رنگ سفید و زرد را تند و زننده

اعلام کرد!!!

 



به گزارش آفتاب، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان در اطلاعیه و دستور العملی

محدودیت‌هایی را برای ورود خانم‌ها به ادارات تابعه این اداره اعمال کرده است.

عجیب ترین نکته این دستور العمل این است که به خانمهای مراجعه کننده و کارمندان این اداره

اعلام شده است که «در رنگ البسه نباید از رنگهای تند و زننده مانند قرمز، زرد و

سفیداستفاده گردد».

با این حساب فکر کنم چفیه هم جزو البسه غیر مجاز باشد!


بدین ترتیب حتی رنگ سفید که در اسلام هم بر استفاده از این رنگ در لباس تاکیداتی شده

است به عنوان رنگ تند و زننده معرفی شده است و خانمها برای ورود به ادارات تابعه ارشاد

حق استفاده از آن را ندارند

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:41 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم شهریور 1387

قوه قضاییه و آزادی بیان

قوه قضاییه و آزادی بیان



 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:39 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم تیر 1387

خبر هایی از تهدیدات اسرائیل علیه ایران

افزایش تهدیدهای متقابل اسرائیل و ایران

با ادامه‌ی تنش‌ها بر سر پرونده‌ی هسته‌ای ایران، تهدیدهای متقابل ایران و اسرائیل رو به فزونی است. در ایران کماکان تهدیدهای جاری بخشی از یک جنگ روانی تلقی می‌شود. فرمانده سپاه پاسداران اما، خطر را جدی‌تر از گذشته می‌داند.

دولت اسرائیل در هفته‌های اخیر، برای متوقف‌ساختن برنامه‌ی هسته‌ای ایران، علاوه بر تلاش برای جلب حمایت بیشتر اروپا و آمریکا، بر شدت تهدیدهای نظامی خود نیز افزوده است.

در همین راستا، روزنامه‌ی اسرائیلی «هاآرتص» از دیدار محرمانه روز ۲۶ ژوئن آرون آبراموویچ، مدیرکل وزارت خارجه رژیم اسرائیل، با سفرای برخی کشورهای صاحب نفوذ در مقر آژانس بین المللی انرژی اتمی خبر داده است.
وی در این دیدار که بی‌سابقه توصیف شده، به سفرای کشورهای یادشده گفته است که آژانس باید موثرتر و سریع تر نسبت به پرونده ایران اقدام کند.

آبراموویچ،  شش ماه پیش نیز شدیدا از محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بدلیل آنچه که «مماشات با ایران» خوانده بود، انتقاد کرده بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 19:34 |  لینک ثابت   • 

جمعه سی و یکم خرداد 1387

رقابت مساوی

رقابت مساوی

 

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 12:28 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم خرداد 1387

حداد عادل و...

و در پایان متاسفانه حداد نتوانست بر صندلی ریاست هشتم نکیه بزند
 


خدایا!توب



 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 13:52 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم خرداد 1387

وزیر ارشاد: نادانی حق مردم است!

وزیر ارشاد کیهانی گفت، حیف است مردم با دانستن اذیت شوند

و نادانی حق مردم است. ریاست جمهوری نیز با تشکر از زحمات

کیهان و مسوولان کیهانی اظهار امیدواری کرد با افزایش ندانست

 بخت آبادگران برای انتخاب مجدد بالاتر هم برود.



 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:17 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم خرداد 1387

حاشیه های جالب و عجیب غریب از مراسم تودیع وزیر کشور

آن مرد رفت....

ـــ قربون همتون برم که زیر اب من و زدین...

 


 


بقیه در ادامه مطلب


ختما سر بزنید

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 11:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387

آقای منوچهر متکی را که می شناسید؟



آقای منوچهر متکی را که می شناسید؟




فساد در دستگاه حکومتی و این بار...

بقیه در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 16:29 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387

تصاویر زیبا از گوشه و کنار...

آخه چقدر خوشگلی تو پدر سوخته؟

روز جهانی آزادی مطبوعات

سربازان امریکایی در باتلاق عراق

سالگرد صابری

روز جهانی کارگر در ایران

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:44 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

مصاحبه با آقای ابطحی : قمیشی گوش می کنم


 بسیار آرام و خوش برخورد است. دفتر نسبت بزرگ او در خیابان ولی عصر تهران این روزها تبدیل به پایگاه مهمی برای گفت و گوی ادیان شده. ساعت ۱۲ یکی از روزهای آخر سال با او قرار داشتم. با اتومبیل پرشیای مشکی رنگ خود وارد محوطه مرکز گفت و گوی ادیان شد و پس از احوالپرسی بسیار گرم گفت و گو را با او آغاز کردم. همین جا بگویم که بخش های زیادی از این گفت و گو واقعا غیر قابل چاپ بود که به تشخیص خودم (!) حذف کردم.

- شما یک سری اعمال و رفتار دارید که نمی شود آن را در قالب شخصیت یک روحانی تعریف کرد. کارهایی می کنید و فضایی به وجود می آورید که باعث حمله به شما می شود. این سیاست شماست یا خودتان این طوری هستید؟

نه والا سیاست مان نیست. چه کسی دوست دارد که فحش بشنود؟ ولی اگر این چیزها هم نبود، جماعتی که من می شناسم بالاخره بهانه ای پیدا می کردند که فحش بدهند. چون خیلی از دوستان ما که این نوع رفتارهای اجتماعی را هم ندارند از این حملات بی نصیب نیستند. دعواهای سیاسی بدون اخلاق نهایتا به این جاها کشیده می شود.

- این که می گویند شما خارج از ایران شلوار جین و تی شرت می پوشید درست است؟

شلوار جین خیلی به من نمی آید و نمی پوشم. وقتی هم هوا گرم باشد تی شرت می پوشم.

- پس تا به حال شلوار جین نپوشیده اید؟

یادم نمی آید… چون سایزم هم سایزی نیست که بتوانم شلوار جین بپوشم. (می خندد) شروع این شایعات یک مبنایی داشت. آن موقع که دعواها خیلی داغ بود، معمولا آن هایی که کم می آوردند، تهمت می زدند.

- مگر شلوار جین پوشیدن تهمت است؟

نه … به طور کلی این جور حرف ها را می گویم. آقایی که یک وقتی خودش را سمبل هنرمند اسلامی معرفی می کرد و خیلی هم بداخلاق بود در کیهان مقاله ای نوشت که وقتی من در لبنان بودم، با شلوارک و پیراهن آستین کوتاه دیده شده ام و فیلمش هم موجود است. من یادم نمی آید که شلوارک داشته یا پوشیده باشم، آن هم در خیابان و جایی که این هنرمند خیلی عزیز بتواند فیلمبرداری کند. از اول معلوم است که دروغ است. بعد این را اضافه کردند که کنار دریا این اتفاق افتاده. البته این مشخص است که اگر بخواهم دریا بروم نه با عمامه می روم و نه با عبا، بلکه با لباس شنا می روم ولی چون دریای آن جا خیلی شلوغ بود هیچ وقت نرفتم.

جالب این بود که چند تا از بچه های حزب الهی خیلی صاف و ساده پیش من آمدند و طلب حلالیت کردند. گفتم: چطور؟ گفتند: ما مطالبی درباره این قضیه نوشتیم. آن آقا گفته بود که می خواهد فیلم را پخش کند. بعد آنها رفته بودند پیش ایشان و گفته بودند که این فیلم را بیاورید تا در مدرسه حجتیه پخش کنیم. چون خیلی مهم بود و او که با آنها احساس همبستگی داشته، گفته بود که من الکی گفتم و به آنها، به خاطر این رفتار خیلی بر خورده بود.

- اصلا چطور شد که شما روحانی شدید؟

من متولد بهمن ۱۳۳۸ هستم. اوایل نوجوانی وارد سیاست شدم. خانواده ام مذهبی و روحانی بود. دایی من آقای هاشمی نژاد شخصیتی مبارز بود که من خیلی تحت تاثیر او بودم. اوج قضایای دکتر شریعتی و کتاب هایش بود و رادیوهای خارجی در اوایل نوجوانی خیلی روی ما تاثیر داشت. وقتی وارد سیاست شدم قبل از انقلاب به خاطر یک سخنرانی ۲۶-۲۵ روز دستگیر شدم که خیلی در زندگی دوران جوانی ام مهم بود.

- مهم ترین حرفی که در آن سخنرانی زدید و شما را بازداشت کردند چه بود؟

ماه رمضان سال ۱۳۵۶ بود، تازه اعلامیه های امام به شهر رودسر می آمد. سخنرانی های من هم در نوجوانی داغ و جنجالی بود. یک اطلاعیه از مشهد آمده بود که بچه ها آن را به من دادند. هیچ کس جرات نمی کرد آن را بخواند چون آن موقع اطلاعیه خواندن خیلی مهم بود.
اواسط سخنرانی اطلاعیه را خواندم. اواخر جلسه چراغ های سالن خاموش شد و پشت مسجد صدای تیراندازی آمد. من هم که بچه بودم از ترس فرار کردم، اما آخر شب من را گرفتند.

- اگر آقای هاشمی نژاد نبود شما الان کت و شلوار به تن می کردید؟

نه … فکر نمی کنم چون خانواده پدرم هم روحانی هستند و خانوادگی راه فراری نداشتیم، همگی آخوند بودیم. ضمن این که هیچ وقت هم از داشتن لباس آخوندی احساس پشیمانی نکردم.

- لباس دیگری را امتحان کرده اید؟ یعنی در مراسمی کت و شلوار پوشیده اید؟

بله، خیلی وقت ها با لباس غیر آخوندی بیرون رفتم. این لباس کار و رسمی من است. چون نمی شود با این لباس به خرید، سینما یا جاهای مختلف دیگر رفت.
اولین باری که در جلسه رسمی سازمان ملل حضور پیدا کردم با هم فکری آقای خاتمی کت و شلوار پوشیدم و جلوی دوربین هم نشستم. علت آن هم بحرانی بودن فضا بود. مجاهدین خلق تظاهرات کرده بودند، برنامه ها خیلی سخت بود، اولین سفر آقای خاتمی در اولین سال ریاست جمهوری شان بود، خیلی دوندگی این طرف و آن طرف داشت و چون همه برنامه ها دست من بود نمی شد با عبا و عمامه این طرف و آن طرف دوید. ضمن این که آقای خاتمی حفاظت خوب و محکمی داشت ما هم آخوند بودیم آن ها هم نمی فهمیدند و ما را به جای آقای خاتمی… (خنده)

البته یک بار برعکسش شد. در فرودگاه فرانسه یک گارد نظامی مفصلی چیده بودند، من بی هوا با یکی از دوستانم صحبت می کردم و از در بیرون آمدم تا کمی هوا بخورم به محض آن که بیرون آمدم گروه موزیکی که برای آقای خاتمی باید می زد فکر کرد آقای خاتمی آمده و شروع کرد به موزیک زدن. من خیلی زود برگشتم سرجایم و آن ها هم خیلی تعجب کرده بودند و صدای موزیک قطع شد.

- حادثه سقوط تان از پله ها هم در فرانسه بود که در بغل رییس جمهور افتادید؟

نه در روسیه بود… دو تا آدم چاق بودیم یکی من و یکی آقای صفری، پله ها کج بود و هر دو داشتیم با عجله حرف می زدیم و از پله ها پایین می آمدیم، نمی دانم چطور شد دوتایی که دست هم را گرفته بودیم لیز خوردیم، محافظ ها جلوی مان را گرفتند وگرنه می توانستیم بزنیم زیر پای دوتا رییس جمهور و آنها را پایین بیندازیم.

- راستی می خواهم از شما هم در مورد دست دادن آقای خاتمی با آن خانم های خارجی بپرسم.

من در آن سفر نبودم.

- بعد یواشکی از آقای خاتمی نپرسیدید که قضیه چه بوده؟

چرا هم یواشکی پرسیدم هم غیر یواشکی. آقای خاتمی هم که رسما تکذیب کرد.

- یعنی این فیلم واقعا ساختگی بود؟

من نتوانستم این فیلم را بگیرم چون فیلتر بود. آقای خاتمی خودش این فیلم را دیده بود، یک جلسه ای داشت مثل این چیزهایی که بازسازی می کنند مسیر را رفت و گفت که حالت دست من همیشه این طوری است آن یکی هم زیر عباست و از جلوی این خانم که رد می شوم کات می شود.

- آن موقع که روزنامه هم میهن هم انگشتر آقای خاتمی را چاپ کرد که در دستش بوده یا نه. من به این بحث هایش کاری ندارم شما خصوصی از آقای خاتمی در مورد این فیلم پرسیدید، چه گفتند؟

بالاخره که همه فیلم را تکذیب کردند من در این چند وقت کمتر دیده بودم که آقای خاتمی از این فضایی که به وجود آوردند این طور احساس ناراحتی بکند. ما- در این نوع فضا- خیلی پوست کلفت شده بودیم. ولی آقای خاتمی روحیه اش این طور نبود. در حوزه شخصی اش قبلا کسی صحبتی نکرده بود، به همین دلیل ماجرا ایشان را خیلی به هم ریخت.

- به نظر می رسد آقای خاتمی خیلی با شما صمیمی است، پس چرا شما را از ریاست دفترش عزل کرد؟

عزل نشدم. تا پایان دوره اول ریاست جمهوری، رییس دفتر بودم و دوره دوم معاون حقوقی شدم.

- رییس دفتر خیلی به رییس جمهور نزدیک تر است. چه اتفاقی افتاد که شما از آقای خاتمی دور شدید؟

چیز خاصی نبود، اما اگر آدم بخواهد این پشت پرده ها را باز کند، فکر نکنم کار مجله شما به شماره بعدی برسد.
دلیل این اتفاق هر چه باشد دوستی من و آقای خاتمی هیچ وقت کم نشد.

- با آقای خاتمی دعوا هم کرده اید؟

بارها! حتی دعواهای بدی هم پیش آمده ولی نیم ساعت بعد اصلا احساس نمی کردم که درون من چیزی وجود دارد و آقای خاتمی هم یادش نبود که نیم ساعت پیش دعوا کرده.

- معمولا دعوای تان سر چه چیزهایی بود؟

خیلی چیزها! حتی در یک مورد آقای خاتمی از دفترش بیرون آمد و گفت من شما را به دادگاه معرفی می کنم. البته نمی دانم باید بگویم یا نه؟! چون کیهان این تکه را برمی دارد و می نویسد که آقای خاتمی می خواسته ابطحی را به دادگاه معرفی کند!

- حالا بگویید.

موضوع، سفر فرانسه بود. یک عده نمی خواستند آقای خاتمی به این سفر برود اما ما سفر را بسته بودیم و در همه چیز مثل شام، مشروبات و … توافق کرده بودیم. فرانسه هم کشوری است که خیلی پروتکلی است و شراب هم خیلی برای شان مهم است، چون پیشینه تاریخی دارد. ما می خواستیم مراسم را به عصرونه تبدیل کنیم تا شراب حذف شود و این هم مشکلات خودرش را داشت که مراسم به این شکل رسمی دربیاید. همه شرط ها را گذاشتیم و نسبت به این که در شانزلیزه پرچم نزنند هم توافق کردیم. به این دلیل که در هر بیست قدم این امکان را به منافقین می دادیم که ابراز وجود کنند و بخواهند پرچم آتش بزنند.
نمی دانم چرا آقای خاتمی فکر می کرد که پرچم نزدن در شانزلیزه توهین آمیز است و از توافق ما خیلی عصبانی شد.

- امیدوار هستید که اصلاح طلب ها در انتخابات رای بیاورند؟

در واقع دروازه هست اما ما بازیکن نداریم. بازیکنان آن طرف هم زیادند.

- کمی هم مظلوم نمایی می کنید. شاید رونالدو ندارید اما بازیکن دارید.

مهم نیست که چند تا بازیکن داری، مهم ترکیب است. مخصوصا که ما ترکیب شناخته شده ای هم نداریم.

- با تمام این تفاسیر، چند درصد امید دارید که اصلاح طلب ها رای بیاورند؟

در اکثریت مجلس امکان رقابت وجود ندارد و اکثریت مجلس، از الان مشخص است.

- پس شما در کمال ناامیدی پیشاپیش خودتان را بازنده بازی می دانید.

بازنده بازی نمی دانیم. تا وقتی که بازی کنیم، خود را برنده می دانیم. ولی امکان بازی وجود ندارد و این از اعداد و ارقام اعلام شده هم مشخص است.

- به نظرتان آقای کروبی دوست داشتنی تر است یا آقای خاتمی؟

اگر این امکان وجود داشت که این دو را در هم ادغام کنند خیلی ترکیب خوبی می شد!

- چه خصوصیاتی از آن ها باید در این ترکیب جدید باشد؟

مثلا اگر همین بحث تایید صلاحیت ها باشد، آقای کروبی چند پرونده را به شورای نگهبان می برد و می گوید که آقا این ها آدم های خوبی هستند، تایید کنید! ولی آقای خاتمی این طور نیست. می رود و یک گفتمان در مورد حقوق انسان باز می کند و این که مشروعیت نظام از مردم است و از این نوع بحث ها. آقای خاتمی باورش نمی شد که در سطوح سیاسی کسی دروغ بگوید ولی آقای کروبی متوجه می شد و متناسب با آن عکس العمل نشان می داد!

- من شنیدم که شما آدم sms بازی هم هستید. یعنی به آدم های سیاسی sms می دهید و sms می گیرید. درست است؟

الزاما نه با آدم های سیاسی.

- آخرین sms که آقای خاتمی برای شما فرستاد، چه بود؟

آقای خاتمی اصلا آدم موبایل بازی نیست فکر نکنم تا به حال sms داده باشد.

- یعنی اصلا موبایل دست نگرفته اند؟

یکی دوبار دیدم که به مناسبت های خاص با موبایل صحبت کرده که فکر نکنم موبایل خودش هم بوده باشد.

- یعنی آقای خاتمی موبایل ندارد؟

اوایل که موبایل آمده بود یکی به ایشان دادند ولی اساسا آقای خاتمی آدم تلفنی نیست.

- یعنی حضوری کارهایش را انجام می دهد.

بله. مثلا گاهی با او کار داشتم، تلفن می کردم و می گفتم. می گفت: خوب بلندشو بیا اینجا ببینم چه می گویی.

- از بین سیاسیون بیشتر چه کسی به شما sms می زند؟

از بین سیاسیون بیشتر من برای دیگران sms می زنم.

- آخرین sms که گرفتید و برای بقیه فرستادید را برای ما بگویید.

(می خندد) در رسانه های جمعی حرف های غیراخلاقی زدن درست نیست!

- چه چیزی از بچگی های تان یادتان هست؟ کارتون محبوب شما کدام بود؟

زورو را دوست داشتم و تنسی تاکسی دو!

- ظاهرا قرار بود یک فیلم بسازید اما بعد دروغ سیزده شد. ماجرا پی بود؟

نه بابا دروغ بود. من در جاده شمال پشت فرمان بودم، یک سری از بچه ها به من زنگ زدند که ما می خواهیم برای شما دروغ سیزده درست کنیم. شما خیلی عصبانی می شوید؟ گفتم نه. در ذهن شان بود که من یک تغار ماست را در محله مان شکسته ام.
گفتم که این یک چیز سبکی است. همان جا به ذهنم زد که دارم یک فیلم می سازم. در اوج جریان ده نمکی بود. گفتند که اسمش را می گذاریم تغار شکسته.

در همان حال که رانندگی می کردم گفتم قشنگ نیست اگر می خواهید به من نسبت بدهید یک چیز سیاسی بگویید، مثلا خواب بی موقع. گفتم اسم آقای کروبی هم می آید و فیلم ساختن من جالب می شود اصلا فکر نمی کردم خبر این سایت که مشهور هم نبود این قدر بپیچد. تلویزیون هم در اخبار بیست و سی اعلام کرده بود.

بعد خانمم آمد و گفت که دختری خیلی اصرار کرده که در فیلم من بازی کند و بعد خانم حکمت زنگ زد که اگر کمکی خواستم به او بگویم!

- حالا اگر قرار باشد واقعا فیلم بسازید از کدام بازیگرها استفاده می کنید؟

من از بچگی با رضا کیانیان دوست بودم و هنوز هم گاهی پیش من می آید و روابط خانوادگی داریم، من هم نوع کار، خانواده و خودش را خیلی دوست دارم.
یکی دیگر هم لابد گلزار است. البته شوخی کردم. بازی رضا عطاران را خیلی دوست دارم. خانم معتمدآریا و البته هستی! من هم که هم سن آقای نصیریان هستم!

- راستی گفتید ده نمکی، شما اخراجی ها را دیدید؟

بله … من فکر می کنم که دوربین را جلوی بچه های با استعداد هنرپیشه گذاشته بودند و آن ها جوک های قدیمی دوران جنگ را نقل می کردند و در مونتاژ یک جوری این ها را به هم وصل کرده بودند.

- یعنی به نظر شما فیلم نبوده؟!

بد نبود… من خیلی معتقد به فیلم های فلسفی نیستم. شاید آدم به سینما برود و بخندد. اتفاقا این فیلم را در اکران خصوصی در اریکه ایرانیان دیدیم که همه در آن حضور داشتند. من و آقای تاج زاده با هم رفته بودیم.

- نظرتان در مورد خود مسعود ده نمکی چیست؟

مسعود ده نمکی یک تاریخچه است. یعنی مسیری است که باید خیلی از آدم های دیگر هم این راه را طی بکنند و می کنند. آدمی که از آتش زدن سینما برسد به ساختن فیلم نشان می دهد حقیقتی در وجودش بوده که او را به این سمت کشانده است.

- داریوش مهرجویی چی؟

فیلم هایش خیلی سنگین و باوقار است. خودشان را تا به حال ندیده ام اما احساس می کنم یه کمی بد اخلاق باشد!

- بگذریم، اگه خیلی پول داشته باشید چه ماشینی سوار می شوید؟

من اگر پول زیادی داشته باشم فکر نمی کنم ماشینی بیشتر از همین پژو پرشیا که سوار می شوم بخرم. تعجب می کنم بعضی ها سرمایه شان را روی ماشین می گذارند! مگر آن که عشق ماشین باشند. چون خیابان و جاده های ایران بیشتر از پژو جواب نمی دهد.

- ماشین شما سیستم صوتی قوی دارد؟

از این اکو و این ها نه … در حدی که داخل ماشین بشنویم بله.

- موسیقی گوش می کنید یا رادیو؟

بیشتر وقت ها موسیقی گوش می کنم.

- چه موسیقی گوش می کنید؟

موسیقی با کلام را خیلی دوست دارم.

- صدای چه خواننده هایی را گوش می کنید؟

هر کسی که ترانه خوب بخواند. گاهی کلام در موسیقی پاپ به هم ریخته می شود، به خصوص در موسیقی های سال های اخیر. من معتقدم که کلام موسیقی باید قشنگ باشد اما گاهی بد به ادبیات لگد می زند.

- خواننده های امروزی را می گویید، مثل کسانی که رپ می خوانند؟

بله … “تف به مرامت عوضی” بامزه است ولی عمر کوتاهی دارد. در بین خواننده هایی که این شعرها را می خواندند شما توجه کنید می بینید که عمر شعرهای قمیشی خیلی بیشتر از بقیه است چون موسیقی اش باوقارتر است.

- پس شما در ماشین تان سیاوش قمیشی گوش می کنید؟

بله.

- از خواننده هایی که ما بتوانیم چاپ کنیم کدام را گوش می کنید؟

یعنی قمیشی را نمی توانید چاپ کنید؟ فکر نمی کنم. من فکر می کنم سر قمیشی داریم خیلی اشتباه می کنیم، چون خواننده ای است که نه تا به حال چیز بدی خوانده و نه صدایش خلاف شرع است، بعد یک سری آدم های دسته دوم و سوم که تقلید می کنند را می آوریم و به عنوان صدای موسیقی مطرح شان می کنیم در حالی که خود قمیشی می تواند در ایران برنامه داشته باشد و کنسرت بگذارد و به کسی هم آسیبی نمی رساند. من این طوری اعتقاد دارم.

- یعنی اگر روزی سیاوش قمیشی بخواهد در ایران کنسرت بگذارد و شما کاری از دست تان بربیاید برایش انجام می دهید؟

حتما انجام می دهم. چون معتقدم که اشکال شرعی ندارد و شعرهایش پرمحتواست. واقعا شعری که راجع به جنگ (ترانه یغما گلرویی) می خواند خیلی خوب است.

من به این دلیل بحث سیاوش قمیشی را مطرح کردم که نام بعضی خواننده ها در ذهن افراد تداعی کننده ابتذال نیست. حتی در مقایسه با خواننده هایی که در داخل ایران می خوانند. خیلی خوب است که زمینه هایی برای شان فراهم شود.

- عجب! … ترجیح می دهم بحث را عوض کنم… شما هر شب خودتان وبلاگ تان را به روز می کنید؟

بله… الان ۴ سال و سه ماه و ۴ روز است که این وبلاگ را به روز می کنم. خیلی کار سختی است. نوشتن آن سخت نیست بلکه سوژه یابی سخت است. درباره یک سوژه می نویسی، بعد آقای خاتمی یک چیزی در مورد آن می گوید. این اواخر می خواستم مطلبی درباره آقای بورقانی بنویسم، نوشتم “تپل ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام” بعد آن را حذف کردم و تپل ترین را کردم “بی خشن ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام”.

این تپل ترین در قسمت مطلب ته تیتر جا ماند و سریع فرستادم روی وبلاگم. فردایش آقای خاتمی به من گفتند که این تپل ترین تعبیر بدی است. یعنی این قدر آدم باید در جمله بندی دقت کند.

- چه ساعتی وبلاگ تان را به روز می کنید؟

بین ساعت چهار و نیم تا پنج آن را به روز می کنم و یا در آن عکس می زنم.

- با همین موبایل عکس می گیرید؟

گاهی با این موبایل عکس می گیرم و گاهی هم با یک دوربین از این دیجیتال ها که در جیبم دارم.

- ما دو صفحه به نام لنز داریم که فقط عکس چاپ می کنیم می خواهید این شماره از عکس های شما در آن استفاده کنیم؟

بله موافقم.

- خانه تکانی را شروع کرده اید؟

نه چون خیلی درگیر مرگ و میر بودیم. همسر شهید هاشمی نژاد که عمه ام هم بود فوت کرد و رفتیم مشهد. برگشتیم تهران آقای توسلی فوت کرد. من و دختر کوچکم چهارشنبه از مشهد برگشتیم، همسرم در مشهد مانده بود. آقای توسلی به خانه ما آمد و تا ساعت ۱۲ بحث کردیم. آقای موسوی لاری هم آمد. آقای توسلی همین سخنرانی آخرش را برای ما خواند. سخنرانی مفصلی بود. خدا رحمتش کند…

- حالا اگر خانه تکانی شروع شد، کمک می کنید؟

دخترهام شروع کردند. یک خانمی هم در این ایام به کمک ما می آمد. وقتی دید ما گرفتاریم به خانه دخترهایم رفته و کار آن ها را شروع کرده. هنوز نوبت خانه تکانی ما نشده.

- بالاخره کمک می کنید یا نه؟

می ترسم بیفتم! بیشتر بخش های الکترونیک اش مثل جابه جایی تلویزیون! (خنده)

- پس جابه جایی تلویزیون جزو بخش الکترونیک است؟

بله دیگر… جابه جایی وایرلس، فیش ها و …. (خنده)

- من چند تا اسم عرض می کنم شما نظرتان را بفرمایید.

خواهش می کنم.

- دکتر احمدی نژاد

بیشتر از آن چیز که هست تلاش می کند معروف باشد. ضمن این که آقای احمدی نژاد خیلی خوب می توانست از فرصتی که به دست آورده استفاده کند.

- اگر آقای احمدی نژاد از شما دعوت کند که وزیر ایشان بشوید، کدام یک از وزارتخانه ها را انتخاب می کنید؟

ایشان دعوت نمی کند.

- حالا شما فرض کنید که دعوت تان کرده است.

در آن صورت من قبول نمی کنم.

- سید محمد خاتمی

مهم ترین کاری که کرد این بود که مردم را با حقوق خودشان آشنا کرد. حالا حتی اگر حقوق مردم به آن ها داده نشود می دانند که حقوق شان چیست.

- آقای کروبی

ضمن اینکه از ناحیه گردن خیلی تواضع دارند ولی برای مشکلات جریان اصلاح طلب خیلی زحمت کشیده ه نمی توان آن را نادیده گرفت البته این زحمت همراه با شجاعتی است که از قبل از انقلاب در وجودش مانده است.

- حداد عادل

قبل از آن که مزه این جور ریاست های عالیه را بکشد خیلی نیروی خوبی برای ایران بود. فرهنگ و زبان و ادبیات و مسایل فرهنگی کشور را خیلی خوب پاس می داشت. کاش می توانست که یک آدم فرهنگی باقی بماند.

- آقای عماد افروغ

با ایشان خیلی آشنا نیستم. یکی دو بار هم صحبت های شان را شنیده ام که چیزی نفهمیدم.

- آقای ضرغامی

آدم خوبی است که به تلویزیون توجه دارد و در سینما هم که بود این گونه بود. آقای لاریجانی از پنجره رادیو و تلویزیون به سیاست کار داشت اما آقای ضرغامی به تلویزیون و رادیو به عنوان دیده شدن و شنیده شدن توجه دارد که این نکته مثبتی است. حتی اگر اختلافات سیاسی خیلی شدید هم با هم داشته باشیم.

- نیکی کریمی

نیکی و پرسش؟!

- محسن مخملباف

محسن مخملباف گم شده. یعنی هم از نظر فیزیکال گم شده و هم از نظر هنری. من یک مدتی با ایشان دوست بودم اگر پیدا شود و خودش را هم پیدا کند، شخصیت نادری است برای وادی هنر.

- جرج دبیلو بوش

اون هم آبرویی برای کشور خودش باقی نگذاشت.

- هاشمی رفسنجانی

نمی دانم در ذهن شان ثروت مهم تر است یا قدرت!

- میر حسین موسوی

آدم دوست داشتنی است ولی کاش این امکان را می داد که از وجودش برای کشور بیشتر استفاده شود.

- ممنونم، خسته نباشید. ” آدرس وبلاگ ابطحی “”

نوشته شده توسط در 13:42 |  لینک ثابت   • 

شنبه سی و یکم فروردین 1387

بابا دست از سر این جیگرا بردارید دیگه

برخورد با بدحجابی میدان هفت تیر
 به نقل ازسایت میدان زنان عصر روز یکشنبه، ۲۵ فروردین، ماموران یکی از گشت های ارشاد منطقه میدان هفتم تیر تهران، در کنار کنترل پوشش زنان و دختران رهگذر، ماموریت دیگری هم داشتند، آن هم بازرسی و تفتیش ساک های خرید زنان بود. حدود ساعت ۶ بعد از ظهر روز یکشنبه هر زنی که برای خرید به یکی از فروشگاه های پوشاک منطقه مراجعه و از آن لباسی خریداری می کرد، بلافاصله پس از خروج از مغازه باید آن را به ماموران پلیسی که مقابل در فروشگاه ایستاده بودند تحویل و در مورد خرید هر یک از لباس هایی که از نگاه زنان پلیس «خارج از عرف» بود توضیح می داد.

به گفته یکی از شاهدان، ماموران پلیس با خارج کردن خریدهای شخصی زنان از کیسه ها و نمایش آن مقابل چشم های دیگر رهگذران با بررسی رنگ، مدل و طرح لباس ها زنان را «ارشاد» می کردند. فاجعه آنجا است که به دلیل کمبود ماموران پلیس زن برای بررسی همه خریدهای زنان در آن منطقه، ماموران پلیس مرد به کمک همکاران خود شتافتند و با قرار دادن زنان در صفی منظم آنها را دقایقی طولانی معطل می کردند تا ساک های خریدشان توسط ماموران زن مورد بررسی قرار گیرد. در غیر اینصورت اجازه تردد به آنها داده نمی شد!

شهروندان متعجب از این رفتار پلیس، بارها از ماموران پرسیدند:«اگر از نگاه شما ارائه اینگونه لباس ها خلاف است چرا با فروشندگان آنها برخورد نمی کنید؟» اما آنها هربار در کمال آرامش پاسخ دادند: «برخورد با فروشندگان وظیفه این یگان نیست»!

خبر آنچنان عجیب است که در کنار شهروندان حاضر در منطقه و احتمالا دیگر خوانندگان این خبررییس اطلاع رسانی نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز با ناباوری نسبت به اتفاق پیش آمده اظهار نظر کند.
پاسار احمد درخشنده عصر روز دوشنبه ابتدا این موضوع را قویا تکذیب کرد، اما وقتی خبرنگار حاضر در محل مشاهدات خود را روایت کرد به سرعت گفت:« این تخلف آشكار ماموران گشت ارشاد است چون وظیفه آنها صرفا تذكر دادن است».

او هم، برخورد با لباس های نامناسب را وظیفه اداره اماکن نیروی انتظامی دانست ، اما برخلاف تاکید ماموران گشت ارشاد گفت:«اگر لباسي نامناسب و يا غيراسلامي هم وجود داشته باشد،‌بايد به متصدي فروش آن تذكر داده شود،‌البته آن هم وظيفه ماموران گشت هاي ارشاد نيست»

به گفته درخشنده«كنترل عرضه پوشاك مناسب برعهده ماموران اداره اماكن است كه اين طرح هم در حال پيگيري است». با این مقدمه است که او به سرعت نسبت به برخورد این ماموران واکنش نشان داد:«تفتیش خرید شهروندان تخلف ماموران گشت ارشاد منطقه بوده و حتما موضوع پيگيري مي شود».

در این شرایط بود که رییس اطلاع رسانی نیری انتظامی تهران بزرگ به شهروندان توصیه کرد:« به محض مواجهه با تغيير نحوه برخورد ماموران گشت هاي ارشاد موضوع را به ۱۹۷ اطلاع دهند تا هرچه سريعتر از ادامه تخلف جلوگيري شود».البته او راه حل ديگري را هم پيشنهاد كرد :«اگر شهروندان امكان برقراري تماس تلفني با مركز ۱۹۷ را نداشتند مي توانند با مراجعه به فرمانده يگان حاضر در منطقه تخلف مامور را گزارش دهند». رييس مركز اطلاع رساني اما به اين موضوع پاسخ نداد كه ماموران گشت هاي ارشاد چگونه بدون دستور فرمانده اجازه برخورد با شهروندان را بدست می آورند، آنهم به طوریکه فرمانده حاضر در محل از آن غافل می شود!

به هرحال برخود ماموران یکی از  گشت ارشاد منطقه هفت تیر    تهران، آنقدر عجیب و غیرقابل تصور بود که محمود سالارکیا، معاون انتظامی دادستان تهران را هم متعجب کند:« مگر می شود که نسبت به لباس خصوصی افراد نظر داد و آن را در مقابل چشمان نامحرمان نمایش داد، اگر اینگونه است، پس همه شهروندان مجرم هستند! موضوع پوشش و خريد آنچه را كه زنان مسلمان ايراني به آن احتياج دارد،‌مساله اي خصوصي است و هيچ فرد و گروهي حق اظهار نظر در آن را ندارد چه برسد به آنكه ماموران نيروي انتظامي آنچه كه مردم خريده اند را تفتيش و بازرسي كنند».

او سپس این جمله خود را کاملتر کرد و گفت:« تا زمانيكه پوشش شهروندان (زنان) در جامعه در معرض ديد عمومي و نا محرم قرار نگيرد،‌استفاده از انواع لباس ها در مدل ها و رنگ های مختلف ممنوعيت ندارد و رفتار ماموران براي پرس و جو از شهروندان كاملا خلاف قانون و تجاوز به حريم خصوصي افراد است».
سالاركيا با اشاره به صراحت قانون در مورد حريم خصوصي گفت:« تفتيش وسايل شهروندان تنها در مناطق امنيتي همچون فرودگاه ها و يا مراجع قضايي و انتظامي مجاز است، البته آن هم فقط جست و جو در موارد مشكوك و تفتيش ابزار خطرناك».

با این گفته معاون دادستان انگار باید نتیجه گرفت، ماموران این گشت ارشاد که به گفته شاهدان عینی از ماموران بسیجی کمک کننده به نیروهای انتظامی بودند، اشتباه به این میدان هفتم تیر تهران اعزام شده بودند، میدانی که پیش از این بارها صحنه برخوردهای ناخوشایند و به قول مقامات انتظامی «نامتعارف» بوده است!


نوشته شده توسط در 16:31 |  لینک ثابت   • 

شنبه سی و یکم فروردین 1387

به به آقا پلیس زرنگ با دزدا خوب می جنگه . (البته زیر پتو)

The image “http://64.40.99.49/Multimedia%5Cpics%5C1386%5C12%5CSocial%5C58.JPG” cannot be displayed, because it contains errors.
عکسی از مراسم تودیع سردار . سردار به قید وثیقه آزاد است .

به گزارشاراک سیتی به نقل از سایت فرارو :
وی که فرمانده نیروی انتظامی یکی از استان های بزرگ کشور بود، پس از هوشیاری اطلاعات نیروی انتظامی و مراقبت های ویژه، در حین ارتکاب اعمال خلاف بازداشت شد. مشارالیه، بسیاری از مدارک مربوط به جرائمش را که به دست  قاضی پرونده رسیده، خود در طول زمان به دست خویش فراهم آورده است!
فیلم برداری و ضبط صدا از صحنه های ارتکاب اعمال شنیع منافی عفت، از جمله این مدارک است که به حدود شصت ساعت می رسد.

سوء استفاده از قدرت و موقعیت انتظامی برای هوسرانی های نامشروع معمول و غیر متعارف، از جمله اتهامات این فرمانده دستگیر شده است.

بررسی ها حاکی از آن است که وی پیش از این در شهرهای دیگری که فرمانده انتظامی بوده نیز دارای سوابق سوء بوده است
 این قصه سر دراز دارد . اگه خواستید تا تهش برید یک سری به ادامه مطلب بزنید .......


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 16:11 |  لینک ثابت   • 

جمعه سی ام فروردین 1387

سلامتی محمود...

کنفرانس خبری  نور چشمی احمدی نژاد برگزار شد
 
پول آب را باید بدهیم،

 پول برق جدا

پول رایحه را هم

باید بدهیم، جدا!

 

 
واین هم برای جلوگیری از به لجن کشیده شدن

 
جزیره فوق العاده زیبای کیش

 
 
اگه مدیر این منطقه هم مثل همه مدیر عاملان شرکت های مختلف

 
ایران عوض بشه و یکی از جنس احمدی نژاد بشینه باید قید کیش و

 
بزنیم...
 

 


اخبار از لغو غیرمنتظره سخنرانی زاهدی در دانشگاه پیام نور در سفر هفته پيش دولت به
 
مشهد حکایت دارد.


 
خوب شد که نرفت، اگر ستاره دار می شد تو کابینه هم راهش نمی دادند.
 

 
هیلاری کیلینتون : سلامتی محمود نه به خاطر خودش بلکه به خاطر

 
بمبش!
 
 

 
 
تابلوی راهنمای گردشگران در بیرجند
 
 
البته انقدر روش یادگاری نوشتن که دیگه خدا به داد خود اثار باستانی
 
ها برسه
 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:42 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386

مهرداد بذر پاش( داماد احمدی ، وزیر اموزش و

 

پس از انتصاب شدن مهرداد ۲۹ ساله که داماد وزیر اموزش و پرورش هست و تا

پارسال رییس یک فرهنگسرای ساده بوده و بعد پارس خودرو و الان سایپا و اینده ای

نه چندان دور وزیر صنایع مقاله ای در سایت عصر ایران در این رابطه به چاپ رسید

که من اونو براتون گذاشتم.بعد از انتشار این مقاله جنجالی که حرف حق زده / بذرپاش از

این سایت رسمی کشور شکایت کرده و خواستار پلمپ دفتر این سایت رو شده.

 

تصویر مهرداد بذرپاش پس از خواندن این مقاله

 

 
 
 
مهرداد عزیزم سلام

 
 
پیش از همه چیز عذر می خواهم که نشد به موقع مسئولیت جدیدت در سایپا را تبریک بگویم.
 
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم که به مدیرعاملی این شرکت خودروسازی منصوب شده ای اما
 
متاسفانه خیلی گرفتارِ جور کردن مدارک برای گرفتن وام پنج میلیون تومانی مسکن بودم و نشد
 
که به موقع تبریک عرض کنم. ان شالله در مسئولیت بعدی ات جبران می کنم و مطمئن هستم تا
 
آن موقع زمان زیادی نمانده است.

 
اگر در مدت کوتاهی تو توانسته ای از مدیریت فرهنگسرای خاوران به مدیریت شرکت120
 
میلیارد تومانیِ پارس خودرو برسی و بعد در آنجا آنقدر شایستگی نشان بدهی که یک سال بعد به
 
مدیریت شرکت 940 میلیارد تومانی سایپا برسی، قطعا در اینجا هم متوقف نخواهی ماند و با
 
همین سرعت، بعد از یک سال به وزارت و بعد از دو سال به ریاست جمهوری خواهی رسید.
 
بالاخره در این بین حتما وام مسکن من هم جور می شود و سرم خلوت تر می شود و می توانم
 
به محض انتصابت به سمت جدید، تبریک عرض کنم.

 

 

مهرداد جان

به نظر من تو باعث افتخار و سربلندی ما ایرانی ها هستی و اسمت در کنار جناب دکتر احمدی

نژاد تا ابد در تاریخ خواهد ماند.

تو مجسمه لیاقت و اعتماد به نفس هستی و وجود ارزشمند تو، تفسیر عبارت "هنر نزد ایرانیان

است و بس" است. والا در هیچ کجای دنیا، حتی در همان آمریکای جنایتکار هم هیچوقت یک

جوان 29 ساله مدیر عامل بزرگترین کارخانه خودروسازی کشور نمی شود، تازه اگر هم بشود

حتما نبوغ خاصی داشته و تحصیل کرده آن رشته بود و از نوجوانی در آنجا کارورزی کرده.

ولی مگر اینها هنر است؟

اگر راست می گویند یکی را نشان بدهند که طی دوسال از مدیریت یک آمفی تئاتر یا گالری

هنری، به ریاست کمپانی خودروسازی عظیمی رسیده باشد! من در این زمینه تحقیق کرده ام و به

این عبارتِ عرفانی-هندلی رسیده ام: گشتم نبود، نگرد نیست! آری به راستی که هنر بعضی نزد

ایرانیان است و بس.

 

 

مهرداد عزیزم

به نظر من به خاطر همین حس اعتماد به نفس و غروری که تو به همه ما داده ای جا دارد که هر

روز از تو تشکر کنیم، اما من برای قدردانی از تو دلایل دیگری هم دارم.

مثلا همین چند روز پیش بود که در جایی با جمعی از دوستان نشسته بودیم و به قاعده این دو سه

سال در مدح جناب احمدی نژاد حرف می زدیم که یکی از دوستان در وصف شایسته سالاری

رئیس جمهور محبوب و مردمی مان گفت که خواهرزاده دکتر احمدی نژاد سالهاست که در

آموزش و پرورش به صورت حق التدریسی مشغول کار است، اما با وجود اینکه حقش رسمی

شدن است، اما جرات ابراز این خواسته کوچک به دایی محمود خود را ندارد.

البته قاعدتاً این دوست ما به چشم خودش این مساله را ندیده بود و بنا به رسم، از راوی موثقی

شنیده بود، اما آنچه مهم بود این بود که همه ما حظ وافری بردیم و "احسنت... احسنت" بلندی

گفتیم و یاد خاطرات و روایات مشابه از راویان موثق مشابه درباره شایسته سالاری این دولت و

پارتی بازی و باند بازی دولت های قبلی افتادیم.

بدتر از کفر ابلیس این است که آدم در چنین جاهایی کم بیاورد و من داشتم ضایع می شدم، چون

تمام چیزهایی که بلد بودم را قبلی ها تعریف کردند. در چنین مواقعی همیشه تو دوست عزیزم به

کمک من می آیی و من این بار هم با نام بردن از تو و مسئولیت هایت، ثابت کردم که آقای

احمدی نژاد،در پی میدان دادن به جوان هاست.

 

در چنین مواقعی تو برای من در حکم عطیه ای آسمانی را داری و من می توانم درباره

موضوعات مختلفی، از همین شایسته سالاری و جوانگرایی دولت، تا اثبات شایستگی جوان

ایرانی و اعتماد به نفس و خلاصه هرچه که لازم باشد سخنرانی کنم.

 

 

مهردادکم

هرگز فراموش نمی کنم که بعد از انتخاب آقای احمدی نژاد به شهرداری، ایشان به خاطر اینکه

جوان شایسته ای چون تو دستش جایی بند باشد و بتواند در خدمت اسلام و نظام باشد و ضمنا

راننده هم داشته باشد، تو را به سمت رئیس گروه مشاوران جوان شهرداری منصوب کرد، اما

بعد که به ایشان خبر دادند چنین جایی در مجموعه شهرداری وجود ندارد، در طی چند دقیقه آن

را تشکیل داد تا تو، رئیس جایی که نیست نباشی و به همراه آن یک حکم ریاست فرهنگسرای

خاوران را هم به دستت داد تا بعد از ظهرها هم سرت گرم باشد. و تمام اینها وقتی بود که تو فقط

25 سال سن داشتی. اما بعدا که دکتر احمدی نژاد به کاخ ریاست جمهوری رفت و تو را هم به

سمت رئیس گروه مشاوران ریاست جمهوری منصوب کرد، شهردار بعدی نتوانست جوانی به

شایستگی تو پیدا و بعد از مدتی به بهانه اینکه دم و دستگاه گروه مشاوران جوان برای شهرداران

تهران اضافی و موجب خرج تراشی بیهوده است، آن را منحل کرد. و خدا لعنت کند همه

عمرسعدهای تاریخ را!

 
 
 
مهرداد جان

بگذار حسودها و بدخواهان هرچه می خواهند بگویند، ولی همانطور که در ماجرای انتخابات
 
شورای شهر سوم تهران، آقای رامین عزیمان تاکید کرد، تو «اسامه بن زید» ما هستی، رای
 
نیاوردنت هم مهم نیست؛ لشکر اسلام بدست توست و آن کسی که تو را منصوب می کند حتما
 
بهتر خیر صلاح تو و خودش و امت را می داند. و چه پاسخی برای آنهایی که تو را برای ورود
 
به شورای شهر مناسب ندیدند بهتر از اینکه فقط چند ماه بعد از اینکه برای شورا انتخاب نشدی،
 
و در حالیکه حتی یک روز هم سابقه کار در مدیریت صنعتی و خودروسازی نداشتی به ریاست
 
سودآورترین شرکت خودروسازی ایران منصوب شدی؟

با کمترین تعقلی می توان فهمید که وقتی مهرداد 28 سالهء ما به جای مدیری تکیه می زند که
 
پارس خوروی ورشکسته را به وضعیتی رسانده بود که در سال صدهزار خودرو تولید می کرد،
 
پس قعطا بهتر و قابلتر از مدیر قبلی بوده است.

 

حالا هم که به ریاست شرکت سایپا رسیده ای، به نظرم حق تو را خورده اند. چرا که وقتی تو

آنقدر هوش و استعداد و ایمان و از همه مهمتر اعتماد به نفس داشته ای که در سایه عنایات خدا و

دکتر احمدی نژاد بدون هیچ سابقه ای به مدیریت پارس خودرو برسی، الان که یک سال هم

سابقه کار داری و سنت هم بیشتر شده، باید دست کم وزیر صنایع می شدی. ولی می دانم که این

جیفه دنیا برای تو مهم نیست و تازه وزارت هم دست علی اکبرجان محرابیان خودتان است؛

اشکالی ندارد، قطعا جای دوری نمی رود.

 
 
مهرداد، دلبندم

به پدرزن عزیزت، آقای احمدی، رئیس دانشگاه پیام نور و سرپرست وزارت آموزش و پرورش
 
سلام برسان. ما دعا می کنیم که ایشان هرچه سریعتر وزیر آموزش و پرورش بشوند تا ان شالله
 
این دولت مهرورز و عدالت گستر و شایسته سالار، به کوری چشم تمام آنهایی که اهل پارتی
 
بازی و فامیل سالاری و انحصار و تقسیم غنائم هستند، منسجم تر و یکدست تر شود. راستی یادم
 
رفت برای صدور مجوز روزنامه «وطن امروز» که تازگی به اسمت صادر شد بهت تبریک
 
بگم. خدا تو را حفظ کنه. چشم بد از تو دور بشه الهی... چشم حسودا کور بشه الهی...
 
 
 

از: فارو
به: برادر جعفر، مدیر سایت عصر ایران

با سلام

 
نامه و عکس فوق چند روز پیش و به طور اتفاقی به دست من رسید. به این ترتیب که صبح زود
 
که داشتم برای گرفتن نان به سر کوچه می رفتم، ازدحام زیادی را در صف بانک مشاهده کردم.
 
صف مربوط به متقاضیان وام 5 میلیون تومانی بود که معمولا چند ساعت قبل از باز شدن بانک
 
با مدارک در صف می ایستند و بعد از باز شدن بانک متوجه می شوند که باید روز دیگری
 
مراجعه کنند.

 

در میانه صف مردی که این نامه را در دست داشت، عکسی از برادر مهرداد بذرپاش را روی

لب هایش چسبانده بود و اشعاری در وصف ایشان را می خواند و اشک می ریخت. بلافاصله با

حضور برادران نیروی انتظامی و به جرم اخلال در نظم عمومی و خواندن ترانه های مستهجن،

فرد مورد نظر اعمال قانون، در معیت برادران به کلانتری ناحیه راهنمایی شد.

 
در هنگام ارشاد متهم، نامه و عکس از دست وی افتاد که به نظرم رسید از آنجائیکه حمایت از
 
دولت خدمت گزار و شایسته سالار در دستور کار سایت قرار گرفته است، شاید برای انتشار در
 
سایت مناسب باشد. ضمنا حاضرین در صف می گفتند که فرد مذکور مدعی بوده که تا همین چند
 
سال پیش با مهرداد مذکور تیله بازی می کرده و فعلا روزنامه نگار بیکار است و از این جهت
 
بعید نیست که دارای اختلال مشاعر باش
 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:18 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386

مهرداد بذر پاش( داماد احمدی ، وزیر اموزش و

 

پس از انتصاب شدن مهرداد ۲۹ ساله که داماد وزیر اموزش و پرورش هست و تا

پارسال رییس یک فرهنگسرای ساده بوده و بعد پارس خودرو و الان سایپا و اینده ای

نه چندان دور وزیر صنایع مقاله ای در سایت عصر ایران در این رابطه به چاپ رسید

که من اونو براتون گذاشتم.بعد از انتشار این مقاله جنجالی که حرف حق زده / بذرپاش از

این سایت رسمی کشور شکایت کرده و خواستار پلمپ دفتر این سایت رو شده.

 

تصویر مهرداد بذرپاش پس از خواندن این مقاله

 

 
 
 
مهرداد عزیزم سلام

 
 
پیش از همه چیز عذر می خواهم که نشد به موقع مسئولیت جدیدت در سایپا را تبریک بگویم.
 
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم که به مدیرعاملی این شرکت خودروسازی منصوب شده ای اما
 
متاسفانه خیلی گرفتارِ جور کردن مدارک برای گرفتن وام پنج میلیون تومانی مسکن بودم و نشد
 
که به موقع تبریک عرض کنم. ان شالله در مسئولیت بعدی ات جبران می کنم و مطمئن هستم تا
 
آن موقع زمان زیادی نمانده است.

 
اگر در مدت کوتاهی تو توانسته ای از مدیریت فرهنگسرای خاوران به مدیریت شرکت120
 
میلیارد تومانیِ پارس خودرو برسی و بعد در آنجا آنقدر شایستگی نشان بدهی که یک سال بعد به
 
مدیریت شرکت 940 میلیارد تومانی سایپا برسی، قطعا در اینجا هم متوقف نخواهی ماند و با
 
همین سرعت، بعد از یک سال به وزارت و بعد از دو سال به ریاست جمهوری خواهی رسید.
 
بالاخره در این بین حتما وام مسکن من هم جور می شود و سرم خلوت تر می شود و می توانم
 
به محض انتصابت به سمت جدید، تبریک عرض کنم.

 

 

مهرداد جان

به نظر من تو باعث افتخار و سربلندی ما ایرانی ها هستی و اسمت در کنار جناب دکتر احمدی

نژاد تا ابد در تاریخ خواهد ماند.

تو مجسمه لیاقت و اعتماد به نفس هستی و وجود ارزشمند تو، تفسیر عبارت "هنر نزد ایرانیان

است و بس" است. والا در هیچ کجای دنیا، حتی در همان آمریکای جنایتکار هم هیچوقت یک

جوان 29 ساله مدیر عامل بزرگترین کارخانه خودروسازی کشور نمی شود، تازه اگر هم بشود

حتما نبوغ خاصی داشته و تحصیل کرده آن رشته بود و از نوجوانی در آنجا کارورزی کرده.

ولی مگر اینها هنر است؟

اگر راست می گویند یکی را نشان بدهند که طی دوسال از مدیریت یک آمفی تئاتر یا گالری

هنری، به ریاست کمپانی خودروسازی عظیمی رسیده باشد! من در این زمینه تحقیق کرده ام و به

این عبارتِ عرفانی-هندلی رسیده ام: گشتم نبود، نگرد نیست! آری به راستی که هنر بعضی نزد

ایرانیان است و بس.

 

 

مهرداد عزیزم

به نظر من به خاطر همین حس اعتماد به نفس و غروری که تو به همه ما داده ای جا دارد که هر

روز از تو تشکر کنیم، اما من برای قدردانی از تو دلایل دیگری هم دارم.

مثلا همین چند روز پیش بود که در جایی با جمعی از دوستان نشسته بودیم و به قاعده این دو سه

سال در مدح جناب احمدی نژاد حرف می زدیم که یکی از دوستان در وصف شایسته سالاری

رئیس جمهور محبوب و مردمی مان گفت که خواهرزاده دکتر احمدی نژاد سالهاست که در

آموزش و پرورش به صورت حق التدریسی مشغول کار است، اما با وجود اینکه حقش رسمی

شدن است، اما جرات ابراز این خواسته کوچک به دایی محمود خود را ندارد.

البته قاعدتاً این دوست ما به چشم خودش این مساله را ندیده بود و بنا به رسم، از راوی موثقی

شنیده بود، اما آنچه مهم بود این بود که همه ما حظ وافری بردیم و "احسنت... احسنت" بلندی

گفتیم و یاد خاطرات و روایات مشابه از راویان موثق مشابه درباره شایسته سالاری این دولت و

پارتی بازی و باند بازی دولت های قبلی افتادیم.

بدتر از کفر ابلیس این است که آدم در چنین جاهایی کم بیاورد و من داشتم ضایع می شدم، چون

تمام چیزهایی که بلد بودم را قبلی ها تعریف کردند. در چنین مواقعی همیشه تو دوست عزیزم به

کمک من می آیی و من این بار هم با نام بردن از تو و مسئولیت هایت، ثابت کردم که آقای

احمدی نژاد،در پی میدان دادن به جوان هاست.

 

در چنین مواقعی تو برای من در حکم عطیه ای آسمانی را داری و من می توانم درباره

موضوعات مختلفی، از همین شایسته سالاری و جوانگرایی دولت، تا اثبات شایستگی جوان

ایرانی و اعتماد به نفس و خلاصه هرچه که لازم باشد سخنرانی کنم.

 

 

مهردادکم

هرگز فراموش نمی کنم که بعد از انتخاب آقای احمدی نژاد به شهرداری، ایشان به خاطر اینکه

جوان شایسته ای چون تو دستش جایی بند باشد و بتواند در خدمت اسلام و نظام باشد و ضمنا

راننده هم داشته باشد، تو را به سمت رئیس گروه مشاوران جوان شهرداری منصوب کرد، اما

بعد که به ایشان خبر دادند چنین جایی در مجموعه شهرداری وجود ندارد، در طی چند دقیقه آن

را تشکیل داد تا تو، رئیس جایی که نیست نباشی و به همراه آن یک حکم ریاست فرهنگسرای

خاوران را هم به دستت داد تا بعد از ظهرها هم سرت گرم باشد. و تمام اینها وقتی بود که تو فقط

25 سال سن داشتی. اما بعدا که دکتر احمدی نژاد به کاخ ریاست جمهوری رفت و تو را هم به

سمت رئیس گروه مشاوران ریاست جمهوری منصوب کرد، شهردار بعدی نتوانست جوانی به

شایستگی تو پیدا و بعد از مدتی به بهانه اینکه دم و دستگاه گروه مشاوران جوان برای شهرداران

تهران اضافی و موجب خرج تراشی بیهوده است، آن را منحل کرد. و خدا لعنت کند همه

عمرسعدهای تاریخ را!

 
 
 
مهرداد جان

بگذار حسودها و بدخواهان هرچه می خواهند بگویند، ولی همانطور که در ماجرای انتخابات
 
شورای شهر سوم تهران، آقای رامین عزیمان تاکید کرد، تو «اسامه بن زید» ما هستی، رای
 
نیاوردنت هم مهم نیست؛ لشکر اسلام بدست توست و آن کسی که تو را منصوب می کند حتما
 
بهتر خیر صلاح تو و خودش و امت را می داند. و چه پاسخی برای آنهایی که تو را برای ورود
 
به شورای شهر مناسب ندیدند بهتر از اینکه فقط چند ماه بعد از اینکه برای شورا انتخاب نشدی،
 
و در حالیکه حتی یک روز هم سابقه کار در مدیریت صنعتی و خودروسازی نداشتی به ریاست
 
سودآورترین شرکت خودروسازی ایران منصوب شدی؟

با کمترین تعقلی می توان فهمید که وقتی مهرداد 28 سالهء ما به جای مدیری تکیه می زند که
 
پارس خوروی ورشکسته را به وضعیتی رسانده بود که در سال صدهزار خودرو تولید می کرد،
 
پس قعطا بهتر و قابلتر از مدیر قبلی بوده است.

 

حالا هم که به ریاست شرکت سایپا رسیده ای، به نظرم حق تو را خورده اند. چرا که وقتی تو

آنقدر هوش و استعداد و ایمان و از همه مهمتر اعتماد به نفس داشته ای که در سایه عنایات خدا و

دکتر احمدی نژاد بدون هیچ سابقه ای به مدیریت پارس خودرو برسی، الان که یک سال هم

سابقه کار داری و سنت هم بیشتر شده، باید دست کم وزیر صنایع می شدی. ولی می دانم که این

جیفه دنیا برای تو مهم نیست و تازه وزارت هم دست علی اکبرجان محرابیان خودتان است؛

اشکالی ندارد، قطعا جای دوری نمی رود.

 
 
مهرداد، دلبندم

به پدرزن عزیزت، آقای احمدی، رئیس دانشگاه پیام نور و سرپرست وزارت آموزش و پرورش
 
سلام برسان. ما دعا می کنیم که ایشان هرچه سریعتر وزیر آموزش و پرورش بشوند تا ان شالله
 
این دولت مهرورز و عدالت گستر و شایسته سالار، به کوری چشم تمام آنهایی که اهل پارتی
 
بازی و فامیل سالاری و انحصار و تقسیم غنائم هستند، منسجم تر و یکدست تر شود. راستی یادم
 
رفت برای صدور مجوز روزنامه «وطن امروز» که تازگی به اسمت صادر شد بهت تبریک
 
بگم. خدا تو را حفظ کنه. چشم بد از تو دور بشه الهی... چشم حسودا کور بشه الهی...
 
 
 

از: فارو
به: برادر جعفر، مدیر سایت عصر ایران

با سلام

 
نامه و عکس فوق چند روز پیش و به طور اتفاقی به دست من رسید. به این ترتیب که صبح زود
 
که داشتم برای گرفتن نان به سر کوچه می رفتم، ازدحام زیادی را در صف بانک مشاهده کردم.
 
صف مربوط به متقاضیان وام 5 میلیون تومانی بود که معمولا چند ساعت قبل از باز شدن بانک
 
با مدارک در صف می ایستند و بعد از باز شدن بانک متوجه می شوند که باید روز دیگری
 
مراجعه کنند.

 

در میانه صف مردی که این نامه را در دست داشت، عکسی از برادر مهرداد بذرپاش را روی

لب هایش چسبانده بود و اشعاری در وصف ایشان را می خواند و اشک می ریخت. بلافاصله با

حضور برادران نیروی انتظامی و به جرم اخلال در نظم عمومی و خواندن ترانه های مستهجن،

فرد مورد نظر اعمال قانون، در معیت برادران به کلانتری ناحیه راهنمایی شد.

 
در هنگام ارشاد متهم، نامه و عکس از دست وی افتاد که به نظرم رسید از آنجائیکه حمایت از
 
دولت خدمت گزار و شایسته سالار در دستور کار سایت قرار گرفته است، شاید برای انتشار در
 
سایت مناسب باشد. ضمنا حاضرین در صف می گفتند که فرد مذکور مدعی بوده که تا همین چند
 
سال پیش با مهرداد مذکور تیله بازی می کرده و فعلا روزنامه نگار بیکار است و از این جهت
 
بعید نیست که دارای اختلال مشاعر باش
 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:17 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386

مجاهدین = منافقین

مستند افشاگرانه  

مستند افشاگرانه

مجموعه «گرگ‌ها» یك اتفاق ارزشمند در حوزه مستندهای سیاسی به شمار می‌آید؛ مستندی افشاگرانه با سندهای تصویری بكر و درجه اول از خیانت‌هایی كه البته همه آن را می‌دانستیم، اما مستند گرگ‌ها با تصاویر منحصر به فردش ابعاد تازه‌ای از این خیانت‌ها را باز می‌كند

 

هفته گذشته سیمای جمهوری اسلامی ، مستندی را تحت عنوان «گرگ‌ها» روی آنتن برد كه در بردارنده نكات جالب توجهی بود. این مستند براساس فیلم‌ها و اسنادی كه در جریان سقوط رژیم صدام كشف شده، ساخته شده است.

 فیلم‌هایی كه توسط استخبارات عراق فیلمبرداری شده و در آن اسناد درجه اولی از مذاكرات و خیانت‌های گروهك منافقین به چشم می‌خورد. مذاكرات مسعود رجوی سركرده گروهك منافقین با صدام حسین در سال‌های جنگ تحمیلی و جاسوسی‌های رهبران سازمان در زمان جنگ مهمترین فرازهای این مستند را تشكیل می‌دهند.

مجموعه مستند«گرگ‌ها» كه در قالب 4قسمت 30الی 35دقیقه‌ای روی آنتن رفت یكی از پربیننده‌ترین و بحث برانگیزترین مجموعه‌های سیما در ماه‌های اخیر به شمار می‌آید. مستندی افشاگرانه كه به واسطه تصاویر اسنادی قابل توجه‌اش، از جنبه‌های مختلف می‌تواند مورد بررسی قرار بگیرد.

 

مستند سیاسی یكی از مهمترین گونه‌های سینمای مستند است. فیلمسازان بسیاری در طول دوره‌های مختلف تاریخی، درباره موضوعات سیاسی فیلم مستند ساخته‌اند. نكته جالب توجه انبوه تصاویر مستندی است كه از رخدادهای مهم تاریخ معاصر موجود است.

 این تصاویر عموماً دستمایه مناسبی است برای كسانی كه قصد دارند مستندی پیرامون یك رخداد یا شخصیت تاریخی بسازند. مثلاً در مستند «آلنده» كه سال گذشته از سیما هم پخش شده فیلمساز با استفاده از انبوه تصاویری كه از دوران ریاست جمهوری آلنده در شیلی بر جای مانده بود، مستند جذابی ساخته بود.

در اینجا اما در خصوص بسیاری از رخدادهای مهم سیاسی، اجتماعی با فقر تصویر مواجهیم. مثلاً در مورد كودتای 28 مرداد 32  یا فاجعه میدان ژاله 17شهریور 57، تصاویر بر جای مانده چیزی در حد صفر است. در اواخر دهه 50 و دهه 60، حوادث سیاسی ، اجتماعی ایران توجه سراسر جهان را به خود جلب كرده بود. وقوع انقلاب اسلامی به عنوان یكی از مهمترین اتفاقات سیاسی جهان در قرن بیستم یا جنگ تحمیلی و تجاوز صدام به خاك ایران، به عنوان دو رویداد مهم تاریخ معاصر،‌ از ابعاد مختلف قابل بررسی و مداقه‌اند.

 رخدادهایی‌كه خوشبختانه سندهای تصویری زیادی هم از آنها موجود است. اما عملكرد گروهك منافقین در سال‌های جنگ تحمیلی یكی از حلقه‌های مفقوده در این زمینه بود. باز هم فقر تصویر، در این زمینه مهمترین دلیل ساخته نشدن مستندهایی پیرامون خیانت منافقین بود. مجموعه مستند «گرگ‌ها» چنانكه پیشتر آمد، مهمترین دستمایه‌اش را از تصاویری گرفت كه به تازگی كشف شده‌اند.

تصاویری اغلب سیاه و سفید و گرین‌دار و قدری هم بی‌كیفیت به لحاظ صدا و تصویر. هرچند همین جنس تصاویر گرین‌دار، نوعی كیفیت زیبایی شناسانه برای این مستند رقم زده است. نكته مهم شیوه استفاده از این تصاویر است. تصاویری كه به صورت مخفیانه از سوی استخبارات عراق تهیه شده و به همین خاطر دوربین در اغلب این فیلم‌ها، جای ثابتی دارد و نه تغییری در زاویه دوربین صورت می‌گیرد و نه اندازه نماها تغییر می‌كند.

 

مستند افشاگرانه

در این فیلم‌ها روابط پنهان و آشكار سازمان مجاهدین خلق با حزب بعث عراق در ایام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به تصویر كشیده شده است. یكی از بخش‌های جالب این مستند، تصاویری است كه در آنها عباس داوری از سران منافقین به همراه دیگر دوستانش یك سوی میز نشسته‌اند و سوی دیگر میز هم مسئولان امنیتی بعث عراق قرار گرفته‌اند.

جایی كه در آن منافقین، به جاسوسی می‌پردازند و در قبال اطلاعاتی كه از جبهه‌ها و تحركات رزمنده‌های ایرانی به طرف عراقی می‌دهند، پول دریافت می‌كنند. جالب اینكه پول‌ها به صورت نقد و در همان جا پرداخت می‌شود. تصویری كه اگر در یك سریال داستانی به این شكل به تصویر كشیده می‌شد، شاید عده‌ای آن را گل درشت می‌دانستند اما در فیلمی كاملاً مستند، كاركردی جالب توجه یافته است.

یك سوی میز نمایندگان گروهك منافقین، سوی دیگر افسران امنیتی عراق و روی میز هم انبوهی از اسكناس، این تصویر تكان دهنده‌ای است كه در نهایت ایجاز عمق خیانت گروهك منافقین را به نمایش می‌گذارد، حتی اگر جای دوربین خیلی مناسب نباشد و عملاً مهمترین آدم‌های درام، در زاویه پشت به دوربین قرار گرفته باشند.

نكته جالب توجه تدوین این تصاویر با فیلم‌های آرشیوی مرتبط است. مثلاً در جایی كه عباس داوری در حال ارائه اطلاعات و خبر فروشی پیرامون حمله هوایی عراق به منطقه گیشای تهران است، تصویر كات می‌شود به خانه‌های ویران شده گیشا و غیر نظامیان بی‌گناهی كه اجسادشان از میان آوار بیرون كشیده می‌شد. به واقع با مونتاژ این تصاویر، برتاثیرگذاری فیلم افزوده می‌شود.

مستند افشاگرانه

به لحاظ تصویری، همچنین می‌توان به صحنه‌ای اشاره كرد كه مسعود رجوی سركرده منافقین در مقابل صدام حسین زانو زده و آلبومی را به او نشان می‌دهد.باز هم به زبان تصویر، اوج زبونی و خیانت گروهك منافقین و سركرده‌اش به نمایش گذاشته می‌شود.

مجموعه «گرگ‌ها» یك اتفاق ارزشمند در حوزه مستندهای سیاسی به شمار می‌آید؛ مستندی افشاگرانه با سندهای تصویری بكر و درجه اول از خیانت‌هایی كه البته همه آن را می‌دانستیم، اما مستند گرگ‌ها با تصاویر منحصر به فردش ابعاد تازه‌ای از این خیانت‌ها را باز می‌
 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم بهمن 1386

مسعود رجوی و تصاویر لو رفته از او

 بهمن 1312 - 22 ژانویه: درگذشت عارف قزوینی شاعر و ترانه‌سرای دوران انقلاب مشروطیت   روز دوم بهمن 1312 شمسی، ابوالقاسم عارف قزوینی ترانه‌سرای برجستهٌ دوران انقلاب مشروطه درگذشت. عارف قزوینی در سال 1300 قمری در قزوین متولد شد. عارف از دوران جوانی فعالانه وارد جنبش آزادیخواهانهٌ مردم درجریان انقلاب مشروطه شد و درجریان همین مبارزات از آخوندهای مرتجع بیزاری جست. او با آثار هنری خود به افشای استبداد و فساد و غارتگری هیئت حاكمه و مرتجعین همدست آن، و برانگیختن تودهٌ مردم همت گماشت. عارف با شعر و صدای گیرایش ازشور آزادیخواهی ومیهن‌پرستیِ مجاهدان وانقلابیون مشروطه حكایت می كرد. ترانه‌سرا و هنرمند آزادیخواه دوران مشروطیت سرانجام در52 سالگی در دوم بهمن ماه 1312 شمسی خاموشی گرفت و در همدان به خاك سپرده شد.

 

2 بهمن 1368 - 22 ژانویه: تحصن خانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران روز دوم بهمن‌ماه سال 1368 به دنبال سفر گالیندوپل و هیئت ویژه ملل متحد به ایران صدها تن از اعضای خانواده‌های شهیدان مجاهد و زندانیان سیاسی قتل عام شده، به یك تحصن در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران دست زدند. آنان خواستار دیدار نمایندهٌ ویژهٌ ملل متحد و ارائه اسناد و مدارك و ادای شهادت در افشای جنایات رژیم بودند. این تحصن در روزهای بعد ابعاد وسیعتری یافت. به رغم اقدامات سركوبگرانه و بازدارنده رژیم و استقرار واحدهای زیادی از پاسداران و در سرمای شدید زمستانی، تعداد متحصنین به بیش از یكهزار تن رسید. رژیم بسیاری از متحصنین را دستگیر و روانهٌ شكنجه‌گاهها نمود.

 

2 بهمن 1324 - 22 ژانويه: تشكیل حكومت خودمختار كردستان ایران به رهبری قاضی‌محمد

روز دوم بهمن ماه سال 1324 حكومت خودمختار كردستان ایران به رهبری قاضی محمد اعلام موجودیت كرد. در اواخر جنگ دوم جهانی و اوائل حكومت شاه، مردم كردستان ایران، مبارزات آزادیخواهانه خود را در ابعاد گسترده‌تری آغاز كردند. در این سال ها جمعیتِ تجدید حیات كُرد با نقش تعیین‌كننده قاضی محمد، با استفاده از استقبال وسیع مردم به یك حزب علنی تبدیل گردید و طی بیانیه‌ای خواسته‌های خود را اعلام كرد. خواسته ها شامل این موارد بود: خودمختاری برای كردستان در چارچوب دولت ایران، رسمیت یافتن زبان كردی، انتخاب یك شورای محلی و بهبودی وضعیت اقتصادی- اجتماعی كردستان. اما حكومت مركزی در مقابل جنبش حق‌طلبانه كردستان تلاش كرد با مارك تجزیه‌طلبی آن را بدنام ساخته و مانع از پیوند آن با جنبش تمامی ایران گردد. به‌رغم این توطئه‌چینی‌ها، در بهمن 1324 قاضی محمد با استفاده از ضعف دولت مركزی، خودمختاری كردستان را اعلام كرد. قاضی محمد تلاش كرد كه در مذاكره با دولت قوام‌السلطنه، جمهوری خودمختار مهاباد را قانونی كند، اما نتیجه‌ای نگرفت. سرانجام رژیم دست‌نشانده شاه در بهار سال 1326 شهر مهاباد را تسخیر و سرانِ جنبش را كه حدود 30 نفر بودند، دستگیر و روز دهم فروردین آنان را در میدان شهر مهاباد به دار آویخته و به شهادت رساند.

 

2 بهمن 1331 - 22 ژانويه: تاسیس بیمه‌های اجتماعی كارگران در زمان دكتر مصدق

روز دوم بهمن سال 1331 خورشیدی دكترمصدق رئیس دولت وقت دستور تأسیس فوری سازمان بیمه های اجتماعی كارگران را كه از ابتكارهای وی به منظور تامین رفاه عمومی بود، صادر كرد.

 

3 بهمن 1294- 23 ژانویه: اولین نشریه فارسی زبان در آلمان

در جریان جنگ جهانی اول چند ایرانی در آلمان نشریه ای بنام كاوه را به زبان فارسی منتشر ساختند كه تاریخ انتشار نخستین شماره آن سوم بهمن ماه 1294 بود. از این نشریه كه مدت ها انتشار یافت اینك به عنوان یك ماخذ استفاده میشود.  

 

4 بهمن 1357 - 24 ژانويه: اولین سخنرانی مسعود رجوی پس از آزادی از زندان 

مسعود رجوی تنها بازمانده مركزیت اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران، كه همراه با آخرین دسته از زندانیان سیاسی به همت مردم از شكنجه‌گاه های رژیم شاه آزاد شده بود، در روز چهارم بهمن سال 1357 اولین سخنرانی خود را در حضور ده ها هزار تن، در مسجد دانشگاه تهران ایراد نمود. مسعود رجوی در این سخنرانی گزارش كوتاهی درباره 14 سال فعالیت سازمان مجاهدین خلق ایران و هفت سال اسارت و زندان به مردم ایران ارائه نمود. رجوی بر حرمت كلمه آزادی تأكید كرد و انحصارطلبی‌هایی تحت نام اسلام را محكوم دانست.

 

6 بهمن 1366 - 26 ژانويه: انتشارگزارش مركز حقوق‌بشر ملل متحد درباره نقض حقوق بشر توسط رژیم خمینی

روز ششم بهمن‌سال1366، مركز حقوق‌بشر سازمان ملل متحد با استناد به افشاگریهای مستند و موثق مقاومت ایران، ازجمله اسناد منتشره توسط مجاهدین خلق ایران به ویژه لیست اسامی و مشخصات 14028تن از شهدای انقلاب نوین مردم ایران، گزارش افشاگرانه‌ای دربارهٌ نقض آشكار و مستمر حقوق‌بشر توسط رژیم خمینی منتشر نمود.

 

7بهمن 39 - 27 ژانويه: دومین شكست مروان اموی از ابومسلم خراسانی

در جنگ دو روزه ــ 26 و 27 ژانویه ــ سال 750 میلادی كه میان نیروهای ابومسلم خراسانی و لشكریان مروان آخرین حكمران امویان شرق، در كنار رودخانه زاب روی داد، مروان شكست خورد و به مصر گریخت و در آنجا كشته شد. ابومسلم كه بر ضد حكومت امویان بپا خاسته بود سال پیش ازاین 749 میلادی ــ 128 خورشیدی ارتش امویان را شكست داده بود و پس از این پیروزی، مروان را از خلافت خلع و آن را به ابوالعباس سفاح منتقل كرده بود. بسیاری از مورخان، این سال را آغاز خلافت عباسیان و گسترش نفود ایرانیان در امور حكومت نوشته اند.  

 

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 16:19 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم بهمن 1386

عاقبت مجاهدین خلق

سرنوشت صدام در انتظار مسعود و مريم رجوی

 

در حالي كه بنا به گزارش روزنامه عراقي «البينه الجديده»، پليس بين‌الملل بنا به درخواست و مستندات ارايه‌شده از سوي دولت عراق، حكم بازداشت مسعود و مريم رجوي را صادر كرده، در صورت انجام اقدامات قانوني از سوي اينترپل، سرنوشت صدام حسين ـ ارباب اين دو تروريست ايراني مشهور ـ در انتظار آنان خواهد بود.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، هفته گذشته «جعفر الموسوي»، دادستان شجاع دادگاه عالي جنايي عراق، دادخواست ارايه‌شده عليه تروريست‌هاي مجاهدين خلق را به دليل قتل هزاران تن از شيعيان مظلوم عراق در انتفاضه شعبانيه 91 را اعلام كرد؛ در انتفاضه شعبانيه 91 كه اين روزها مردم عراق، شانزدهمين سال آن را گرامي مي‌دارند، هم‌زمان با تضعيف رژيم صدام، شيعيان عراق به ويژه در شهرهاي مذهبي كربلا و نجف، عليه او قيام كردند. در اين قيام، مزدوران صدام با همكاري تروريست‌هاي گروه مجاهدين خلق به مردم عادي حمله برده و نزديك به يك ميليون نفر از مردم عراق را به خاك و خون كشيدند.

هفته گذشته، اعضاي اين گروه تروريستي، با انتشار اخبار دروغ از گروه‌هاي عراقي كه وجود خارجي ندارند، انواع اهانت‌ها را به موسوي كردند، اما با انتشار خبر صدور حكم بازداشت مسعود و مريم رجوي، مشخص شد كه اسناد محكم دادستان عراق، اينترپل را براي بازداشت اين دو نفر، قانع كرده است.

بنا بر آخرين اخبار، مسعود رجوي در كنار 28 تن از سران و عناصر كليدي مجاهدين خلق، به عنوان اسراي جنگي تحت بازداشت ويژه نظاميان آمريكايي با درجه حفاظتي بالا هستند. با اين حال، نظاميان آمريكا كه اين افراد را به همراه شماري از بازماندگان اين گروه در قرارگاه اشرف تحت نظر دارند، مانع هرگونه دسترسي دولت عراق و ارتش اين كشور به تروريست‌ها شده‌اند.
اين در حالي است كه پيش از اين و اندكي پس از سقوط دولت صدام، اخباري مبني بر بازجويي از مسعود رجوي در آمريكا منتشر شد.

از سوي ديگر، دسترسي به مريم رجوي نيز كه در 27 ژوئن 2003 توسط بخش ضد تروريسم دولت فرانسه بازداشت و بازجويي شد، براي اينترپل آسان است.
اين در حالي است كه ماه گذشته رجوي و در پي تأكيد اتحاديه اروپا بر ادامه ماندن نام مجاهدين خلق در ليست گروه‌هاي تروريستي، به شدت به اتحاديه اروپا و «ژاك شيراك»، رئيس‌جمهور پيشين فرانسه، فحاشي كرد. هم‌زمان زمزمه‌هايي از همكاري اعضاي اين گروه تروريستي با تروريست‌هاي بعثي و يا سلفي ساكن عراق براي ضربه وارد كردن به دولت در اين كشور،‌ به گوش مي‌رسد.

در پايان اين گزارش آمده است: مريم و مسعود رجوي كه دستشان به خون حدود پنجاه هزار شهروند بي‌گناه ايراني و عراقي آلوده است، از نظر تعداد قربانيان گروه متبوعشان، تنها با جنايتكاراني چون «اسامه بن‌لادن» و «ابومصعب زرقاوي» قابل مقايسه هستند و در صورتي كه اينترپل بخواهد به وظيفه قانوني خود بنا بر اصول مصرح بين‌المللي و گرايش‌هاي ضد تروريستي سازمان ملل متحد عمل كند، بايد بدون از دست دادن وقت، اين دو و ديگر همكاران آنان را براي محاكمه و مجازات قانوني، تحويل دستگاه قضائي عراق دهد.
 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:17 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386

اینم مجلس ششم

جت الاسلام کروبی:متاسفانه در مجلس ششم يک جمع قليلى کارهاى تند، نسنجيده و حساب نشده اى انجام دادند که به پاى همه نمايندگان نوشته شد.
 
 
 
 

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 19:4 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم دی 1386

فیلتر شکن

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه سی ام آذر 1386

اين هم تصويري از اتوبوس‌هاي «آشتي» در تهران!


 

 

حدس بزنید در این اتوبوس چه تعداد انسان جای

گرفته است ؟

 
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:49 |  لینک ثابت   • 

جمعه شانزدهم آذر 1386

روپوش س/ک/س/ی


نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 18:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه شانزدهم آذر 1386

مرغ بال ملکوتم ..نیم از عالم خاک..چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم..

 


نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 18:9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم آذر 1386

سربازان امریکایی همچنان به برقراری امنیت در عراق مشغولند

 

 

 

 


 

اهالي تئاتر با رئيس مترو تهران ديدار کردند

 

 

اول تئاتري‌ها گريه محسن هاشمي رو درآوردن،

 

 

بعد هم با روضه هاشمي، تئاتري‌ها به حال مترو گريه کردن

 


 

اين هم تصوير يک مرد واقعا مقدس

 

 

خوش‌وبش با زن مردم مقابل همسر! بابا اي مردسالار

 


پريشب زلزله تبريز همه را به پارک‌ها کشيد

 

 

البته اين زلزله باعث صله رحم هم شد

 


اگر بعضي‌ها هنوز هم خواب و الهام و پيشگويي و اين چيزها را قبول

ندارند، به عکس‌هاي زير نگاه کنند تا ايمان بياورند:

 

 

 

همون طوري که مي‌بينيد، استعفا در يازدهم آذر داده شده، اما خبر آن

در دهم آذر!

 

نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 13:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آذر 1386

اینم یه جورشه؟؟

هك سايت انتخابات مجلس هشتم توسط يكي از

دلسوزان ایران

 

 

سايت majles8.com كه از سوي وزارت كشور براي برگزاري رايانه‌اي انتخابات مجلس

هشتم طراحي شده بود، هك شد.

به گزارش خبرنگار «فارس»، در حالي كه موضوع رايانه‌اي برگزار كردن انتخابات مجلس

هشتم، يكي از موارد اختلافي بين وزارت كشور و شوراي نگهبان بود، طراحي بسيار ضعيف

سايت آماده شده به اين منظور، انتقادات گسترده صاحب‌نظران IT را به دنبال داشت. با اين

حال، وزارت كشور با پخش تيزرهاي تلويزيوني و اعلام مسابقه، تلاش كرد مردم را به شركت

در برنامه اين سايت تحريك كند و بيش از صد قطعه انواع سكه بهار آزادي جايزه داد، اما روز

گذشته، اين سايت ضعيف هك شد. هرچند هنوز دامنه ir آن فعال است.اين در حالي است كه تا

كنون كليه تبليغات درباره دامنه majles8.com بود.

به نظر مي‌رسد شخصي كه اين سايت را هك كرده، از دلسوزان جمهوري اسلامي بوده، چراكه

اگر اين سايت در زمان حساسي چون انتخابات مورد حمله اينترنتي قرار مي‌گرفت، تبعات

سنگيني داشت.

اصرار وزارت كشور بر برگزاري رايانه‌اي انتخابات، امري پسنديده است، اما بايد براي اين

كار از برنامه‌نويسان خبره استفاده كرد كه خوشبختانه تعدادشان در كشورمان كم نيست.

 
 
در اين باره مجيد تجمليان، عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي - واحد تفت مدتي پيش
 
اظهار كرد: بنده يك كارشناس ارشد مهندسي كامپيوتر و صاحب حدود 16 سال تجربه كاري در
 
حوزه فناوري اطلاعات هستم.
 
 
1- از اينكه ميبينم كم كم در كشورمان به فناوري اطلاعات توجه جدي تري ميشود خوشحالم.
 
2- فراموش نكنيم كه فناوري اطلاعات همانند ساير دستاوردهاي علمي و فني بشر اگر به طور
 
اصولي و حساب شده مورد استفاده قرار نگيرد، مي‌تواند در عوض كمك، وضعيت را از آنچه كه
 
هست بدتر كند! در همين راستا استفاده از كارشناسان خبره و مشورت با صاحبان نظر و تجربه
 
بسيار مهم ميباشد.
3- متأسفم از اينكه همچنان شاهد سيطره زياد استفاده از محصولات ناامن، مسئله دار، ضعيف
 
و داراي مشكلات حق كپي شركت مايكروسافت در مهمترين سامانه هاي فناوري اطلاعات
 
كشورم هستم.
4- در حاليكه بسياري از كشورهاي پيشرفته و مهم جهان همچون آلمان، فرانسه، روسيه، چين،
 
كره جنوبي، هند و ... براي افزايش ضريب امنيتي و همچنين كم كردن ميزان وابستگي خود به
 
آمريكا در حال حركت به سمت فناوري هاي باز همچون J2EE , Linux , FreeBSD,
 
Apache, Firefox و ...هستند، چرا شما به استفاده از فناوري هاي مسئله داري همچون
 
IIS, ASP, IE و ... اصرار داريد؟!!
5- لطفاَ بهانه هائي همچون كمبود نيروي انساني متخصص و يا نبود پشتيباني را مطرح نكنيد
 
كه همه افرادي كه دستي بر آتش دارند ميدانند پاسخهاي محكمي براي اينگونه شبهات وجود
 
دارند.
 
 
شخص ديگري در پيام ارسالي خود براي «ایسنا» نوشت: هيچ ارتباطي بين فرمهاي ثبت نام و
 
ثبت راي دهندگان آزمايشي نيست.
گويا اين روش كه اطلاعات هر راي دهنده به طور كامل ثبت رايانه‌اي شود، بدون كوچكترين
 
تجزيه و تحليل و تفكري انتخاب شده چرا كه اين طور ثبت، زمان بسيار بيشتري از روش سنتي
 
مي‌گيرد و احتمال خطا را بسيار بالاتر مي‌برد. در راي‌گيري‌هاي الكترونيك از كارتهاي
 
الكترونيكي استفاده مي‌شود و اطلاعات توسط ماشين خوانده مي‌شود.  
اشتباهات املايي و ناشي از سرعت عمل دست اندركاران نيز زياد به چشم مي‌خورد. به عنوان
 
مثال تاريخ تولد ندارد و ...
 
در خاتمه بايد بگويم زماني كه صرف آرايش جوانهاي خوش‌تيپ تبليغ شده، خيلي بيشتر از
 
زماني است كه صرف طراحي كل اين سايت شده‌است!
 
به نظر مي‌رسد اكنون برخي از اين اشكالات برطرف شده باشد، اما هنوز اشكالات زيادي بر اين
 
نرم‌افزار وارد است.
نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:57 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آذر 1386

اصلاحیه قانون اساسی

 

نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:50 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم آذر 1386

 

سربازان امریکایی با پیشرفته ترین امکانات به برقراری امنیت در عراق مشغولند

 

عکس از رویترز

 


 

فاز دو مبارزه با اراذل اغاز شد

 

 

البته این دفعه مهربون تر و فرهنگی تر و بدون افتابه( مطابق عکس)

 


 

برداشت ازاد برای عموم

 

 

البته به جز قزوینی ها!

 


 

درگیری پلیس با مخالفان سارکوزی (فرانسه)

 

صد رحمت به جوجه بسیجیای خودمون اینا از اونام عقده ای ترن

 


 

صف بنزین نیست ، صف ساده لوح ترین ادم هاست در یکی از

شهرستانها

 

نوشتن نامه به رییس جمهور که حتما به دستش میرسه و حتما

ترتیب اثر داده میشه

 

 


 

چاوز برای بار هفتم به خانه ی دومش امد

 

 

چاوز: از دو ماه پیش که دیدمت ماشا الله چاق تر شدی

 


 

و این هم تنها خاصیت بوش

 

تبلیغات !


 

این دیگه نوبرشه !

 

 

کنکور تضمینی دیده بودیم ولی مداحی شو دیگه نه!

 


اجلاس بررسی مسائل هسته ای ایرن در خاورمیانه برگزار شد

 

 

تمامی حضار مشتاقانه به بررسی مسائل هسته ای ایرن پرداختند البته

در خواب !

 


همزیستی سربازان امریکای با کودکان افغانی

 

 

سرباز امریکایی: یه دفعه دیگه توپت بیفته اینور سوراخش میکنم.

 


 

و با هم صحنه دلخراش خودکشی یک پرتغال را میبینیم

 

 

کودکان زیر ۵۵ سال نبینند!

 

 


 

این هم از حواشی ملاقات مردمی پاپ

 

 

این باد به کلاه پاپم رحم نمیکنه

 


پنجمين همايش بيوتكنولوژي در سالن اجلاس سران برگزار شد.

 

 

البته با همون ايراد ده سال پيش، منظورم چكه كردن سقف سالن

اجلاس سرانِ!

 


این هم اسطوره فوتبال ایران در مراسم قر عه کشی مرحله مقدماتی

جام جهانی

 

 

خداییش دیگه خیلی ضایع بود اگه کرابات نمی زد.

نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 14:21 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم آذر 1386

گزارش تصويري از اجراي مرحله دوم طرح امنيت اجتماعي‌

مأموران پليس استان تهران در اجراي دومين مرحله از طرح جمع‌آوري اراذل و اوباش ، صبح امروز دستگيري تعدادي اراذل و اوباش كه توسط پليس شناسايي شده بودند را در دستور كار قرار دارند و توانستند 8 نفر از اين افراد را دستگير كنند.
مأموران يگان ويژه به همراه عوامل پليس اطلاعات و امنيت عمومي استان تهران با حضور در 2 محله اسلام آباد و حصار كرج اقدام به دستگيري اراذل و اوباش اين مناطق كردند.

عمليات دستگيري اراذل و اوباش از ساعت 5:30 صبح آغاز شد و در ابتدا مأموران پليس با حضور در منطقه حصار كرج منزل يكي از اراذل و اوباش بنام منطقه را محاصره و بعد از ورود به منزل 2 نفر از اراذل و اوباش شناسنامه‌دار را دستگير كردند.

در بازرسي از منزل اين فرد يك كيلوگرم مواد مخدر و تعدادي سلاح سرد شامل شمشير و چاقو كشف شد.
منزل بعدي كه مورد هدف پليس بود باز در همين منطقه بود كه مأموران وارد ساختماني 4 طبقه شده و يكي از اراذل و اوباش را دستگير كردند. در بازرسي از منزل اين فرد نيز يك قبضه اسلحه به همراه تعدادي فشنگ جنگي و تعدادي شمشير و سلاح سرد كشف شد.
به گزارش خبرگزاري فارس ، پس از دستگيري اين متهم‌ هنگام انتقال وي به خودروي پليس اهالي اين منطقه كه در محل حضور يافته و اجراي عمليات پليس را تماشا مي‌كردند، نسبت به وجود قهوه‌خانه‌اي در اين منطقه اعتراض داشته و به فرمانده انتظامي كرج عنوان كردند كه اين محل پاتوق افراد خلافكار است.

 

پس از اعتراضات مردم به دستور سرهنگ بزمون فرمانده انتظامي كرج صاحبان 2 قهوه‌خانه كه جنب يكديگر بودند به محل آمده و پس از باز كردن مغازه مأموران تمامي قليان‌ها و وسايل دخانيات را از بين بردند و فرمانده انتظامي كرج به صاحبان مغازهاي ياد شده اعلام كرد تا سريع مغازه را تخليه و يا اقدام به فعاليت در صنف ديگري به جز قهوه‌خانه كنند.
منطقه حصار كرج كه داراي بافت‌هاي غير‌همگون مسكوني است جزء مناطق جرم خيز كرج به شمار مي‌رود كه داراي منازل مسكوني با متراژهاي بسيار كوچك است كه به صورت كاملاً غير‌استاندارد نيز ساخته شده است.

 

عمليات دستگيري اراذل و اوباش توسط پليس استان تهران در ساعت 9:30 صبح پايان يافت.
سرهنگ نادر سركاري رئيس پليس امنيت عمومي استان تهران بعد از پايان عمليات در ستاد فرماندهي انتظامي كرج در جمع خبرنگاران تعداد افراد دستگير شده را 8 نفر عنوان كرد و گفت: دستگيري 16 نفر در دستور كار پليس قرار داشت كه 8 متهم در محل حضور نداشتند.
وي با اشاره به آمار كشفيات نيروي انتظامي استان از مخفي‌گاه‌هاي اراذل و اوباش دستگير شده گفت: از ‌8 متهم دستگير شده يك قبضه اسلحه برنو به همراه 40 تير جنگي، 5 قبضه شمشير و چاقو، دوربين اسلحه، دوربين شكاري، 1.5 كيلوگرم ترياك و آلات و استعمال مواد مخدر كشف شد.
وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه آيا طرح جمع‌آوري اراذل و اوباش باز هم اجرا مي‌شود يا خير؟ گفت: مناطق استان براي جمع‌آوري اراذل و اوباش مشخص شده است كه در بعضي از مناطق اين طرح اجرا شده‌ ولي در بعضي مناطق هنوز طرح به اجرا در نيامده است لذا اجراي اين طرح در آينده ادامه دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 13:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یکم آذر 1386

خاتمی و خطر استحاله نظام

 

 

 

پیش از آغاز ریاست جمهوری نهم، محمد خاتمی اعلام کرده بود که عطای مناصب سیاسی را به لقایش خواهد بخشید اما با آنکه او هنوز ریاست مرکز گفتگوی تمدنها را کنار نگذاشته بود فعالیت های خود را در قالب بنیاد باران افزایش داد و با سفرهای خارجی و شرکت در همایش های اقتصادی و سیاسی، نشان داد که چندان هم مایل به ترک فعالیت های سیاسی نیست. اما سفر خاتمی به شیراز در تیر ماه 86 تجربه متفاوتی از سنت شکنی های او در فعالیت های سیاسی اش بود. اظهار نظرهای اولیه حاکی از این بود که سفر خاتمی سیاسی نخواهد بود و او تنها دعوتی را که به مناسبت میلاد حضرت زهرا (س) صورت گرفته است اجابت خواهد کرد منتها فرجام این سفر چیزی شبیه به یک سفر استانی یا یک سفر تبلیغاتی برای انتخابات آینده بود. او در سخنرانی خود صراحتا به انتخابات مجلس هشتم اشاره کرد و اظهار داشت که: "ما خواهان حضور همه انديشه ها و سليقه ها در انتخابات هستيم" و در مصاحبه های خود نیز اذعان کرد: "در قبال اظهار محبت مردم احساس مسئولیت می کنم"!

 

فارغ از آنچه توسط رسانه های نزدیک به جریان دوم خرداد از متن و حاشیه سفر به شیراز گزارش شده است مطالب دیگری هم از قول خاتمی شنیده شده که هم چالش برانگیز است و هم یادآور جدال های کهنه ای که پس از سالها بحث فکری و سیاسی همچنان لاینحل باقی مانده اند. گویا او در برنامه سخنرانی خود مخالفان ايراني ليبراليسم را متهم كرده است كه ليبراليسم را نمي‌شناسند و ادعا کرده است که اسلام، ليبراليسم را فقط نقد مي‌كند و جنبه‌هاي مثبتي دارد كه آنها را مي‌پذيرد و با نظام‌هايي كه براساس آن به وجود آمده‌اند، تعامل مي‌كند. شنیدن این سخنان از خاتمی حتی به اندازه سانسور شدن آن از طرف رسانه های طرفدار او تعجب آور نیست چرا که طرفداری از لیبرالیسم و گرایش سیاسی به آن در کشور ما نه تازه گی دارد و نه آنچنان جذابیتی که شنونده را مجذوب و مبهوت خود نماید. این افکار آنقدر ساده انگارانه، سطحی و غیر علمی است که مجالی برای نقد فلسفی هم ندارد و تنها تحلیلی روانشناختی برای اشراف به موقعیت آن کفایت می کند.

 

تاریخ معاصر ما در ارتباط با فرهنگ غرب و در نزاع سنت/مدرنیته و اسلام/مدرنیسم شکل گرفته است. برای اینکه جایگاه مدعیات خاتمی را مورد سنجش قرار بدهیم کافی است نگاهی به این تاریخ بیاندازیم. بدون اینکه بخواهیم به بحث های مفصل، پیچیده و بی حاصلی که در این باب انجام می شود، وارد شویم می توانیم با نگاهی بیرونی سه حالت ساده انگارانه را در برخورد یک فرهنگ مهاجم با یک فرهنگ ایستا و عقب مانده تصور کنیم:

 

اول اینکه فرهنگ مهاجم بدون چون و چرا پذیرفته شود (ملکم خان، طالبوف، تقی زاده) دوم اینکه فرهنگ مهاجم کاملا طرد و نفی می شود (متحجرین) و حالت سوم اینکه؛ معجونی آمیخته از فرهنگ مهاجم و عناصری از فرهنگ پیشین تهیه و دوران جدید بر مبنای این آمیختگی تعریف و بازتولید شود(سیدجمال و اقبال لاهوری). در صدساله اخیر هر سه حالت مذکور وجود داشته و اساساً پیشینه سیاسی ما در دوران معاصر با غربزده ها، متحجرین و "معتقدان به التقاط" شکل گرفته است به طوری که هنوز هم نمی توان با اطمینان از تغییر کردن این صورتبندی سخن گفت.

 

دو جریان نخست پایگاه خود را تا حدود زیادی از دست داده اند و فعلاً از توان تأثیر اجتماعی بالایی برخوردار نیستند اما آنچه که به حاشیه رانده نشده و هنوز چالش اسلام- غرب را زنده نگه داشته، اندیشه هایی است که به طریقی دنبال جمع 2 مقوله اسلام و مدرنیسم هستند. پیشتازترین مدعیان این تفکر در کشور ما امثال سید جمال الدین اسد آبادی و اقبال لاهوری بودند که اعتلای غرب را در لوای عمل به فحوای احکام اسلام می دانستند! آنها فکر می کردند اگر مسلمانان به درستی به وظایفشان عمل کنند به جایی خواهند رسید که غرب رسیده است. در نظر آنان تصویر روشنی از نسبت فرهنگ غربی و فرهنگ اسلامی وجود نداشت و تنها علاقه آنان به هر دو سوی ماجرا نمود بارزی پیدا کرده بود. در بعد سیاسی احزاب و گروههای فراوانی وجود دارند که از این آبشخور فکری نوشیده اند و سرنوشت خود را با این بنیان رقم زده اند. جمعیت سوسیالیستهای مسلمان به رهبری محمد نخشب شاید اولین نمونه تاریخی باشد که به شکلی در پی آشتی اسلام و ارمغانی از غرب بود. بعد ها گروه موسوم به نهضت آزادی -مهندس بازرگان- به مهمترین جریان نوگرایی تبدیل شد که به دنبال پیوند اسلام و لیبرالیسم امریکایی افتاد. سازمان مجاهدین خلق نیز  -که از دل نهضت آزادی زاییده شده بود- به محل تلاقی اسلام و ایدئولوژی مارکسیسم تبدیل شد و غیر از این احزاب عمده، می توان به گروههای کوچک دیگری نیز که مصداق این التقاط سنتی هستند اشاره کرد که البته پرداختن به آنها خارج از این بحث است.

 

خاتمی و جریان دوم خرداد را شاید بتوانیم نزدیک ترین تجسم سیاسی افکار التقاطی و ادامه دهنده راه کسانی بدانیم که سالها پیش در نهضت آزادی سعی داشتند موجبات آشتی سنت/مدرنیته را از راه نزدیکی با لیبرالیسم فراهم کنند.

 

با این حال بارزترین مشخصه ای که می تواند ما را به روانشناسی این التقاط های سنتی رهنمون شود احساس تعلق معتقدان آن به هر دو سوی نزاع است. خود کم بینی یا شیفتگی نسبت به ظواهر زندگی غربی، وقتی در کنار تعلق خاطر به زندگی و فرهنگ سنتی قرار می گیرد موجب "پایبندی نسبی" به چارچوب های دین اسلام و دم زدن دائم از تازگی های دنیای غرب می شود؛ بدون اینکه اندیشه ای مبتنی بر مبانی فکری به صورتی مستدل آن را حمایت و پشتیبانی نماید. این تمایل شیزوفرنیک به خلط و پیوند در میان آنهایی که با سفر به غرب تحت تاثیر آداب زندگی و منش رفتاری غربیان قرار گرفته اند با وضوح بیشتری قابل مشاهده است. در نتیجه نمی توان برای این التقاط هیچ پایه فلسفی ای تراشید، یعنی نه می توان آن را نشأت گرفته ازمبنای افکار جدید غربی دانست و نه اینکه آن را بر شالوده اندیشه های اسلامی استوار کرد. مبنای این التقاط صرفاً یک واکنش روانی است و تنها عاملی که می تواند فقر تئوریک آن را پوشش دهد سعی در نمایش ظواهر جذاب و تاکید دائم برعالم گیر شدن این اندیشه ها است.

 

محمد خاتمی هم مدتی را با سمت ریاست مرکز اسلامی هامبورگ در آلمان گذرانده و به راحتی می توان فهمید که او مبنای فکری و شخصیتی خود را در چه دوره ای به دست آورده است. از سخنان او هویداست که به مکاتب فلسفی غرب علاقه زیادی دارد و ممکن است حتی خود را متفکر و صاحب نظر در این باره تصور کرده باشد. اما نوع سخنان متناقض نما و پر از تضاد او بر هر متعاطی فلسفه هم آشکار می کند که این سخنان تنها اثرات تلاقی حس عاطفی به ظواهر غربی و تعلق خاطر به فرهنگ اسلامی است. شاید اشاره به این نکته که نمایانگر عمق واقعی افکار خاتمی است خالی از لطف نباشد:

 

محمود سریع القلم از اساتید علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در زمان ریاست جمهوری خاتمی دیداری با وی داشته و در یادداشت های روزانه خود جمله کوتاهی را هم درباره این دیدار نوشته بود. وي این یادداشت را اینطور برای دانشجویانش خواند: "خاتمی همه فلاسفه را می شناسد، از هر کدام به اندازه یک پارا گراف". بعید به نظر می رسد که عبارتی به این کوتاهی بتواند به کلیدی ترین جنبه شخصیتی خاتمی و موج فکری ای که با ریاست جمهوری او فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر قرار داد اشاره کند. تفکرات خاتمی حاصل نوعی روانپریشی روشنفکرانه بود که هیچ مبنای سالم و قابل اشاره ای نداشت و ملغمه ای بود از بهم ریختگی و تنازع عقده هایی که پس از یک دوره فضای بسته سیاسی و خصوصاً محرومیت امثال خاتمی از پست های حساس فوران کرد. این آشفتگی به زودی هم به اثبات بی پایگی خود رسید و به همان سرعتی که ظهور کرده بود، فرونشست اما چون در دوره خود به شدت فضای روشنفکری و ژورنالیستی را تحت تاثیر قرار داده و از حمایت بعضی شخصیتها و کانونهای قدرت برخوردار شده بود دوباره به دنبال مجالی برای ظهور و خودنمایی است و همان شعارها و تفکرات سابق را برای حرکت دوباره خود انتخاب کرده است.

 

اگر خاتمی بخواهد دوباره به مناصب سیاسی بیاندیشد یا خود را به عنوان پدرخوانده جریان اصلاح طلبی جا بیاندازد تا به انتخاب شدن هم مسلکان خود کمک نماید، اولین باری نخواهد بود که در سیکل ترک مسئولیت و تمایل دوباره به آن قرار می گیرد. خاتمی اولین نماینده مردم اردکان و میبد در مجلس شورای اسلامی بوده است و از سال 1360 به فرمان رهبر جمهوری اسلامی سرپرستی موسسه کیهان را بر عهده گرفته تا اینکه در کابینه میرحسین موسوی به وزارت فرهنگ انتخاب شده و این پست را در کابینه هاشمی رفسنجانی نیز تکرار کرده است. خاتمی اولین بار در زمانی که مسئولیت وزارت ارشاد را بر عهده داشت افکار لیبرال- مذهبی خود را صراحتاً مطرح کرد. این همان زمانی بود که تز تهاجم فرهنگی تبدیل به بحث روز و موضوع اکثر محافل فکری و فرهنگی شده بود اما چون خاتمی تاب پذیرش واقعیت را نداشت و به هیچ رو نمی توانست به چیزی فراتر از آنچه دلمشغولی های شخصی اش را تشکیل می داد بیاندیشد در سال 1371 به استعفا پناه برد و وقتی رئیس وقت کتابخانه ملی، داوطلبانه از ریاست کنار کشید به ریاست این نهاد فرهنگی منصوب شد.

 

آنچه خاتمی مطرح می کرد و آنچه وزارتخانه او به خصوص در حوزه های کتاب و سینما پیگیری می کرد از همان زمان توسط اندیشمندان متعهدی چون سید مرتضی آوینی در بوته نقد قرار گرفت اما هیچ گاه دیده یا شنیده نشد که او به سوالات و ابهاماتی که با سخنرانی ها و شعارهایش می آفریند پاسخی داده باشد. انزاوی خاتمی از صحنه سیاست زمان زیادی طول نکشید و او در انتخابات هفتم ریاست جمهوری به گردونه رقابت وارد شد و با شعارهایی که منادی اباحه گری و آزادی بود، برای مردمی که تقریباً هیچ چیز از محتوای این شعارها سر در نمی آوردند، جذابیت های کاذبی ایجاد نمود که منجر به انتخابش شد و او توانست هشت سال تمام را بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند.

 

اکنون و در فاصله دو سال از آغاز ریاست جمهور جدید، خاتمی در حالی بر میزان فعالیت های سیاسی اش می افزاید که چهره ای متفاوت با قبل دارد. تا پیش از این شاید بخشی از طرفداران او در این خیال بودند که آنچه مسلک لیبرال و ظاهر اسلامی خاتمی دنبال می کند واقعاً منتهی به موضع آشتی اسلام و غرب خواهد شد اما این تصورات -اگرهم وجود می داشت- پیش از انتشار فیلم یا تصاویری بود که خاتمی را در حال دست دادن با چند زن ایتالیایی یا نشستن با وضعیتی ناشایست در کنار یک خبرنگار زن نشان می داد. این اتفاقات موج تازه ای به راه انداخت که چهره خاتمی را برای طرفداران متعهد او دگرگون کرد. شخصیتها و نهادهای نزدیک به خاتمی ابتدا در پی توجیه برآمدند و او را از هر اشتباهی مبرا دانستند اما وقتی خود خاتمی فضا را در حال تنگ شدن دید اشتباه بزرگ تری مرتکب شد و اتفاقات مزبور را تکذیب نمود! این رفتار ناشیانه و ناهماهنگ، چهره او را علاوه بر یک روحانی بی مبالات به سیاستمداری دروغگو هم تبدیل کرد.

 

تا پیش از این اتفاق، بسیاری از منتقدین، سخنان و شعارهای خاتمی را بهانه ای می دانستند که اگر به دست عوام بیافتد و به گفتمان غالب توده ها مبدل شود نتیجه ای جز فراموش شدن الزامات اسلامی و کمرنگ شدن پایبندی های اخلاقی اجتماع به دنبال نخواهد داشت، اما وقتی خود خاتمی نشان داد که در زندگی شخصی و خصوصی اش هم ارزشی برای این احکام قائل نیست ماجرا رنگ دیگری یافت؛ رنگی که نشان می داد او دانسته یا نادانسته ابایی از محو احکام اسلام ندارد و اگر طرح افکارش در حد اتفاقی چون پوشیدن لباس نو برای کودکان یا خارج شدن از عادات گذشته و در آمدن به سبک تازه ای از زندگی است، اما عملی شدن خواسته هایش درست در جهت اسلام زدایی از اجتماع خواهد بود و همه اینها در حالی است که خاتمی شخصیتی روحانی دارد و ملبس به لباس تبلیغ دین است.

 

جلال آل احمد در کتاب غربزدگی اش، آدم غربزده را در هر صورت موجودی هرهری مذهب و بی اعتقاد می داند. او معتقد است که روشنفکر نان به نرخ روز خور است و اینکه همه چیز برایش علی السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد دیگر بود و نبود پل هیچ است. و حالا آیا نمی توان خاتمی را که قسمت عمده ای از محبوبیت اش را مدیون سیادت و تلبس اش به لباس روحانیت است، مصداق عینی این جملات دانست؟

 

تند روی های خاتمی در برداشت های شخصی و شبهه آمیز از اسلام و تبلیغ دائمی آنها با استفاده از تریبون های سیاسی مشکلی بوده است که به خاطر قرار گرفتن مسئله در فاز سیاسی هیچ گاه مجال نقد و مقابله صحیح نداشته است. پس ازاتمام دوران اصلاحات نیز همواره ترس از عوارض سیاسی ای که ممکن بود دامنگیر مخالفت با رئیس جمهور سابق کشور شود مانع پیگیری مسائلی چون سفرهای بدون ضابطه، تایید صریح مسئله هولوکاست در جهت عکس سیاست های اعلام شده دولت، ابراز عدم خرسندی از اعدام صدام یا طرح موضع گیریهای رادیکالی مثل متهم کردن اصولگرایی به فاشیسم! شده است. اما اکنون که ترکتازی های خاتمی صورتی عملی به خود گرفته است بقاء سیاسی او در حکم پذیرفتن سنت تازه ای است که رهاورد آن مجزا شدن حلقه سیاست از فرهنگ اسلامی و امکان فعالیت های سیاسی با وجود مخالفت علنی با اسلام است، عادت تازه ای که اگر بی تفاوتی نسبت به آن صورت بگیرد فراگیر خواهد شد و خطر استحاله جمهوری اسلامی را بیش از پیش جدی تر و محسوس تر خواهد ساخت.

 

 

نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 16:0 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یکم آذر 1386

  حاشيه هاي سخنراني خاتمي در مشهد

 

 

سخنراني محمد خاتمي پس از چند روز تبليغات گسترده در مشهد و نصب بنر و پوسترهايي با عنوان "مردي مي سرايد خورشيد در گلويش"، شب گذشته در سالن شهيد بهشتي مشهد واقع در بلوار فردوسي برگزار شد. در ادامه حاشيه هاي خبرنگار رجانيوز از اين جلسه 90 دقيقه اي آمده است:

 

پيش از آغاز برنامه كف سالن براي آقايان فرش شده بود و بانوان نيز يك طرف سكوهاي سالن نشسته بودند كه با اصرار جمعيت، طرف مقابل سكوها براي آقايان باز شد.

 

قبل از ورود خاتمي به سالن تعدادي از پسران و دختران اعضاء دفتر تحكيم دست در دست هم! سرود يار دبستاني را زمزمه كرده و به دليل جو ورزشگاه و سكوها، گاهي شعارهايي نظير "روبرو آماده باش" داده مي شد.

 

اين برنامه با تأخير 40 دقيقه اي از ساعت 18:40 آغاز شد.

 

پس از پخش سرود جمهوري اسلامي و قرائت قرآن، مجري برنامه شعري در تمجيد از خاتمي قرائت كرد.

 

توسلي و موسوي بجنوردي از اعضاء مجمع روحانيون مبارز خاتمي را در ورود به سالن همراهي كردند.

 

در سراسر برنامه يك موسيقي زمينه از دستگاههاي صوتي سالن پخش مي شد.

 

حجت الاسلام عجم، رئيس دفتر مجمع روحانيون مبارز مشهد به عنوان ميزبان برنامه به خاتمي خوشآمد گفت.

 

مجري جلسه در واكنش به شعارهاي تند برخي اعضاء تحكيم تهديد كرد آقاي خاتمي سالن را ترك خواهد كرد. با اين حال، اين طيف همچنان به شعارهاي خود ادامه دادند.

 

با حضور خاتمي در پشت تريبون براي ايراد سخنراني، تعدادي از حاضران شعارهايي مانند "خاتمي پاينده، رئيس جمهور آينده"، "درود بر سپهر ايران زمين، مصدق شريعتي خاتمي" و "مرگ بر ديكتاتور" سردادند كه خاتمي با لبخند شعارها را همراهي كرد.

 

تعدادي از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي فردوسي در انتهاي سالن با دردست گرفتن عكسهايي از رئيس جمهور و دست نوشته هايي مانند "آقاي خاتمي؛ هزينه اين تبليغات از كجا آمده است؟"*، "آقاي خاتمي؛ ساده زيستن را از احمدي نژاد بياموز"، "فقر، فساد و تبعيض محصول دولت توست" و "احمدي احمدي حمايتت مي كنيم"، در حمايت از احمدي نژاد شعار دادند.

 

پخش عكسهايي از 3 دانشجوي بازداشتي اميركبير در سالن باعث شد خاتمي سخنان را با حمايت از اين افراد كه ارديبهشت ماه سال جاري با انتشار نشريات موهن به ائمه اطهار (ع) و احكام اسلامي اهانت كرده بودند، آغاز كند. وي گفت: شادي ما مضاعف مي شد اگر اين دوستان نيز در كنار ما بودند و عيد را با آنها جشن مي گرفتيم.

 

در 15 دقيقه انتهايي برنامه، حدود 50 نفر از اعضاء انجمن دانشگاه فردوسي با دانشجوياني كه در حين سخنراني خاتمي در حمايت از احمدي نژاد شعار مي دادند، درگير شدند و عكس ها و نوشته هاي در دست آنها را پاره كردند.

 

روزنامه همبستگي كه روز گذشته عكس اول خود را به خاتمي اختصاص داده بود در تيراژ وسيع بين حاضران توزيع شد.

 

خبرگزاري فارس در خبري كه در زمينه حاشيه هاي اين مراسم ارسال كرد، رپرتاژي ناشيانه رفت. در حاليكه گنجايش سالن شهيد بهشتي مشهد 5 هزار نفر است و حدود نيمي از جايگاه مختص بانوان نيز خالي مانده بود، اين خبرگزاري ادعا كرد بيش از 10 هزار نفر در سالن حضور داشتند. اين در حاليست كه با احتساب حاضراني كه كف سالن نشسته بودند، اين جمعيت به حدود 5500 نفر مي رسيد.

 

سخنراني خاتمي پس از حدود 45 دقيقه پايان يافت. وي در اظهارات خود كوشيد به شعارهايي كه مخالفانش در اين برنامه سر داده بودند، پاسخ دهد.

 

پس از پايان برنامه تعدادي از اعضاء انجمن دانشگاه فردوسي با سردادن شعارهاي "مرگ بر ديكتاتور" و "دولت ناكارآمد استعفا، استعفا" قصد تحريك حاضران و تبديل كردن اين برنامه به يك راهپيمايي را داشتند كه با بي توجهي اغلب شركت كنندگان، جمعيت متفرق شدند.

 

حضور نيروي انتظامي براي كنترل راهپيمايي احتمالي در بيرون از سالن مشهود بود و پليس ضدشورش در نزديكي هتل هما مستقر شده بود. با اين حال، هيچگونه در گيري ميان پليس و مردم روي نداد.

رجانيوز

*خوب معلومه از كجا اومده مي تونيد از هاله اسفندياري و بنياد سوروسي ها بپرسيد.

نوشته شده توسط حاج محمد (مدیر) در 15:50 |  لینک ثابت   •